محمّد صلّى الله علیه وآله، پیرو چه دینی بود؟

محمّد صلّى الله علیه وآله، پیرو چه دینی بود؟

مبعث


در اعتقاد جامعه شیعه و پیروان خاندان نبوت، پیغمبر اسلام از آغاز زندگى و پیش از آن که رسما پیغمبرى خود را اعلام کند، معصوم و پیغمبر بوده است. خداوند روح القدس را مامور حفاظت او کرده بود، و در مدت چهل سال پیش از رسالت و بعثت، با شریعت‏ خود عمل مى‏کرد. بنابر این پیرو دین و شریعت پیغمبر دیگرى نبوده است.  کتاب خدا (قرآن) و سنت‏ خود آن حضرت نیز گواه بر آن است.

 

روح القدس یا جبرائیل

آنچه از کتاب و سنت در تفسیر آیه 51 سوره مبارکه شورى استفاده مى‏شود این است که روح، در این آیه «روح القدس‏» است، نه جبرئیل:

«بدین گونه ما روح را براى اینکه وحى ما را به تو برساند به فرمان خود به سوى تو فرستادیم، در آن وقت تو نمى دانستى کتاب آسمانى چیست و ایمان کدام است‏».

 باید دانست که روح القدس، جبرئیل نیست. زیرا خداوند درباره جبرئیل مى‏فرماید: «قرآن را روح الامین بر قلب تو نازل کرد» ( شعرا/192) و مى‏فرماید: «جبرئیل قرآن را بر قلب تو به امر خدا نازل کرد» ( بقره/96).

بنابراین کار جبرئیل این بود که قرآن را بر قلب پیغمبر نازل مى‏کرد، نه این که خود وى مامور مراقبت از حضرت باشد. این ماموریت را روح القدس به عهده داشت. از آیات قرآنى استفاده مى‏شود که القاى «روح القدس‏» مشترک بین انبیا و رسولان بوده است. یعنى خدا او را مامور حفاظت و مراقبت از همه آنها کرده بود. خداوند درباره عیسى مى‏فرماید: «ما به عیسى پسر مریم علائم نبوت دادیم، و او را با روح القدس تایید کردیم»(بقره/ 87 و 252)؛ این کاملا مى‏رساند، پیش از رسمیت ‏یافتن مقام رسالتش با تاییدات الهى و ارتباط با روح القدس، مورد توجه خاص خداوند بوده است.

روایات شیعه مى‏گوید: پس از آخرین پیامبر، «روح القدس‏» مامور نگهدارى و حفاظت از ائمه اطهار بوده است.  محدث بزرگوار، کلینى در «کافى‏» از ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت مى‏کند که در تفسیر آیه «و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا»(شورى/51) فرمود: خداوند فرشته‏اى بزرگتر از جبرئیل و میکائیل خلق نمود، و او با رسول خدا بود. به وى خبر مى‏داد و او را حفظ مى‏کرد، و بعد از آن حضرت، با ائمه است.

اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى‏باید قبل از بعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته‏اند، قطعا شایع مى‏شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى‏کرد، و موضوع مکتوم نمى‏ماند

و در روایتى دیگر نقل مى‏کند که امام على النقى علیه السلام مى‏فرماید: پس از پیغمبر خاتم دیگر روح القدس به آسمان برنگشت و او در میان ماست.

 

نبی یا رسول

باید توجه داشت که «نبى‏» با «رسول‏» فرق دارد.  نبى کسى است که از جانب خدا اخبار غیبى به وى مى‏رسد، یا به وسیله جبرئیل و یا روح القدس. ولى رسول کسى است که باید اخبار الهى را به مردم برساند، و رسالت‏خود را ایفا کند. عیسى و یحیى در زمان کودکى نبى و پیغمبر بودند، ولى در آن سن و سال براى تبلیغ و اداى رسالت، ماموریت نداشتند.  پیغمبر خاتم نیز چنین بود. او از آغاز کودکى به وسیله روح القدس با الهامات غیبى آشنائى داشت، و از تعالیم دینى و احکام آسمانى با خبر بود، و خود بر وفق آن عمل مى‏کرد، ولى مامور نبود آن را به آگاهى قوم برساند. این ماموریت در سن چهل سالگى به وى محوّل شد.

 

پیامبر خاتم قبل از بعثت

امیر مۆمنان على علیه السلام در خطبه فاصعه نهج البلاغه مى‏فرماید: از لحظه‏اى که پیغمبر را از شیر گرفتند خدا بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او نمود تا اخلاق برجسته و صفات پسندیده را شب و روز به وى بیاموزد. من پیوسته در کنار پیغمبر بودم، هر روز ازصفات ممتازش دانشى به من مى ‏داد، و امر مى‏ کرد در هرکارى از وى پیروى کنم . پیغمبر (پیش از بعثت) در هر سال مدتی را در کوه حرا به سر مى‏برد. در آن حال من او را مى‏دیدم، ولى کسی جز من او را نمى‏دید.

از این سخن على علیه السلام کاملا پیداست که پیغمبر پیش از بعثت هم حالت پیغمبرى داشته است ولى مامور نبوده قوم را باخبر گرداند. این کار به طور رسمى در چهل سالگى حضرت اتفاق افتاد.

مبعث

براى اطلاع بیشتر از چگونگى وضع پیغمبر قبل از بعثت لازم است، آنچه را شیخ طوسى درکتاب پرارج «عدة الاصول‏» گفته است، در اینجا بیاوریم. شیخ طوسى مى‏نویسد: « پیغمبر نه قبل از نبوت و نه بعد از آن پیرو دین پیغمبران پیش از خود نبوده است. هر عملى را که او انجام مى‏داده، از جانب خدا به وى الهام مى ‏شده است. قبل از بعثت امور خاصى به آن حضرت وحى مى‏شد.»

میرزاى قمى از فقهاى بزرگ شیعه در کتاب‏ «قوانین‏» در این باره مى‏نویسد:

حق این است که پیغمبر قبل از بعثت عمل به احکام شرع مى‏نمود، ولى نه به دین پیغمبران پیش از خود، زیرا ما آن حضرت را از همه انبیا برتر مى‏دانیم. اگر او پیرو دین قبل از خود بود، مى‏باید مفضول بر فاضل مقدم گردد، و آن هم از نظر عقلى درست نیست.

دیگر این که اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى‏باید قبل از بعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته‏اند، قطعا شایع مى‏شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى‏کرد، و موضوع مکتوم نمى‏ماند.

همچنین، وقتى عیسى در گهواره پیغمبر باشد، و یحیى در کودکى به مقام نبوت برسد، پیغمبر نبودن خاتم انبیا قبل از بعثت ‏با افضلیت آن حضرت منافات دارد.  زیرا به اعتقاد عموم مسلمین پیغمبر اسلام از همه انبیاء افضل بوده است. به همین جهت نیز نمى‏باید فاضل پیرو مفضول باشد.

اگر بگویند از کجا بدانیم که پیغمبر قبل از بعثت هم از سایر انبیا افضل بوده است؟ مى‏گوئیم که هیچ کس فضلیت ‏حضرت را مربوط به وقت معینى ندانسته است.  بلکه گفته است پیغمبر در تمام دوران زندگى از ولادت تا وفات از همه انبیاء افضل و برتر بوده است.

پیغمبر اسلام قبل از بعثت در اصول اعتقادى همچون ابراهیم خلیل یکتاپرست‏ بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیم نیز چنین بوده‏اند، و به روش او مى ‏رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده که به وسیله «روح القدس‏» به وى مى‏ رسیده و آن را معمول مى‏ داشته است

فتال نیشابورى دانشمند مشهور شیعه در کتاب معروفش «روضة الواعظین‏» مى‏نویسد:  «طائفه شیعه اجماع دارند که پیغمبر پیش از بعثت در خفا پیامبر بود. از اول تکلیف روزه مى‏گرفت، نماز مى‏گزارد، عکس آنچه در میان قوم معمول بود. وقتى به سن چهل سالگى رسید، خداوند به جبرئیل امر نمود بر پیغمبر فرود آید و او را به طور آشکار مامور ایفاى مقام رسالت‏خود سازد».

عموم دانشمندان شیعه در این خصوص اتفاق نظر دارند، و اجماع آنها نیز حجت است.

علاوه بر این، شیعه و سنى روایت کرده‏اند که پیغمبر فرمود: «من در زمانى که آدم در بین آب و گل بود (یعنى وقتى که او را مى‏سرشتند) پیغمبر بودم‏»

فخر رازى دانشمند مشهور سنى در کتاب «معالم اصول الدین‏» مى‏نویسد: «حق این است که محمد پیش از نزول وحى پیرو هیچیک از انبیا نبود. زیرا ادیان پیش از دین عیسى به وسیله دین وى منسوخ شده بود. دین عیسى هم عنوان اصلى خود را به واسطه ناقلین آن که به خاطر اعتقاد به تثلیث کافر بودند، از دست داده بود. از این رو آنچه به نام دین عیسى مانده بود، اعتبار نداشت و نمى‏شد به آن اطمینان کرد. روى این اصل مسلم است که محمد پیش از بعثت ‏بر دین هیچ کس نبوده است».

 

نتیجه سخن

پیغمبر اسلام قبل از بعثت در اصول اعتقادى همچون ابراهیم خلیل یکتاپرست‏ بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیم نیز چنین بوده‏اند، و به روش او مى ‏رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده که به وسیله «روح القدس‏» به وى مى‏ رسیده و آن را معمول مى‏ داشته است.   بنابراین او قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى، نبى و پیغمبر بود، اما نه رسول و مامور به تبلیغ. رسالت وى در سن چهل سالگى بر فراز کوه حرا آغاز شد. 

                                                                                                                                فرآوری: ابوالفضل صالح صدر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: کتاب «تاریخ اسلام»، اثر استاد على دوانى.




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      08:40 ب.ظ -  جمعه 28 فروردین 1394

شمه ای از تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله

شمه ای از تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله

حضرت محمد
(از ولادت تا هجرت)

به مناسبت میلاد پر خیر و برکت رسول مکرم اسلام بر آن شدیم تا خلاصه ای از تاریخ پر فراز و نشیب آن حضرت (از ولادت تا هجرت) را در پیشروی شما علاقه مندان و ارادتمندان به حضرتش قرار دهیم تا به این وسیله با سرگذشت این مرد بی همتای تاریخ و سپهر معنویت در مجالی کوتاه آشنا شوید.


ولادت آن حضرت در سال 571 میلادی و در سالی واقع شد که به آن عام الفیل می  گویند. (سالی که در آن ابرهه با سپاه خود به سمت کعبه لشگر کشی کرد).

در ماه ولادت آن حضرت تقریبا اختلافی نیست؛ اما در روز آن، بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد؛ با این وجود، نظر مشهور در شیعه هفدهم و در اهل سنت دوازدهم ربیع الاول است.

نوزاد قریش فقط سه روز از مادر خود شیر خورد و پس از او، دو زن دیگر به افتخار دایگى پیامبر نائل شدند یکی ثوبیه بود و دیگری حلیمه.(1)

دو سال و چهار ماه داشت که پدرش عبدالله دارفانی را وداع گفت(2) و در شش سالگی، مادر نیز به جوار حق شتافت.(3) دو سال بعد عبدالمطلب، پدر بزرگش راهی دیار باقی شد.(4)

دوازده ساله بود که همراه با عمویش ابوطالب عازم سفری شد که در این سفر، بحیرا، راهب مسیحی او را دید و به اوصافش در کتب عهد عتیق اعتراف کرد. او به حضرت ابوطالب سفارش کرد که او را از گزند یهود محافظت کند.(5)

اولین ازدواج حضرت را در 25 سالگی ثبت کرده اند.(6) با این ازدواج، خدیجه علیهاالسلام همسر پیامبر شد و کانون تولد آسمانی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شکل گرفت.

در 17 رمضان سال بعد (سال یازدهم) در یک عنایتی شگرف، توفیق سفر به عرش الهی نصیبش شد و در سفری شبانه، خدایش او را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و از آنجا به عوالم بالا برد و مجدد به مکه بازگرداند

پیامبر خدا گام در سی سالگی نهاده بود که مولودی بس شریف دیده به جهان گشود و چشم و دل پیامبر را روشن کرد. این مولود پرخیر و برکت کسی نبود جز علی بن ابی طالب علیه السلام.(7)

سه سال بعد، رقیه، اولین فرزند رسول خدا به دنیا آمد.(8)

در چهل سالگی برای ماموریتی جهانی برگزیده شد و نشان خاتم انبیاء مدالی بود که بر سینه پر رمز و راز او نقش بست.(9) این رخداد بزرگ در 27 رجب و در نیمه های شب به وقوع پیوست. صبح فردا اولین کسانی که به او ایمان آوردند و تسلیم اسلامش شدند علی بن ابی طالب علیه السلام و همسرش خدیجه کبری علیهاالسلام بودند.(10) سه سال بعد دعوتش را عمومی کرد.(11)

پنج سال از بعثت گذشته بود که در 20 جمادی الثانی برترین بانوی هستی؛ در کانون خانواده اش چشم به جهان گشود.(12) این بانو «فاطمه» نام گرفت و تولدش قلب پیامبر را لبریز از شوق و شادی کرد.

یک سال و چند ماه بعد در اول محرم سال هفتم بعثت، دشمنان دست به نیرنگی زده و آنها را در شعب ابی طالب محاصره کرد ؛ به این گمان که با فشار تحریم، آنها دست از دین خدا خواهند کشید.(13) بعد از سه سال تحمل رنج و سختی برای دین خدا و استقامتی بی نظیر به لطف خدا این محاصره در هم شکست و رسول خدا صلی الله علیه وآله با یارانش از شعب خارج شدند.(14)

در همان سال (سال دهم)، حضرت ابوطالب و بعد از سه روز (یا 35 روز) حضرت خدیجه علیهاالسلام دو یار دیرین و محبوب قلب رسول خدا از این دیار پر کشیدند و به دیار باقی شتافتند. شدت غم و اندوهی که بر قلب مطهر پیامبر خدا نشست به قدری بود که که آن سال به عام الحزن مشهور شد.(15)

بعد از رحلت حضرت خدیجه علیهاالسلام، رسول خدا صلی الله علیه وآله با بانویی به نام سوده ازدواج کرد.(16) اندکی پس از این ازدواج عایشه به عقد حضرت درآمد.(17)

در چهل سالگی برای ماموریتی جهانی برگزیده شد و نشان خاتم انبیاء مدالی بود که بر سینه پر رمز و راز او نقش بست.( این رخداد بزرگ در 27 رجب و در نیمه های شب به وقوع پیوست. صبح فردا اولین کسانی که به او ایمان آوردند و تسلیم اسلامش شدند علی بن ابی طالب علیه السلام و همسرش خریجه کبری علیهاالسلام بودند

در 17 رمضان سال بعد (سال یازدهم) در یک عنایتی شگرف، توفیق سفر به عرش الهی نصیبش شد و در سفری شبانه، خدایش او را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و از آنجا به عوالم بالا برد و مجدد به مکه بازگرداند.(18)

آیات مربوط به معراج را می توان در سوره اسراء (آیه اول) و سوره نجم (آیات 7-18) ملاحظه کرد.(19)

چند ماه بعد پیمان عقبه اول منعقد شد(20) و در سال بعد که آخرین سال حضور رسول خدا در مکه بود پیمان عقبه دوم بسته شد.(21)

بعد از این وقایع و آماده سازی مدینه و پذیرش مردم آن سامان برای هجرت رسول خدا به آن دیار این اتفاق در شب اول ربیع الاول به وقوع پیوست. در آن شب تاریخی (لیلة المبیت) امیرالمومنین علیه السلام این شاگرد دیرین و یار باوفای رسول خدا برای مشغول کردن دشمنان در بستر آن حضرت آرمید و رسول خدا موفق به عبور از کمند دشمن و هجرت به سمت مدینه گردید.

این حماسه امام علی علیه السلام، ستایش خداوند متعال را برانگیخت و آیه ای در مجد و عظمت آن حضرت نازل شد.(22)

با هجرت رسول خدا صلی الله علیه وآله به مدینه و استقرار حکومت اسلامی در آنجا، فصل تازه ای در تاریخ اسلام گشوده می شود که سخن از آن، مجال دیگری می طلبد.

 

پی نوشت:

1. فروغ ابدیت ص 155

2. الطبقات الکبری ج1 ص80

3. مروج الذهب ج2 ص285

4. الطبقات الکبری ج1 ص95

5. مروج الذهب ج2 ص286

6. الطبقات الکبری ج8 ص174

7. أنساب الأشراف ج‏1 ص403

8. عیون الأثر ج‏2 ص358

9. مروج الذهب ج2 ص273

10. تاریخ الأمم و الملوك (طبری) ج‏2 ص314

11. إعلام الورى بأعلام الهدى ج‏1 ص106

12. الكافی ج 1 ص 457

13. عیون الأثر ج‏1 ص 149

14. همان

15. بحارالأنوار ج‏19 ص5

16. عیون الأثر ج‏2 ص368

17. بحار الأنوار ج‏22 ص235

18. الخرائج و الجرائح ج‏1 ص141

19. در سوره اسراء سخن از سفر زمینی و در سوره نجم سخن از سفر عرشی به میان آمده است.

20. تاریخ پیامبر اسلام، آیتى ص181: در سال دوازدهم بعثت، 12 نفر از انصار در موسم حجّ، در عقبه «منا» با رسول خدا بیعت كردند. پنج نفر از همان شش نفرى كه در سال گذشته اسلام آورده بودند(یعنى جز جابر بن عبداللّه) و هفت نفر دیگر.

21. همان ص186 : «مصعب بن عمیر بن هاشم» به مكّه بازگشت و اسلام اهل مدینه را به عرض رسول خدا رسانید و آن حضرت شادمان گشت، سپس جمعى از انصار در موسم حج به مكّه رفتند و «بیعت دوم عقبه» به انجام رسید. بیعت دوم عقبه در ذى حجّه سال سیزده بعثت اتفاق افتاد.

22. آیه 207 سوره بقره: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ؛ و از مردم كسى است كه جانش را براى خشنودى خدا مى‏فروشد [مانند امیرالمؤمنین علیه السلام‏] و خدا به بندگان‏مهربان است.

امید پیشگر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , بعثت پیامبر , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      05:30 ب.ظ -  جمعه 28 فروردین 1394

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

مبعث

فرهنگ مجموعه ای از ارزشها، عادات، رفتار و سنت های هر قوم است و به همین نسبت در عصر بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز فرهنگ هایی - كه بهتر است از آنها به عنوان خرده فرهنگ یاد كنیم - وجود داشتند.  این فرهنگ ها گر چه بعضاً باقی مانده فرهنگ ادیان الهی و ابراهیمی بودند اما با ضد ارزشهای موجود در جامعه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف که ناشی از تفكر و خواست های مادی بشر بود، آغشته شده بود. لذا تشخیص حق از باطل در این فرهنگ ها برای مردم بسیار سخت و بعضاً ناممكن شده بود؛ مطمئناً این نوع فرهنگ ها به نفع بشر نخواهد بود بلكه به نفع مستكبرین و حكام جور می باشد، چرا كه آنان در لوای این فرهنگها منافع خودشان را تأمین می كنند.

اما فرهنگ های الهی دارای خصوصیاتی است به نفع مردم و همه طبقات جامعه. فرهنگ های الهی و بخصوص فرهنگ اسلامی قصد تحمیل اهداف نظام ارزشها و نظام دینی خود را ندارند، چرا كه اگر مفاهیم ارزشمند این نظام های فرهنگی به نحو شایسته به مردم منتقل شود، ارزشها از ضد ارزشها شناسایی می شود و خرده فرهنگ های التقاطی جای خود را به نظام های برتر فرهنگی خواهند داد.

 

فرهنگ حقیقی در برابر فرهنگ التقاطی

فرهنگ به معنای جعل ارزشها براساس هواهای نفس، احساسات بشر و تمایلات انسانی نیست، بلكه فرهنگ اسلام براساس واقعیت ها و حقایق موجود شكل گرفت و ادامه یافت . پیامبر اسلام نیز در همین راستا به هدایت بشر همت گماشتند و زمینه ظهور و بروز فرهنگی برخاسته از متن حقایق و خواسته های الهی بشر را ایجاد نمودند تا بشریت با یكدیگر در رسیدن به سعادت همراه شوند.

در فرهنگ الهی برخاسته از وحی، دو مۆلفه بسیار مهم وجود دارد؛ یكی هماهنگی با فطرت و دیگری همسویی با عقل. فرهنگ اسلام در قالب یك نظام هماهنگ با فطرت و عقل وارد میدان شد، آن هم در زمانی كه آن فرهنگهای باطل و التقاطی بر زندگی مردم سایه افكنده بودند.   مسلم است كه این نوع فرهنگ ها اثرات بسیار مطلوبی بر رفتار و كردار و زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است

فرهنگ اسلامی چون دارای این دو مۆلفه مهم - فطرت و عقل - بود توانست جامعه بشری را راهنمایی و هدایت كند. البته برخی مسایل وجود دارد كه از سنخ فطرت یا عقل نیست بلكه فراتر از آن است، لذا به هدایت های ویژه نیازمند است. بنابراین هدایت بشر یا از طریق فطرت ممكن است یا احكام عقلی و یا وحی. این سه مرحله در رسیدن انسان به واقعیت های انسانی بسیار كمك می كند. از این رو، پیامبران با هدف اینكه انسان جایگاه واقعی خودش را بشناسد و به آن دست یابد و هویت خود را باز یابد، براساس متن وحی پروردگار به فرهنگ سازی جوامع پرداختند.  

راز گسترش فرهنگ وحیانی اسلام بر مبنای فطرت، عقل و خواسته ها و نیازهای بشر ظهور پیدا كرد، حكم صادرنمود و به همین دلیل نیز گسترش یافت چون در كلیه احكام زندگی اسلام ریشه های فطری و عقلی و الهی نهفته بود و به این نیازهای روحی، روانی و مادی و معنوی او پاسخ گفت.

اسلام

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد.

وقتی انسان ها شاهد بودند كه اسلام مجال ایفای نقش به فطرت و عقل داد، به سمت آن گرایش پیدا كردند.  در واقع اسلام و فرهنگ اسلامی به بشر مجال ساختن زندگی متعالی براساس نیازها و خواسته های واقعی اش را داد به همین دلیل رویكرد مردم چه در عصر بعثت و چه پس از آن قابل توجه است.

البته كسانی كه منافع مادی خود را در خطر می دیدند، با این حركت انقلابی پیامبر صلی الله علیه وآله كه تحول روحی عظیمی را در بسیاری از افراد به وجود آورد، مخالفت نمودند و سنگ اندازیهای زیادی هم داشتند و حتی به فرهنگ سازی انفعالی در برابر فرهنگ ناب اسلام پرداختند، چون انسانهایی كه به كنه وجودی خودشان پی برده بودند دیگر در مقابل تحقیرهای آنان كه منافی با شخصیت انسانی شان بود ایستادگی می كردند. لذا بیشترین كسانیكه علیه پیامبران واكنش داشتند و قیام كردند، بزرگان اقوام بودند و بیشترین كسانی كه به اسلام پناه آورده بودند و در سایه اسلام شخصیت یافته بودند، رنج كشیدگان و مظلومین سابق جامعه بودند، چرا كه ساخت زندگی براساس نیازها، آرزوها و با اختیار و انتخاب خود، آرزوی هر انسانی است.

 

ابزارهای انقلاب فرهنگی پیامبر

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله همچون سایر انبیای الهی بشر را به سمت خودشناسی و سپس خودسازی تشویق می كردند و روح هر انسانی خواستار استقلال در انتخاب و اختیار در گزینش نوع زندگی است، اما این استقلال و اختیار به معنای كنارگیری از هدایت های پیامبر نبوده و نیست. لذا ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است.

ابزار مهم دیگری كه پیامبران و بویژه پیامبر اسلام در ایجاد این تغییر از آن بهره جستند، استفاده از وزیران، مدیران و كارگزاران لایق است.  انتخاب وزیر مطلع بر امور از ویژگی های مۆمنان است چون مۆمنان صلاح و منفعت جامعه و دیگران و خود را مد نظر دارند و این همان معنای ایمان واقعی است.

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد

انتخاب این ویژگی برای وزیران یك پیامبر احتمال هر گونه سوء ظن، خطا در ولایتمداری و مصلحت خواهی برای پیروان آن پیامبر را كاهش و حتی به صفر می رساند و شبهات احتمالی را از بین می برد. لذا بهترین ابزار برای تحقق اهداف پیامبران در همین نكته نهفته است، یعنی انتخاب وصی، وزیر و جانشین اصلح، اطمینان و اعتماد به وزیر و داشتن ایمان به عملكرد كسی كه بر مبنای آنچه گفته شد انتخاب شده است، هر چند نقش نظارت بر عملكرد وزرا نیز باید پررنگتر از آنچه بیان شد مدنظر قرار گیرد.

یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده در این راستا، محبت و رأفت پیامبر اکزم صلی الله علیه وآله نسبت به سایرین است. این ویژگی هر انسانی است كه نسبت به محبت خالصانه و رأفت پدرانه یك سرپرست كرنش نشان می دهد. پیامبر صلی الله علیه وآله با استفاده از خصلت و خلق نیكوی خویش، آنچه را در لوای دستورهای الهی مد نظر داشتند به دیگران منتقل نمودند و آن مسایل و مطالب در ذهن مخاطبین ثبت و تثبیت شد، مگر آنهایی كه دلهایی بیمار داشتند.

 

شیوه تبلیغی پیامبر

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تبلیغ رسالت خود را با دعوت از راه گفتگو و براساس استدلال آغاز كردند. در آیات قرآن كه تعیین كننده مسیر حركت زندگی همه مسلمانان بوده و هست، از چه واژه هایی بیشتر استفاده می شود؟ «یتدبرون»، «یتفكرون»، «یعقلون» و...، واژه هایی هستند كه در اكثر آیات قرآن، مردم را به تفكر، تدبر و تعقل در آیات الهی و مخلوقات پروردگار دعوت و آنها را به نوعی با استدلال و با دلالت سخن گفتن، آشنا و دعوت می كنند. شیوه پیامبر در ابلاغ رسالتشان نیز همین شیوه بود، اما در مقابل، دشمنان پیامبر، وقتی در مقابل این فرهنگ بزرگ توان ایستادگی نداشتند، به مقابله منفی می پرداختند و اتهام ساحر بودن و... را به شخص پیامبر وارد می كردند.

در واقع ستیز آنها، ستیز فرهنگی نبود؛ زیرا آنها دارای فرهنگ به معنای واقعی نبودند، بلكه خرده فرهنگهای برخاسته از ایده های باطلشان تعیین كننده مسیر زندگی شان بود، لذا آنها توان مقابله فرهنگی نداشتند و به گواه و روایت تاریخ در آن موضع شكست خوردند، به همین دلیل دست به برخورد مسلحانه می زدند.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: برگرفته از مصاحبه ای با علامه سید جعفر مرتضی عاملی توسط پایگاه خبری - تحلیلی قدس .  




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , سیره اجتماعی , سیره سیاسی ,

       رحمان نجفی
      08:38 ب.ظ -  سه شنبه 18 فروردین 1394
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو