تبلیغات
حضرت محمد صلی الله علیه و آله

زیارت قبور و بهانه‌های واهی وهابیت (1)

وهابیت

وقتى انسان، كسى را از دست مى‏دهد كه با او پیوندى- خونى، عاطفى، دینى و جز آن- دارد، پیوسته به مناسبت‏هاى گوناگون از او یاد نموده و در بزرگذاشتش مى‏كوشد. این بدان رو است كه مرگ، راه ملاقات جسمانى را بر آنان مى‏بندد و بازماندگان به تذکار و یادآوری معنوى بسنده نموده، بر سر مزار شخص از دست رفته و با برگزای مراسمی به یاد شخص درگذشته، وی را گرامى مى‏دارند. مساله اندوه در فراق عزیزان و همایش بر سر مزارشان، سنّتى همگانى است،که شاید بتوان آن را برخاسته از فطرت آدمى و ناشی از احساسات پسندیده وی نسبت به مساله هم نوع دوستی و مانند آن دانست، این رویه  از دیرباز تا کنون مورد تایید بسیاری از فرق و مذاهب اسلامی بوده بطوریکه که آنرا در زمره یکی از رفتارها و سنت های اجتماعی معقول و پسندیده جامعه اسلامی قرار داده است.


این مساله  افزون بر اینكه در فطرت آدمى ریشه دارد، سنّت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز بر آن صحّه مى‏گذارد. روایاتى از پیامبر بزرگ آسمانى (صلی الله علیه و آله) نقل كرده‏اند كه این عمل را تأیید مى‏كنند.در مقابل  آراء و نظریات طیف حداکثری امت اسلامی، فرقه وهابیت مسائلی مانند حرکت جهت زیارت قبور،سوگواری در کنار مزار، آبادانی قبور،ساخت مسجد کنار قبور انبیاء و صلحا و نذر و گریستن برای آنان را به عنوان شرک تلقی کرده و از این تفکر به عنوان بهانه و دستاویزی جهت  ایراد اتهام ناروای شرک و کفر به امت اسلامی بهره جسته اند. پیش از طرح و پاسخگویی به شبهات وهابیت، مساله زیارت قبور را در ساحت تاریخ واندیشه اسلامی مورد بررسی قرار داده و برخی از آثار و فوائد آن را نیز بازگو می کنیم.  

 

تشویق و توصیه رسول خدا پیرامون  زیارت قبور

در متون اسلامى، علاوه بر لزوم اصل ایمان به آخرت، ضرورت ذكر و یاد مرگ نیز مورد تاكید قرار گرفته است واز جلوه هاى یاد آورى قیامت، زیارت قبور است كه داراى آثار اخلاقى و تربیتى فراوانى است، از جمله سبب عبرت و درس آموزى و قطع وابستگیهاى مادّى و آمادگى براى آخرت و انجام مسۆولیتهاى الهى، مى باشد.از این رو در روایات اسلامی توصیه های زیادی درمورد زیارت قبور و اثرات معنوی آن به چشم می خورد.

حضرت فرمود: «قبور را زیارت کنید، چون شما را به مرگ یاد آور می کنند .رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مردم را ابتدا به دلیل نزدیکى به دوران جاهلیت نهى فرمود و هنگامى که پایه هاى اسلام در جامعه استقرار و شهرت یافت آنان را به زیارت قبور امر فرمود»

عده ای اشکال می کنند که روایات معارضی با روایاتی که مساله دعوت به زیارت قبور می کند، وجود دارد که مفهوم نهی و تحریم این عمل از آنها برداشت می شود. وهابیان نیز این قبیل  روایات را مستمسک اصرار و پافشاری خویش در نهی مساله زیارت قبور قرار داده، و از آنها به عنوان ادله خویش بهره می جویند. در حالیکه این قبیل روایات گویای نهی موقت پیامبر گرامی اسلام در مساله زیارت قبور بوده است.چرا که تازه مسلمانان برسر مزار درگذشتگان مشرک خویش حاضر گشته و برای آنان طلب رحمت و استغفار می نمودند،بر همین اساس آیاتی نازل شد که مسلمانان را از این رفتار برحذر داشته و آنرا بیهوده عنوان نمود. به تبع کلام وحی نیز پیامبر خدا در مقطعی کوتاه، مسلمانان را از زیارت قبور و طلب استغفار برای احفاد و گذشتگانی که در حال شرک از دنیا رفتند، نهی نمودند. در حالیکه  پس ازگسترش اسلام و رسوخ ایمان در دل مسلمانها این نهى برداشته شد و پیامبر خدا جواز زیارت اهل قبور را صادر نمود. ذکر این نکته شایان توجه است که فحوی و لحن موضع گیری پیامبر خدا در این زمینه  نه تنها دلالت بر جواز دارد، بلکه از دعوت و تشویقی حکایت دارد که  گویای منافع تربیتی و آثار معنوی این رفتار می باشد.

چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: «كُنْتُ نَهَیْتُكُمْ عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوها فَإِنَّها تُزَهِّدُ فِى الدُّنْیا وَتُذَكِّرُ لِلْاخِرَةِ» (1)

من شما را از زیارت قبور نهى مى كردم، ازاین به بعد آنها را زیارت كنید، زیرا زیارت قبورشما را نسبت به دنیا بى اعتنا مى‏سازد و آخرت را به یاد مى آورد.

 

سیره اندیشمندان و صحابه در مساله زیارت قبور

در زیارت قبور و بزرگذاشت آنها ، آثاری مترتب است که هر خردمندی با اندکی بینش ودرایت، به آثار فردی و اجتماعی آن رهنمون شده و آنرا در زمره سنتهای نیکوی اجتماعی و انسانی به شمار می آورد؛تا جائیکه برخی از اندیشمندان اهل سنت آنرا مورد تاکید قرار داده ، و حتی احتمال وجوب این سنت نیکو را مطرح می سازند، که به برخی از این اقوال اشاره می کنیم:

1ـ شافعى مى نویسد: «زیارت قبور اشکالى ندارد، مالک از ربیعة بن ابى عبدالرحمان از ابو سعید خدرى خبر داده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: در گذشته شما را از زیارت قبور نهى مى کردم ولى اکنون آنها را زیارت کنید»(2)

 2ـ محمّد بن شبرینى مى نویسد: «مستحب است که زائر به بقیّه شاهد (مکان هاى شریف) در مدینه نیز برود و آنها حدود سى موضع است که اهل مدینه مى شناسد و زیارت بقیع و قبا نیز مستحب است»(3) در جاى دیگر مى گوید: «زیارت قبور مسلمانان براى مردان به طور اجماع مستحب است در گذشته زیارت قبور نهى شده بود. پس نسخ شد به دلیل فرمایش پیامبر(صلى الله علیه وآله) که فرمود: در گذشته شما را از زیارت قبور نهى مى کردم; ولى اکنون آنها را زیارت کنید». رسول خدا(صلى الله علیه وآله) همواره به سوى بقیع مى رفت و مى فرمود: سلام به شما اى سرزمین گروه مومنان! به خواست خدا به شما خواهیم پیوست، خدایا اهل بقیع را بیامرز! و روایت شده که حضرت فرمود: «قبور را زیارت کنید، چون شما را به مرگ یاد آور می کنند .رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مردم را ابتدا به دلیل نزدیکى به دوران جاهلیت نهى فرمود و هنگامى که پایه هاى اسلام در جامعه استقرار و شهرت یافت آنان را به زیارت قبور امر فرمود»(4)

هل الشیعة وحدهم یزورون قبور الأئمة؟

3ـ بریدة بن حصیب از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که فرمود: من در گذشته شما را از زیارت قبور نهى میکردم اکنون آنهارا زیارت کنید(:چون آنها آخرت را یاد آورتان مى شوند و زیارت آنها خیر شما را زیاد مى کند پس هر کس خواست، آنها را زیارت کند ولى سخن بیهوده و باطل نگویید) این روایت را مسلم(5)،ابوداوود(6)، بیهقى(7)، نسائى(8)، و احمد(9)، نقل کرده اند .

سمهودى مى نویسد: غزالى گفته است: «هر کس که دیدن او در حال حیات موجب تبرک شود بعداز مرگ نیز دیدن او موجب تبرّک مى شود و جایز است سفر براى زیارت او براى این غرض(10) و نیز در جاى دیگر مى گوید: «علما بر استحباب زیارت قبور براى مردها اجماع کرده اند و این اجماع را نووى نیز نقل نموده است . بعضى از علماى ظاهریّه به وجوب زیارت قبور هستند»(11)

 5ـ محبّ الدین طبرى درکتاب ریاض النضره (12) حدیث طولانى را درباره حادثه ابواء که در سفر حج بین عمر بن خطاب و پیر مردى که از او فریاد خواهى نمود رخ داد نقل می کند :وقتى عمر از حج بازگشت و به این مکان رسید از حال آن پیر مرد جویا شد دید که مرده است راوى گوید: عمر را دیدم که با گام هاى بلند به سوى قبر آن پیر مرد مى شتافت تا این که بر قبر او ایستاد و بر او درود فرستاد، سپس قبر او را به آغوش گرفت و گریه کرد» اگر براى مثل عمر ایستادن در قبر یک فرد عادى و به آغوش گرفتن آن و گریه بر آن جایز است پس چگونه امت را از وقوف بر قبر رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) و در آغوش کشیدن و گریه بر آن حضرت و عترت پاکش(علیهم السلام) باز مى دارند؟ در حالى که خداوند مى فرماید: «آنها کسانى هستند که خداوند آنان را هدایت کرده پس باید به هدایتشان اقتداکرد(13)»(14)

 

فوائد، آثار و برکات زیارت قبور

نخستین فایده بزرگداشت گذشتگان، نگهدارى حرمت آنان پس از وفات و قدرشناسى از آنان است ،  که یكى از نشانه هاى عزّت و شرف انسانى است،

دوّمین اثر، گرفتن درس هاى عبرت از قبور خاموش امّا گویاى آنها، و زدودن زنگار غفلت از آیینه قلب انسان و بیدارى و هشیارى در برابر زرق و برق تخدیر كننده دنیا، و كاستن از سیطره هوا و هوسهاست، و به تعبیر امیرمۆمنان على(علیه السلام) مردگان بهترین واعظانند.

مساله زیارت قبور، بر خلاف زعم و پندار وهابیت که آنرا دستمایه توسل و ارتباط به شخص در گذشته و در نتیجه نفی توحید افعالی می دانند ،امریست که از دیرباز مورد توجه پیامبر خدا ،صحابه و صلحا از صدر اسلام تا کنون دارد که آثار و فوائد تربیتی قابل توجهی را بر شخص و جامعه می گذارد

سوّمین اثر، تسلّى خاطر بازماندگان است، چرا كه مردم در كنار قبور عزیزان خود آرامش بیشترى احساس مى كنند. گویى در كنار خود آنها هستند و این زیارت ها از شدّت آلام آنها مى كاهد، به همین دلیل حتّى براى آنها كه مفقودالاثر هستند، شبیه قبرى درست مى كنند و در كنار آن به یاد آنان هستند.

چهارم این كه بزرگ شمردن قبور بزرگان پیشین ، یكى از طرق حفظ میراث فرهنگى هر قوم و ملّت است، و اقوام روزگار به فرهنگ كهن خود زنده اند. مسلمانان جهان فرهنگ غنى و عظیمى دارند كه بخش مهمّى از آن در قبور و آرامگاه هاى شهدا و علماى بزرگ و پیشروان علم و فرهنگ و به خصوص در مشاهد پیشوایان بزرگ دین نهفته است. حفظ و یادآورى و بزرگداشت آنها سبب حفظ اسلام و سنّت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) است.

پنجمین اثر این كه زیارت قبور پیشوایان بزرگ دین، و تقاضاى شفاعت در پیشگاه خدا از آنان كه آمیخته با توبه و انابه به درگاه الهى است، اثر معنوى فوق العاده اى در تربیت نفوس و پرورش اخلاق وایمان دارد و بسیارى از گنهكاران آلوده، در جوار بارگاه ملكوتى آنان توبه كرده و مى كنند، و براى همیشه اصلاح مى شوند، و صالحان نیز به مقام هاى والاترى از صلاح مى رسند.

 

خلاصه سخن

از آنچه گذشت به دست می آید که مساله زیارت قبور، بر خلاف زعم و پندار وهابیت که آنرا دستمایه توسل و ارتباط به شخص در گذشته و در نتیجه نفی توحید افعالی می دانند ،امریست که از دیرباز مورد توجه پیامبر خدا ،صحابه و صلحا از صدر اسلام تا کنون دارد که آثار و فوائد تربیتی قابل توجهی را بر شخص و جامعه  می گذارد .

 

پی نوشتها:

1- سنن ابن ماجه ج 1 ص 500

2- شافعى، کتاب الأم، ج 1، ص 317

3- مغنى المحتاج، ج 1، ص 512

4- همان ص 365

5- صحیح مسلم ج 3، ص 1563،و ج 2 ،ص 627

6- صحیح سنن ابى داوود ج 3، ص 218، 332

7- سنن بیهقى ج 4 ص 77

8- سنن نسائى ج 4 ص 89 و ج 7 ص 334

9- مسنداحمد بن حنبل، ج 5، ص 350، 355، 356، 361

10-  وفاالوفاء ج 4ص 1363

11-  وفاالوفا ج 4 ص 1362

12-  همان ج 2، ص 54 12

13-  انعام (6)، آیه 90

14- الغدیر ،ج 5، ص 156 14

سیدحامدحسینی        

بخش اعتقادات شیعه تبیان


زیارت قبور و بهانه های واهی وهابیت (2)

بقیع

در بخش گذشته روشن شد از جمله مسائلی که وهابیت به بهانه آن امت اسلامی را مورد اتهام شک ،ارتداد، و کفر قرار می دهند مساله زیارت قبور است .از جمله مطالب که در بخش پیشین گذشت بررسی تاریخ سیره و سنت صحابه درمورد زیارت قبور بود.از آنچه گذشت روشن شد که مساله زیارت قبور به عنوان یک اصل و سنت رایج جامعه اسلامی مورد توجه صحابه و خلفای راشدین بوده وزیارت و توسل به قبر برخی از شهدا مانند حضرت حمزه و پیامبر خدا به عنوان یک سنت حسنه و پسندیده مورد توجه امت اسلامی بوده است.


با این همه عده ای در طول تاریخ با دیدگاهی که برخاسته ازتعصبی جاهلی و کوتاه نگری دینی بوده ،مساله زیارت قبر پیامبر و دیگر اولیاء الهی را زیر سئوال برده و به زعم خویش آنرا مخالف با توحید دانسته اند. از آن جمله می توان به تفکر وهابی اشاره داشت که زیارت قبور اولیاء و صالحین را (به جز پیامبر گرامی اسلام) شرک دانسته و تا کنون اقدامات بیرحمانه ای را در تخریب قبور و قتل و غارت اموال زیارتگاهها و کشتن و به قتل رساندن زائرین انجام داده اند. در این بخش برآنیم تا در آئینه روایات ،مساله زیارت قبور را مورد بررسی قرار دهیم .

 

مساله زیارت قبور در سیره و کلام پیامبر:

حضور در حرم رسول اکرم یا خاندان پاک او نوعی تقدیر و سپاس از فداکاریها و جانفشانی های آنان درهدایت انسانها و نیز بیعت با ایشان است . درواقع شخص زائر هنگام زیارت قبر پیامبر و اهل بیت ایشان با آنها پیمان می بندد که درزندگی جز راه و رسم هدایتگر آنان ، روشی دیگر را انتخاب نکند .بی شک زیارت قبور ، سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.  چرا که در کتب حدیثی اهل سنّت  به وفور نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به زیارت قبر مادرش، آمنه می رفت و در آنجا می گریست.

زیارت قبر پیامبرو صلحا دارای ویژگیهایی است، که از زبان ایشان به دیدار ایشان در حال حیات تشبیه شده است.چنانكه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ حَجَّ فَزارَ قَبْرى بَعْدَ وَفاتى‏ كانَ كَمَنْ زارَنى‏ فى‏ حَیاتى‏» هرکس حج گزارد آن گاه قبر مرا پس از مرگم زیارت كند، مثل كسى است كه مرا در حال حیاتم زیارت كرده است

ازابوهریره چنین نقل شده است: « رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) قبر مادرش را زیارت کرد و در آنجا گریست و دیگران را نیز گریانید و فرمود: ... قبرها را زیارت کنید، زیرا زیارت قبور یادآور مرگ است.» (1)

از سویی دیگر از عایشه نقل شده كه سیره معمول  پیامبر بر این بود كه هر شبی كه ایشان نزد او بود، در آخر   شب به بقیع مى‏رفت و مى‏گفت: «درود بر شما كه در خانه مۆمنین آرمیده‏اید، و به شما   آنچه كه درباره فردا وعده داده شده بود، عنایت گردید، و ما نیز به شما إن‌شاء‌اللّه   ملحق خواهیم شد، خدایا اهل‏ بقیع را بیامرز(2)

پیامبر در جای دیگری می فرمایند : « زیارت قبور موجب دلسوزی و اشکبار شدن چشم و یادآوری آخرت می گردد، پس قبرها را زیارت کنید.» (3)

این رویه سیره معمول پیامبر و اهل بیت ایشا ن بوده و بسیاری از صحابه با تاسی به رسول خدا به این رویه مبادرت ورزیده و برای تعالی معنوی خویش و یاد آخرت ، بر سر قبور حاضر شده و در کنار آنان به عبادت می پرداختند. در همین زمینه از حضرت حسین‌بن‌علی(علیه السلام) نقل شده است که: فاطمه دختر پیغمبر، قبر عمویش حمزه را در هر جمعه   زیارت می‌كرد؛ سپس نماز می‌خواند و نزد قبر او می‌گریست . (4)

ابن‌ مسعود ازصحابه نیز  کلامی را در همین مورد از زبان رسول خدا روایت می کند که: آگاه باشید، از این پس قبور را زیارت کنید؛ چرا که شما را نسبت به دنیا بی‌ اعتنا می‌سازد و آخرت را به یاد می‌آورد. (سنن ابن ماجه جلد1صفحه501)

وهابیت

پس، زیارت اهل قبور مۆمنین و مسلمانان و دعا، خیرات و فاتحه برای آنان از  جمله رفتارهای بسیار خوب و شایسته و مۆثری است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام)، بسیار بر آن توصیه نموده‌اند. به ویژه زیارت قبور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، ائمه اطهار (علیهم السلام)، شهداء، علما و بزرگان اسلام و ارحام.

مساله دیگری که باید در این گفتار خاطر نشان شود اینست که وهابیان با اینکه نسبت به زیارت قبر پیامبر خدا آنهم به روشی که مورد تایید آنهاست ، مشکلی نداشته و ایرادی وارد نمی کنند،اما از دیرباز رفتار عملی بسیاری از آنان بر پایه عدم التفات و توجه به این سنت حسنه دلالت داشته است. آنچنان که در اظهارات سخیفانه برخی از علمای وهابی که در نشریات و سایتهای مختلف عرب زبان موضع آنان در قبال  زیارت مرقد مطهر رسول خدا، و و توسل به وجود نورانی ایشان  به خوبی مشهود است.

این در حالیست که نقل احادیث فراوان درباره زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) از طریق محدثان اهل سنّت، نشانگر مسلّم بودن این موضوع نزد امت اسلامی مى باشد. تعداد این احادیث طبق تحقیق صاحب «الغدیر» به 22 حدیث مى رسد.

از جمله  نکات جالب و مندرج در برخی از این قبیل روایات اینست که پیامبر خدا زیارت  مزار خویش را مقدمه شفاعت آن حضرت برای زائر دانسته است، چنانکه از عبداللّه بن عمر نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:  «مَنْ زارَقَبْرى وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتى‏» (5) هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعت من براى او لازم مى شود.

نکته ای که در اینجا تامل هر انسان دارای عقل و اندیشه را به خود جلب می نماید اینست که اگر به زعم وهابیت شخص از دنیا رفته دارای هوشمندی و شعوری  نیست که بتواند زائران قبر خویش را ادراک کند؛چگونه پیامبر خدا که مظهر صدق و راستی و حقانیت است چنین سخنی را بر زیان رانده است و با توجه به نفی  وهابیان نسبت به مساله شفاعت حکایت پیامبر از شفاعت زائران قبر خویش را چگونه می توان تاویل کرد؟

پیامبر خدا زیارت مزار خویش را مقدمه شفاعت آن حضرت برای زائر دانسته است، چنانکه از عبداللّه بن عمر نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ زارَقَبْرى وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتى‏» هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعت من براى او لازم مى شود

قابل توجه اینکه مساله ادراک و هوشمندی شخص درگذشته ، بر اساس روایتی که مساله توصیه آن حضرت به زیارت قبرشان آمده ، به چشم می خورد که اگر چه حیات برزخی صورت و شکل دیگری از حبات انسانی است، ولی زیارت قبر پیامبرو صلحا  دارای ویژگیهایی است، که از زبان ایشان به دیدار ایشان در حال حیات تشبیه شده است.چنانكه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«مَنْ حَجَّ فَزارَ قَبْرى بَعْدَ وَفاتى‏ كانَ كَمَنْ زارَنى‏ فى‏ حَیاتى‏» (6) هرکس حج گزارد آن گاه قبر مرا پس از مرگم زیارت كند، مثل كسى است كه مرا در حال حیاتم زیارت كرده است.

 

خلاصه سخن

بنابر آنچه در این گفتار عرض شد ،چنین می توان نتیجه گرفت که مساله زیارت قبور از دیدگاه پیامبر اسلام امری ممدوح و پسندیده است ،چرا که :

1-      این مساله سیره و روش پیامبر خدا بوده است.

2-      تاثیرات معنوی قابل توجهی نظیر یاد نمودن معاد و قیامت و همچنین بازدارندگی از گناهان در مساله زیارت قبور نهفته است.

3-      گفتار پیامبر حکایت از ادراک و شعور شخص متوفی دارد، که زائران خود را می شناسد .

4-      زیارت قبر رسول خدا به مثابه ملاقات ایشان در حال حیات تلقی شده است .

5-      زیارت و تبرک جویی از مزار پیامبر شفاعت حتمی آن حضرت را به دنبال دارد.

6-      دعا کردن و نماز گزاردن برای اموات در زمره سیره و سنت پیامبر خدا و خاندان گرامی ایشان قلمداد می شود .

 

پی نوشتها:

1-      صحیح مسلم ، ج 3، ص 65

2-      صحیح مسلم،ج2،ص669

3-      مسند احمد ، ج3، ص237

4-      ‌المستدرك علی الصحیحین، ج1،ص533؛ سنن البیهقی الكبری، ج4،ص78

5-      وفاء الوفاء  سمهودی جلد 1ص 1342

6-      نهج الرشاد ، احادیث  ص 140 ـ 143

سیدحامدحسینی       

بخش اعتقادات شیعه تبیان