دقت پیامبر (ص) درباره‌ی بیت‌المال

 

مؤلف: حجةالاسلام و المسلمین نورالله علیدوست خراسانی




 

تا آنجا پیشوایان دینی درباره حفظ بیت‌المال مراقبت می‌کردند که حاضر نمی‌شدند کسی نخ و سوزنی را بی‌مورد مصرف کند، که این مسأله در جنگ حنین (1) بخوبی روشن می‌شود که چگونه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره دقیق بود.

دقت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره‌ی بیت‌المال

روش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره حفظ بیت‌المال و تقسیم آن به طور مساوی بین مردم، (2) همان روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

روش حضرت با کارگزاران

روش امیرمؤمنان (علیه‌السلام) در این باره با کارگزاران خویش به گونه‌ای بود که اگر یکی از آن‌ها در این مورد تخلف می‌کرد، شدیداً او را مؤاخذه می‌کرد، (3) و با آن که حق استفاده از بیت‌المال را داشت، اما از محصول غله‌اش در مدینه، ینبع (4) بهره‌برداری کرد. با این همه هرگز از غذا سیر نشد (5) و لباس خشن می‌پوشید. (6) از نظر پوشیدن لباس هم، از بیت‌المال خودداری می‌کرد. (7)

روش حضرت با نزدیکان خود

درباره نزدیکترین افراد به خود مانند فرزندان (8) و برادرش عقیل (9) و داماد و پسر عمویش عبدالله جعفر و... نیز این مسأله را به طور دقیق رعایت می‌کرد. (10)

نماز در بیت‌المال

او پس از خواندن نماز نافله در بیت‌المال می‌فرمود: ‌ای بیت‌المال در روز قیامت شهادت بده که من از مال مسلمانان هیچ چیزی در تو نگاه نداشتم. (11)

جاروب کردن بیت‌المال

هر روز جمعه بیت‌المال را جاروب می‌کرد و آب می‌پاشید. سپس دو رکعت نماز بجای می‌آورد... (12)

علی (علیه‌السلام) و فروختن شمشیر

با این که بیت‌المال در اختیار او بود، شمشیر خود را به بازار می‌آورد و می‌فرمود: چه کسی این شمشیر را از من می‌خرد. به خدا سوگند اگر بهای لباسی داشتم آن را نمی‌فروختم. (13)

پی نوشت:

1. جهت اطلاع بیشتر در این باره رجوع شود به: ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 270-269. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، منشورات مکتبه المعارف، ط 1، 1966، ج 3، ص 345. 352 و 356. مغازی واقدی، ج 2، ص 918-917 و 943-942. ابن‌هشام، السیره النبویه، ج 4، ص 135-134.
2. الاسکافی، ابی‌جعفر، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه، تحقیق شیخ محمدباقر محمودی، ط 1، 1402 ه‍، 1981 م، ص 227. الزبیدی، شرح تاج العروس من جواهر القاموس، داراحیاء التراث العربی، ج 10، ص 78. ابی‌اسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، تحقیق محدث ارموی، چاپخانه حیدری، 1354 ه‍، 1935 ق، ج 1، ص53-51. سیره علی فی المال، ص 70. بحارالانوار، ج 41، ص 136. السنن الکبری، ج 6، ص 386 و ص 349-348. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 7، ص 38-37 و ج 2، ص 197. وسائل الشیعه، ج 11. کتاب الجهاد، ص 81، حدیث 80 از باب 39. الکلینی، ابی‌جعفر، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، 1389 ه‍.ق، ط 2، ص 69. الکاندهلوی، محمد یوسف، حیاه الصحابه، قاهره، دارالنصر للطباعه، 1388 ه‍، 1969 م، ج 2، ص 112. انساب الاشراف، ج 2، ص 141. طه حسین، الفتنه الکبری، علیّ و بنوه، مطابع دارالمعارف مصر، ط 7، 1394، ج 2، ص 146-135. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، خطبه 126 و 205 و 232. مناقب آل ابی‌طالب، ج 2، ص 110. مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، ج 3، ص 177. جورج جرداق، الامام علی صوت العداله الانسانیه، بیروت، دارالفکر العربی، ج 2، ص 460. دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، الطبعه الاخیره، مصر، مصطفی البابی الحلبی، 1388 ه‍.ق، ج 1، ص 153. فروع کافی، ج 4، ص 31. تحف العقول، عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 126. الطوسی، الامالی، ص 194. محمد بن نعمان، شیخ مفید، امالی مفید، نجف، مطبعه الحیدریه، ط 3، ص 112.
3. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، نامه‌های 5، 20، 40، 41، 43، 53، 70، 71. الفتنه الکبری، همان، ج 2، ص 147. بحارالانوار، ج 41، ص 105. خصال صدوق، باب الخمسه، ج 1، ص 341. حدیث 85. محمودی، شیخ محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، مطبعه النعمان، النجف الاشرف، ط 1، 1968 م، 1387 ه‍، ج 4، ص 30.
4. در این باره در بخش اول کتاب (بحث املاک شخصی امیرمؤمنان (علیه‌السلام) بحث شد.)
5. همان‌گونه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از غذا سیر نشد چنانکه جاحظ از عایشه این مطلب را نقل کرده است: الجاحظ، ابی‌عثمان، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، دارالفکر للجمیع، 1968، ج 1، ص 17.
6. ینابیع الموده، ص 147. درباره‌ی لباس حضرت نیز رجوع شود به: ینابیع الموده، ص 150. الغارات، ج 1، ص 97-96. الطبقات الکبری، ج 3، ص 27. کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج 13، ص 180، حدیث شماره 36540. کشف الغمه، ج 1، ص 162. الحافظ الموفق بن احمد الحنفی، المعروف باخطب خوارزم، المناقب، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، ص 66. الحلی، العلامه، کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تحقیق علی آل کوثر، نشر مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ط 1، 1413 ه‍.ق، ص 106.
7. ابن‌جوزی در این باره می‌نویسد: عن هارون بن عنتره قال دخلت علی علی بن ابیطالب بالخورنق و هو یرعد تحت سمل قطیفه فقلت یا امیرالمؤمنین ان الله تعالی قد جعل لک و لاهل بیتک فی هذا المال نصیباً و انت تصنع بنفسک ما تصنع فقال و الله ما ارزؤکم من مالکم شیئاً و انها لقطیفتی التی خرجت بها من منزلی او قال من المدینه الجوزی ابی‌الفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی، صفه الصفوه، مجلس دائره المعار فالعثمانیه، حیدرآباد دکن هند، ط 2، 1388 ه‍، 1968 م، ج 1، ص 122. الاموال، ابوعبید، ص 274-273. شخصی به نام هارون بن عنتره از قول پدرش نقل کرده که گفت: در خورنق خدمت علی بن ابیطالب رسیدم در حالی که حضرت خود را با قطیفه کهنه‌ای پوشانده بود و می‌لرزید. گفتم:‌ ای امیرمؤمنان خدای تعالی برای تو و خانواده‌ات در این مال (بیت‌المال) نصیب و بهره‌ای قرار داده است (مثل دیگران می‌توانی از آن استفاده کنی) ولی با خود این گونه رفتار می‌کنی؟ حضرت فرمود به خدا سوگند من از مال شما چیزی کم نمی‌کنم (استفاده نمی‌کنم) این هم قطیفه‌ای است که آن را از منزل خود یا این که گفت: از مدینه با خود آوردم (مال شخصی من است).
درباره غذای حضرت به همین بسنده می‌شود که قندوزی می‌گوید: علی کرم الله وجهه در مسجد کوفه در حال اعتکاف بود. وقتی خواست افطار کند مرد عربی نزد حضرت آمد. علی (علیه‌السلام) از میان کیسه‌ای نان جوینی که هنوز پوست نخاله جو بر روی آن پیدا بود، آورد و مقداری به او داد. مرد عرب نخورد. آن را در گوشه لباسش گذاشت و به طرف منزل امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) آمد. با آن‌ها غذا خورد سپس به آن‌ها گفت: در مسجد کوفه پیرمرد غریبی دیدم که غیر از این نان چیزی نداشت. من مقداری از این غذا را برای او می‌برم که بخورد. حسنین (علیهماالسلام) گریه کردند و گفتند او پدر ما امیرالمؤمنین است و با این کار با هوای نفسش مبارزه می‌کند و نفس خود را ریاضت می‌دهد. ینابیع الموده، ص 148-147.
8. برخورد حضرت با فرزندش حسین (علیه‌السلام) مناقب، ابن شهرآشوب، ج 2، ص 107. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج 11، ص 253. کشف الغمه، ج 1، ص 176 با تفاوت. برخورد با دخترش، تهذیب الاحکام، ج 10، ص 151. کتاب الحدود فی باب من الزیادات، باب 10، حدیث 37. مناقب، ج 2، ص 108. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط 2، 1408 ه‍، 1988 م، ج 3، ص 163 با تفاوت. درباره برخورد حضرت با یکی از دختران امام حسن یا امام حسین (علیهماالسلام) (تردید از راوی است) رجوع شود به: انساب الاشراف، ج 2، ص 132-131.
9. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 11، ص 245، 253، 254. مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 109-108.
10. عبدالله جعفر پسر برادر امیرمؤمنان و شوهر زینب سلام الله علیها بود. درباره او تعبیراتی (مانند دریای جود و یا این که سخی‌تر از او در اسلام نبوده است) شده که جهت اطلاع بیشتر درباره او رجوع شود به: الغارات، ج 2، ص 694، تعلیقه 12. الکتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، تحقیق الدکتور احسان عباس، دارصار، بیروت، ج 2، ص 170. طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، القاهره مکتبه القدسی، 1356 ه‍، ص 220. الابشیهی، المحلی، شهاب‌الدین محمد بن احمد، المستطرف فی کل فن مستظرف، داراحیاء التراث العربی، الطبعه الاخیره، ج 1، ص 160-158.
او وقتی به حضرت علی (علیه‌السلام) گفت: یا امیرالمؤمنین، دستور دهید که چیزی بر آنچه به من می‌دهند، بیفزایند؛ به خدا سوگند آن قدر تنگدست شده‌ام که باید برخی از ستوران خود را بفروشم. فرمود: به خدا سوگند چیزی ندارم که به تو بدهم، مگر این که از عموی خود (یعنی حضرت علی (علیه‌السلام)) بخواهی چیزی بدزدد و به تو بدهد. الغارات، ج 1، ص 66.
11. الغارات، ج 1، ص 49 و 83. صفه الصفوه، ج 1، ص 121. حلیه الابرار، ج 1، ص 332-331. ینابیع الموده، ص 147 با تفاوت در عبارات.
12. الغارات، ج 1، ص 47- 46. انساب الاشراف، ج 2، ص 132 تا 134. کنزالعمال، ج 13، ص 182، حدیث شماره 36546. کشف الغمه، ج 1، ص 165 و 173 الوردی، تاریخ ابن‌الوردی، عمر بن مظفر، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط 1، 1417 ه‍، 1996 م، ج 1، ص 157 با اندک تفاوت.
13. الغارات، ج 1، ص 63. مناقب اخطب خوارزم، ص 69. صفه الصفوه، ج 1، ص 123. کنزالعمال، ج 13، ص 178. الگنجی، الشافعی، الحافظ، محمد بن یوسف، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب، تحقیق محمد هادی الامینی، مطبعه فارابی، تهران، ط 3، 1404 ه‍، ناشر: داراحیاء التراث اهل‌البیت، ص 404. بحارالانوار، ج 41، ص 43. کشف الغمه، ج 1، ص 175. المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین، ص 238. در احادیث دیگری آمده است که فرمود: «اگر به اندازه شام شب داشتم، شمشیرم را نمی‌فروختم.» که بلاذری، می‌نویسد: (درآمد) غله علی (علیه‌السلام) چهل هزار دینار بود. آن‌ها را به عنوان صدقه در راه خدا داد و شمشیرش را فروخت و فرمود: اگر به اندازه غذای شب داشتم، آن را نمی‌فروختم. انساب الاشراف، ج 2، ص 117. مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 72. بحارالانوار، ج 41، ص 43. سفینه البحار، ج 2، ص 558. مرحوم سید رضی در این باره می‌نویسد: یک روز علی (علیه‌السلام) بر منبر کوفه بود، فرمود: چه کسی این شمشیرم را از من می‌خرد؟ اگر به اندازه غذای یک شب داشتم این را نمی‌فروختم. سپس مرحوم سید رضی اضافه می‌نماید که درآمد غله آن حضرت در آن زمان در هر سال به مبلغ چهل هزار دینار می‌رسید. السید الرضی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ط 1، 1406 ه‍، 1986 م، ص 64.
منبع: علیدوست خراسانی، حجةالاسلام و المسلمین نورالله؛ (1391)، منابع مالی اهل بیت (علیهم‌السلام)، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)، چاپ اول.
کلیدواژه‌ها: بیت‌المال، پیامبر، امیرالمؤمنین، کارگزاران، مصرف بیت‌المال
عنوان: دقت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره‌ی بیت‌المال
مؤلف: حجةالاسلام و المسلمین نورالله علیدوست خراسانی
تا آنجا پیشوایان دینی درباره حفظ بیت‌المال مراقبت می‌کردند که حاضر نمی‌شدند کسی نخ و سوزنی را بی‌مورد مصرف کند، که این مسأله در جنگ حنین (1) بخوبی روشن می‌شود که چگونه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره دقیق بود.

دقت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره‌ی بیت‌المال

روش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره حفظ بیت‌المال و تقسیم آن به طور مساوی بین مردم، (2) همان روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

روش حضرت با کارگزاران

روش امیرمؤمنان (علیه‌السلام) در این باره با کارگزاران خویش به گونه‌ای بود که اگر یکی از آن‌ها در این مورد تخلف می‌کرد، شدیداً او را مؤاخذه می‌کرد، (3) و با آن که حق استفاده از بیت‌المال را داشت، اما از محصول غله‌اش در مدینه، ینبع (4) بهره‌برداری کرد. با این همه هرگز از غذا سیر نشد (5) و لباس خشن می‌پوشید. (6) از نظر پوشیدن لباس هم، از بیت‌المال خودداری می‌کرد. (7)

روش حضرت با نزدیکان خود

درباره نزدیکترین افراد به خود مانند فرزندان (8) و برادرش عقیل (9) و داماد و پسر عمویش عبدالله جعفر و... نیز این مسأله را به طور دقیق رعایت می‌کرد. (10)

نماز در بیت‌المال

او پس از خواندن نماز نافله در بیت‌المال می‌فرمود: ‌ای بیت‌المال در روز قیامت شهادت بده که من از مال مسلمانان هیچ چیزی در تو نگاه نداشتم. (11)

جاروب کردن بیت‌المال

هر روز جمعه بیت‌المال را جاروب می‌کرد و آب می‌پاشید. سپس دو رکعت نماز بجای می‌آورد... (12)

علی (علیه‌السلام) و فروختن شمشیر

با این که بیت‌المال در اختیار او بود، شمشیر خود را به بازار می‌آورد و می‌فرمود: چه کسی این شمشیر را از من می‌خرد. به خدا سوگند اگر بهای لباسی داشتم آن را نمی‌فروختم. (13)

پی‌نوشت‌ها:

1. جهت اطلاع بیشتر در این باره رجوع شود به: ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 270-269. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، منشورات مکتبه المعارف، ط 1، 1966، ج 3، ص 345. 352 و 356. مغازی واقدی، ج 2، ص 918-917 و 943-942. ابن‌هشام، السیره النبویه، ج 4، ص 135-134.
2. الاسکافی، ابی‌جعفر، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه، تحقیق شیخ محمدباقر محمودی، ط 1، 1402 ه‍، 1981 م، ص 227. الزبیدی، شرح تاج العروس من جواهر القاموس، داراحیاء التراث العربی، ج 10، ص 78. ابی‌اسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، تحقیق محدث ارموی، چاپخانه حیدری، 1354 ه‍، 1935 ق، ج 1، ص53-51. سیره علی فی المال، ص 70. بحارالانوار، ج 41، ص 136. السنن الکبری، ج 6، ص 386 و ص 349-348. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 7، ص 38-37 و ج 2، ص 197. وسائل الشیعه، ج 11. کتاب الجهاد، ص 81، حدیث 80 از باب 39. الکلینی، ابی‌جعفر، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، 1389 ه‍.ق، ط 2، ص 69. الکاندهلوی، محمد یوسف، حیاه الصحابه، قاهره، دارالنصر للطباعه، 1388 ه‍، 1969 م، ج 2، ص 112. انساب الاشراف، ج 2، ص 141. طه حسین، الفتنه الکبری، علیّ و بنوه، مطابع دارالمعارف مصر، ط 7، 1394، ج 2، ص 146-135. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، خطبه 126 و 205 و 232. مناقب آل ابی‌طالب، ج 2، ص 110. مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، ج 3، ص 177. جورج جرداق، الامام علی صوت العداله الانسانیه، بیروت، دارالفکر العربی، ج 2، ص 460. دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، الطبعه الاخیره، مصر، مصطفی البابی الحلبی، 1388 ه‍.ق، ج 1، ص 153. فروع کافی، ج 4، ص 31. تحف العقول، عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 126. الطوسی، الامالی، ص 194. محمد بن نعمان، شیخ مفید، امالی مفید، نجف، مطبعه الحیدریه، ط 3، ص 112.
3. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، نامه‌های 5، 20، 40، 41، 43، 53، 70، 71. الفتنه الکبری، همان، ج 2، ص 147. بحارالانوار، ج 41، ص 105. خصال صدوق، باب الخمسه، ج 1، ص 341. حدیث 85. محمودی، شیخ محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، مطبعه النعمان، النجف الاشرف، ط 1، 1968 م، 1387 ه‍، ج 4، ص 30.
4. در این باره در بخش اول کتاب (بحث املاک شخصی امیرمؤمنان (علیه‌السلام) بحث شد.)
5. همان‌گونه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از غذا سیر نشد چنانکه جاحظ از عایشه این مطلب را نقل کرده است: الجاحظ، ابی‌عثمان، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، دارالفکر للجمیع، 1968، ج 1، ص 17.
6. ینابیع الموده، ص 147. درباره‌ی لباس حضرت نیز رجوع شود به: ینابیع الموده، ص 150. الغارات، ج 1، ص 97-96. الطبقات الکبری، ج 3، ص 27. کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج 13، ص 180، حدیث شماره 36540. کشف الغمه، ج 1، ص 162. الحافظ الموفق بن احمد الحنفی، المعروف باخطب خوارزم، المناقب، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، ص 66. الحلی، العلامه، کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تحقیق علی آل کوثر، نشر مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ط 1، 1413 ه‍.ق، ص 106.
7. ابن‌جوزی در این باره می‌نویسد: عن هارون بن عنتره قال دخلت علی علی بن ابیطالب بالخورنق و هو یرعد تحت سمل قطیفه فقلت یا امیرالمؤمنین ان الله تعالی قد جعل لک و لاهل بیتک فی هذا المال نصیباً و انت تصنع بنفسک ما تصنع فقال و الله ما ارزؤکم من مالکم شیئاً و انها لقطیفتی التی خرجت بها من منزلی او قال من المدینه الجوزی ابی‌الفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی، صفه الصفوه، مجلس دائره المعار فالعثمانیه، حیدرآباد دکن هند، ط 2، 1388 ه‍، 1968 م، ج 1، ص 122. الاموال، ابوعبید، ص 274-273. شخصی به نام هارون بن عنتره از قول پدرش نقل کرده که گفت: در خورنق خدمت علی بن ابیطالب رسیدم در حالی که حضرت خود را با قطیفه کهنه‌ای پوشانده بود و می‌لرزید. گفتم:‌ ای امیرمؤمنان خدای تعالی برای تو و خانواده‌ات در این مال (بیت‌المال) نصیب و بهره‌ای قرار داده است (مثل دیگران می‌توانی از آن استفاده کنی) ولی با خود این گونه رفتار می‌کنی؟ حضرت فرمود به خدا سوگند من از مال شما چیزی کم نمی‌کنم (استفاده نمی‌کنم) این هم قطیفه‌ای است که آن را از منزل خود یا این که گفت: از مدینه با خود آوردم (مال شخصی من است).
درباره غذای حضرت به همین بسنده می‌شود که قندوزی می‌گوید: علی کرم الله وجهه در مسجد کوفه در حال اعتکاف بود. وقتی خواست افطار کند مرد عربی نزد حضرت آمد. علی (علیه‌السلام) از میان کیسه‌ای نان جوینی که هنوز پوست نخاله جو بر روی آن پیدا بود، آورد و مقداری به او داد. مرد عرب نخورد. آن را در گوشه لباسش گذاشت و به طرف منزل امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) آمد. با آن‌ها غذا خورد سپس به آن‌ها گفت: در مسجد کوفه پیرمرد غریبی دیدم که غیر از این نان چیزی نداشت. من مقداری از این غذا را برای او می‌برم که بخورد. حسنین (علیهماالسلام) گریه کردند و گفتند او پدر ما امیرالمؤمنین است و با این کار با هوای نفسش مبارزه می‌کند و نفس خود را ریاضت می‌دهد. ینابیع الموده، ص 148-147.
8. برخورد حضرت با فرزندش حسین (علیه‌السلام) مناقب، ابن شهرآشوب، ج 2، ص 107. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج 11، ص 253. کشف الغمه، ج 1، ص 176 با تفاوت. برخورد با دخترش، تهذیب الاحکام، ج 10، ص 151. کتاب الحدود فی باب من الزیادات، باب 10، حدیث 37. مناقب، ج 2، ص 108. الطبری، تاریخ الامم و الملوک، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط 2، 1408 ه‍، 1988 م، ج 3، ص 163 با تفاوت. درباره برخورد حضرت با یکی از دختران امام حسن یا امام حسین (علیهماالسلام) (تردید از راوی است) رجوع شود به: انساب الاشراف، ج 2، ص 132-131.
9. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 11، ص 245، 253، 254. مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 109-108.
10. عبدالله جعفر پسر برادر امیرمؤمنان و شوهر زینب سلام الله علیها بود. درباره او تعبیراتی (مانند دریای جود و یا این که سخی‌تر از او در اسلام نبوده است) شده که جهت اطلاع بیشتر درباره او رجوع شود به: الغارات، ج 2، ص 694، تعلیقه 12. الکتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، تحقیق الدکتور احسان عباس، دارصار، بیروت، ج 2، ص 170. طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، القاهره مکتبه القدسی، 1356 ه‍، ص 220. الابشیهی، المحلی، شهاب‌الدین محمد بن احمد، المستطرف فی کل فن مستظرف، داراحیاء التراث العربی، الطبعه الاخیره، ج 1، ص 160-158.
او وقتی به حضرت علی (علیه‌السلام) گفت: یا امیرالمؤمنین، دستور دهید که چیزی بر آنچه به من می‌دهند، بیفزایند؛ به خدا سوگند آن قدر تنگدست شده‌ام که باید برخی از ستوران خود را بفروشم. فرمود: به خدا سوگند چیزی ندارم که به تو بدهم، مگر این که از عموی خود (یعنی حضرت علی (علیه‌السلام)) بخواهی چیزی بدزدد و به تو بدهد. الغارات، ج 1، ص 66.
11. الغارات، ج 1، ص 49 و 83. صفه الصفوه، ج 1، ص 121. حلیه الابرار، ج 1، ص 332-331. ینابیع الموده، ص 147 با تفاوت در عبارات.
12. الغارات، ج 1، ص 47- 46. انساب الاشراف، ج 2، ص 132 تا 134. کنزالعمال، ج 13، ص 182، حدیث شماره 36546. کشف الغمه، ج 1، ص 165 و 173 الوردی، تاریخ ابن‌الوردی، عمر بن مظفر، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط 1، 1417 ه‍، 1996 م، ج 1، ص 157 با اندک تفاوت.
13. الغارات، ج 1، ص 63. مناقب اخطب خوارزم، ص 69. صفه الصفوه، ج 1، ص 123. کنزالعمال، ج 13، ص 178. الگنجی، الشافعی، الحافظ، محمد بن یوسف، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب، تحقیق محمد هادی الامینی، مطبعه فارابی، تهران، ط 3، 1404 ه‍، ناشر: داراحیاء التراث اهل‌البیت، ص 404. بحارالانوار، ج 41، ص 43. کشف الغمه، ج 1، ص 175. المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین، ص 238. در احادیث دیگری آمده است که فرمود: «اگر به اندازه شام شب داشتم، شمشیرم را نمی‌فروختم.» که بلاذری، می‌نویسد: (درآمد) غله علی (علیه‌السلام) چهل هزار دینار بود. آن‌ها را به عنوان صدقه در راه خدا داد و شمشیرش را فروخت و فرمود: اگر به اندازه غذای شب داشتم، آن را نمی‌فروختم. انساب الاشراف، ج 2، ص 117. مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 72. بحارالانوار، ج 41، ص 43. سفینه البحار، ج 2، ص 558. مرحوم سید رضی در این باره می‌نویسد: یک روز علی (علیه‌السلام) بر منبر کوفه بود، فرمود: چه کسی این شمشیرم را از من می‌خرد؟ اگر به اندازه غذای یک شب داشتم این را نمی‌فروختم. سپس مرحوم سید رضی اضافه می‌نماید که درآمد غله آن حضرت در آن زمان در هر سال به مبلغ چهل هزار دینار می‌رسید. السید الرضی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ط 1، 1406 ه‍، 1986 م، ص 64.

منبع مقاله :
علیدوست خراسانی، حجةالاسلام و المسلمین نورالله؛ (1391)، منابع مالی اهل بیت (علیهم‌السلام)، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)، چاپ اول.

 




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , فضائل و کرامات , پیامبر اکرم و قران , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      04:09 ب.ظ -  جمعه 2 مهر 1395

حدیث شگفت انگیز پیامبر(مگسها)

حدیث شگفت انگیز پیامبر(مگسها)

یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ

ای مردم بدین مثلی كه زده شده است گوش فرا دارید، آن كسانی را كه به غیر از خدا می خوانید و پرستش می كنید هرگز بر خلقت مگسی (هر چند همه اجتماع كنند)، قادر نیستند و اگر مگس چیزی از آنها بگیرد قدرت باز پس گرفتن آن را ندارند، طالب و مطلوب (بت و بت پرست) هر دو ناتوانند

سوره حج آیه 73


آزار و اذیتهای مگس و بیماریهای كه مگس ناقل آن است، دیده ها را از تأمل و تفكر در این حشره باز داشته است. در حالی كه مگس یكی از عجایب آفرینش الهی محسوب می شود. خداوند پاك و متعال برای مردم مگس را مثل زده است.این مخلوق ضعیف و كثیف با سرعت سرسام آوری تكثیر می شود. و به ظاهر ضعیف می نمایاند، اما اگر مكانی را پر از مگس كنی و همه آنها را بجز یك مگس ماده بكشی،این مگس ماده یك نسل مگس برای مقاومت در برابر این ماده كشنده تولید می كند.

<<بنابراین ساختن مواد كُشنده برای نابودی مگسها كاری شكست خورده است>>

پس چه چیز می تواند مگسها را بكشد؟!

مگسها در دستگاههای دقیق بدن خود پادزهر های طبیعی درست می كنند و به وسیله آن با این مواد كشنده مبارزه می كند. حتی اگر مگسها در برابر سرما بمیرند نسلی از فرزندان را به دنیا می آورند كه در مقابل سرما مقاومت كنند.


با میكروسكوپ، چشم مگس صد برابر بزرگ شده كه در این بزرگنمایی چیزی بسیار شگفت انگیز دیده شد، یعنی هزاران عدسی كه به یكدیگر چسبیده بودند و امكان دیدن كامل را برای مگس فراهم می آورند. این موجود ضعیف كه مردم از آن بیزارند می تواند مانوری دهد كه حتی بزرگترین و پیشرفته ترین هواپیماهای جنگی قادر به آن نیستند. مگس نسبت به حجمش با سرعتی بسیار زیاد حركت می كند و قادر است كه ناگهان تا 90 درجه تغییر مسیر دهد و یا از سقفی به سقف دیگر برود و این چیزی است كه هواپیماهای بشری نمی توانند انجام بدهند.

 

اماچیزی كه باوركردنی نیست این است كه دستگاه عصبی مگس كاملاً شبیه دستگاه عصبی انسان می باشد.هنگامی كه خطری وی را تهدید كند به شدت عصبانی می شود. مگس عصبانی می شود و یاد می گیرد و احساس درد میكند. در حالیكه وزن مغز آن یك میلیونم گرم می باشد. مگس به اندازه كافی كار میكند و دارای مجموعه ای از غده ها است و حافظه ی او تا 2 دقیقه دوام دارد.



 

اما این حدیث پیامبر (ص) جالب توجه است كه می فرماید :<< هر گاه مگسی در نوشیدنی شما افتاد، آن را كاملاً در نوشیدنی فرو ببرید بعد آنرا دور بیاندازید زیرا در یكی از بالهایش بیماری وجود دارد و در دیگری شفاست.>>1

علوم جدید صحت و درستی این حدیث را ثابت كرده است : و كشف شده كه در یكی از بالهای مگسها پادزهری وجود دارد كه با میكروبها مبارزه می كند. پس هر گاه مگسی كه روی پاهای آن میكروبها و باكتریهای خطرناك وجود دارد در نوشیدنی شما افتاد می توانید [در صورت تمایل و جلوگیری از اسراف] مگس را كاملاً در آن فرو ببرید. زیرا در یكی از بالهای آن پادزهر این میكروبها وجود دارد.

اما پیامبر (ص) چگونه این حقیقت را شناخته و از كجا آنرا فهمیده است؟ آیا پیامبر آزمایشگاهی داشت؟ آیا آنجا ابزارها و آزمایشگاههای تجزیه و تحلیل وجود داشت؟ آیا آن زمان میكروسكوپ وجود داشت؟

و این چیزی جز وحی الهی و سنّت پاك محمدی نیست.


1- به روایت بخاری، ( 3142 )، ابوداود ( 3844 )، ابن ماجه ( 3505 ) و احمد ( 7141).




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , احادیث و سخنان گهربار , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      05:33 ب.ظ -  پنجشنبه 27 خرداد 1395

روایت شگفت انگیز پیامبر(خورشید های هستی)

روایت شگفت انگیز پیامبر(خورشید های هستی)

 

رئیس بزرگترین خبرگزاری فضایی جهان كه برجسته ترین دانشمند فضاشناس می باشد، در پاسخ به سؤالی راجع به اخترهای آسمانی و مجموعه های شعله ور آن كه به رنگ قرمز و سفید و سیاه هستند، گفت : خورشیدهای نورانی، سه دسته هستند؛ برخی از آنها مانند خورشید زمین، دارای رنگ قرمز هستند و نصف عمر خود را سپری كرده اند یعنی پنجاه میلیارد سال از عمر آنها باقی است.

برخی دیگر از خورشیدها، پس از طی دوران انتشار نور قرمز، حجم آنها بسیار بزرگ شده و از حد معقول می گذرند، سپس ناگهان كوچك شده و به 1صدم حجم اولیه خویش می رسند. در این حال، نور سفیدی از آنها ساطع شده كه دمای آن بسیار بالاتر از نور قرمز است. سطح خود آنها نیز سفیدرنگ می شود.

پس از آن، همین خورشید به مرحله تراكم و فشردگی می رسد و همانند یك مترمكعب آهن كه در اثر تراكم به اندازه ای كوچك گردد كه با ذره بین نیز قابل مشاهده نباشد، فشرده می شود.

تراكم و فشردگی این خورشید به حدی است كه قدرت جاذبه آن چنان افزایش می یابد، كه پرتوهای نوری قدرت خروج و انتشار نخواهند داشت.

امروزه به این خورشیدها، كه حالت تاریك پیدا كرد ه اند، چاله های فضایی (سیاه)گفته می شود. قدرت جذب این چاله ها چنان قوی است كه اگر زمین در میدان مغناطیسی آن قرار گیرد، حجم خود را از دست داده و به اندازه یك تخم مرغ كوچك می شود. البته همان وزن قبلی را داراست. تصور چنین حالتی بسیار شگفت انگیز است كه زمین به همراه پنج قاره خشكی و اقیانو سها و دریاهای سطح آن که 4 پنجم مساحت آن را به خود اختصاص داده اند، در صورت جذب شدن توسط چاله های سیاه، به اندازه یك تخم مرغ كوچك گردد.

پس مرحله سوم و در واقع نوع سوم خورشید، زمانی پدید می آید كه نور از آن خارج نشده و قدرت جاذبه بسیار شگفت و حرارت بسیار بالایی داشته باشد.

چه عكس العملی خواهیم داشت، اگر حدیث شریف زیر را بخوانیم كه به این حقیقت در هزار و چهارصد سال پیش اشاره داشته است، در ترمذی آمده است كه ابوهریره روایتی را از پیامبر(ص) نقل كرده است كه فرمود: « هزار سال در آتش دمیده شد تا به سرخی گرایید، هزار سال دیگر در آن دمیده شد تا سفید گشت و هزار سال دیگر نیز در آن دمیده شد تا سیاه گشت و كاملاً تاریك شد».1

این حدیث یكی از دلایل نبوت پیامبر(ص) است، زیرا ایشان از كجا می دانست كه هزار سال در آتش دمیده شده و قرمزرنگ گشته است؟

امام مناوی در کتاب «فیض القدیر» در شرح این حدیث می فرماید: «ظاهر حدیث نشان می دهد که منظور پیامبر(ص) از هزار سال، تکثیر و مبالغه بوده و زمانی طولانی را مد نظر داشته است»2

پس آسمان ها و هرچه در آن است، از جمله كهكشان ها، كازاره ها، ستارگان،سیارگان، برج ها، دنباله دارها، خورشیدها و ماه ها.

و زمین و هر چه در آن است، از جمله؛ كوه ها، دشت ها، دریاها، رودها، ماهی ها،پرندگان،گیاهان ،گل ها، جانوران، شب و روز و خورشید و ماه.

و انسان با خلقت و سرشت و هیكل و اعضا و همسر و فرزندان اش همه و همه بر وجود خداوند دلالت دارند و به سوی او رهنمون می شوند و از كمال او و ظهور صفات او در پدیده ها خبر می دهند. چرا كه خلقت بر خالق، سازه بر سازنده، نظام بر ناظم،حركت بر محرك، گام ها بر مسیر و آب بر وجود آبگیر دلالت دارد. آیا آسمانِ دارای برج ها و زمینِ دارای گذرگاه ها بر آفریننده ای حكیم و آگاه، دلالت ندارند؟


1-به روایت ترمذی، حدیث شماره2591.

2-فیض القدیر،ج3،ص80

 





دسته بندی : کتابخانه , مقالات , احادیث و سخنان گهربار , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      05:32 ب.ظ -  پنجشنبه 27 خرداد 1395
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو