دلیل شیعه برای صلوات بر آل محمد صلی الله علیه و آله

دلیل شیعه برای صلوات بر آل محمد صلی الله علیه و آله

صلوات

برخی علمای اهل سنت، صلوات را مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله و حداکثر در حق انبیای الهی روا دانسته و از نوع صلواتی که در بین شیعیان رایج است اظهار شگفتی می کنند؛ آنگاه با کنایه و یا صریح، کار آنها را مردود شمرده و از آن نهی می کنند.


فخر رازی می نویسد: علمای ما (اهل سنت)، ذکر «صلوات اللّه علیه» و «علیه الصلاة و السلام» را جز در حق رسول خدا جایز ندانسته و از آن منع می کنند در حالی که شیعه آن را برای علی و اولاد علی هم به کار می‌برد.

(1)

قاضی عیاض می نویسد: سلام و صلوات مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سایر انبیاء است و کس دیگری در این امر با آنها شریک نیست؛ چنانچه خداوند متعال دستور داده است: «صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً». در مورد دیگران باید غفران و رضای الهی را برایشان طلب کرد همانگونه که خداوند متعال فرمود: «یقولون ربّنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان» و نیز: «والذین اتّبعوهم بإحسان رضی اللَّه عنهم».

او ادامه می دهد: اما این نوع صلوات که غیر پیامبر(منظورش آله و یا آل محمد) صلی الله علیه و آله را هم اضافه می کنند ساخته و پرداخته شیعه است که باید با آن مخالفت کرد.(2)

 

سوال:

اگر حق این است که این آقایان ادعا می کنند و نباید کس دیگری را به ذکر صلوات اضافه کرد؛ به ما پاسخ دهند که چرا خودشان صحابه را به این ذکر اضافه کرده و بعد از صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله می گویند: «و صحبه» ؛ «و علی صحبه»؟

 

دلیل شیعه در گفتن «و آله» در صلوات

شیعه معتقد است اسلام در قرآن خلاصه نمی شود و این سخن که «کتاب الله حسبنا؛ کتاب خدا ما را کفایت می کند»(3)، سخنی باطل و مردود است. ما بر این باوریم که پیام اسلام را باید از قرآن و عترت شنید و این همان سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث ثقلین(4) است. از این رو اگر دستوری در قرآن نبود ولی روایت معتبری داشت مانند قرآن مقبول است و باید به آن عمل شود.

فخر رازی می نویسد: علمای ما (اهل سنت)، ذکر «صلوات اللّه علیه» و «علیه الصلاة و السلام» را جز در حق رسول خدا جایز ندانسته و از آن منع می کنند در حالی که شیعه آن را برای علی و اولاد علی هم به کار می‌برد

بنابراین:

1. درست است که در قرآن سخنی از «و آله» نیست و آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما» (5)  تنها به رسول خدا اشاره می کند؛ اما از این آیه فهمیده نمی شود که به دیگران نمی شود سلام داد و درود فرستاد.

2. رسول خدا صلی الله علیه و آله مفسر قرآن است و اوست که پرده از ابهام برداشته و اختلافات تفسیری را حل می کند «وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (6) حال که روایات روشنی از آن حضرت در اختیار ما و شماست؛ چرا به آن مراجعه نکرده و توجهی به آنها نمی کنید؟

اگر به سخنان آن حضرت مراجعه کنید؛ پاسخ روشنی دستگیرتان می شود:

کعب بن عجزة می گوید: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودم که مردی آمد از حضرت پرسید: ای رسول خدا! ما می دانیم چگونه به شما سلام کنیم؛ ولی [نمی داینم چگونه به شما صلوات بفرستیم. به ما بگویید که] صلوات بر شما چگونه است؟

حضرت فرمود اینگونه بگویید: «اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ». (7)

همانگونه که ملاحظه می شود صلواتی که شیعه می فرستد و برخی علمای اهل سنت از آن منع می کنند همان صلواتی است که در معتبرترین منابع خودشان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است. با این تفاوت که شیعه برای اختصار تنها بخش ابتدایی آن را می گوید و جالب اینکه در این روایات، اصلا اثری از صحابه ای که برخی اهل سنت بر صلوات می افزایند وجود ندارد.

صلوات
صلوات ابتر (بدون آل محمد)

کسانی از روی عمد یا ناآگاهی لفظ  «آل محمد» یا «آله» را از کنار نام رسول خدا صلی الله علیه و آله حذف کرده و به جای آنکه بعد از نام شریف آن حضرت بگویند: «صلی الله علیه و آله و سلم»؛ می گویند «صلی الله علیه و سلم» اینان بدانند:

1. با اینکه خود را اهل سنت می خوانند اما بر خلاف سنت و دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله که خود نقل کرده اند عمل می کنند. آیت الله سبحانی پس از نقل روایت فوق می نویسد: از این بیان روشن می‌شود كه در موقع فرستادن صلوات، باید آل محمد را نیز ذكر كنیم تا صلوات كامل شود و این كه عده‌ای امروزه در سخنرانی‌ها و نوشته‌ها، تنها بر پیامبر درود می‌فرستند و می‌گویند: «صلّی اللّه علیه وسلم»، كاملاً بر خلاف دستور رسول خدا است.

ابن حجر هیثمی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌كند كه آن حضرت فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «برای من درود مقطوع و بریده نفرستید، عرض شد مقصود چیست؟ فرمود: نگویید: اللهمّ صلّ علی محمّد، و سكوت كنید، بلكه لازم است بگویید: اللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد.» (8)

ایشان در ادامه می نویسند: البته شایسته است كه پس از ذكر صلوات، جمله «كَما صَلَّیْتَ عَلى إِبْراهیمَ وَآلِ إِبْراهیم» گفته شود، ولی گاهی به جهت اختصار این جمله ترك می‌شود، چنان كه خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) در روایت دوم به آن بسنده كرد.

ابن حجر هیثمی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌كند كه آن حضرت فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «برای من درود مقطوع و بریده نفرستید، عرض شد مقصود چیست؟ فرمود: نگویید: اللهمّ صلّ علی محمّد، و سكوت كنید، بلكه لازم است بگویید: اللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد

گذشته از این، می‌توان گفت جمله «كَما صَلَّیْتَ عَلی إِبْراهیمَ وَ آلِ ‌إِبْراهیم» جزء صلوات نیست، بلكه تعبیری است برای تعلیم آن؛ یعنی همان طور كه بر ابراهیم و آل او صلوات می‌فرستید بر محمّد و آل او نیز صلوات بفرستید و این دو را از هم جدا نسازید و شگفت آن كه در صحیحین و دیگر كتاب‌ها، نامی از صحابه به میان نیامده، در صورتی كه اهل سنت به هنگام فرستادن درود كامل، صحابه را بر آل عطف می‌كنند و می‌گویند: «و علی آله و صحبه» (9)

 

نکته پایانی

اگر کسی پیدا شد و باز بر این جمله باطل اصرار ورزید و گفت «حسبنا کتاب الله»؛ فقط از قرآن برای من دلیل بیاورید که به غیر پیامبر صلی الله علیه و آله هم می شود صلوات فرستاد این آیات را برای او می خوانیم:

یَأَ ایهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا * وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِیلاً * هُوَ الَّذِى یُصَلىّ‏ِ عَلَیْكُمْ وَ مَلَئكَتُهُ لِیُخْرِجَكمُ مِّنَ الظُّلُمَتِ إِلىَ النُّورِ  وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا (10)

اى کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد كنید و صبح و شام او را تسبیح گویید. اوست كه با فرشتگان خود بر شما صلوات مى‏فرستد تا شما را از تاریكى‏ها به سوى نور بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است.

همانگونه که ملاحظه می کنید در این آیات صلوات خدا و ملائکه اش انحصاری به رسول خدا صلی الله علیه و آله نداشته و تمام مومنینی را که اهل ذکر کثیر و تسبیح صبح و شامند را شامل می شود.

با استناد به این آیات و آن روایات است که ما خطاب به اهل بیت عصمت و طهارت عرض کنیم«صلوات الله علیکم» (11) و یا دل رو به کربلا کرده و با دیده اشکبار چنین می گوییم: صلی الله علیک یا ابا عبدالله.(12)

 

پی نوشت ها:

1. مفاتیح الغیب، ج‏16، ص: 136

2. ر.ک به الشفا بتعریف حقوق المصطفى 2: 191- 192

3. این سخن را عُمَر به زبان راند. صحیح بخاری ج1 ص 37

4. کافی ج1 ص294

5. آیه 56 سوره احزاب : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و سلام گوئید و تسلیم فرمانش باشید.

6. آیه 64 سوره نحل : ما این كتاب را بر تو نازل نكردیم مگر براى اینكه حقایقى را كه در آن اختلاف كرده‏اند، براى آنان توضیح دهى [تا از آرا، نظریات وسلیقه‏هاى باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و براى مردمى كه ایمان دارند [مایه‏] هدایت و رحمت باشد

7. صحیح بخاری ج2 ص159 و ج3 ص119 و ج4 ص72 و صحیح مسلم ج1 ص305

8. الصواعق المحرقه، ص 146

9. پایگاه اصلاع رسانی معظم له (+)

10. آیات 41-43 سوره احزاب

11. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه ائمة المومنین

12. همان، زیارت امام حسین علیه السلام (زیارت اول)




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , فضائل و کرامات ,

       رحمان نجفی
      11:26 ق.ظ -  یکشنبه 9 شهریور 1393

پندهای حکیمانه از رسول الله صلی الله علیه و آله

پندهای حکیمانه از رسول الله صلی الله علیه و آله

صد سخن از كلمات كوتاه حضرت رسول(ص)

1 . هر چه فرزند آدم پیرتر مى شود ، دو صفت در او جوانتر مى گردد : حرص و آرزو .

2 . دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح یابند ، امت من صلاح مى یابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد مى شود : علما و حكام .

3 . شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى یكدیگرید .

4 . نمى توان همه را به مال راضى كرد اما به حسن خلق ، مى توان .

5 . نادارى بلاست ، از آن بدتر ، بیمارى تن ، و از بیمارى تن دشوارتر ، بیمارى دل .

6 . مؤمن ، همواره در جستجوى حكمت است .

7 . از نشر دانش نمى توان جلو گرفت .

8 . دل انسانى همچو پرى است كه در بیابان به شاخه درختى آویزان باشد ، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زیر و رو مى شود .

9 . مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسایش باشند .

10 . رهنماى به كار نیك ، خود كننده آن كار است .

11 . هر دل سوخته اى را عاقبت پاداشى است .

12 . بهشت زیر قدمهاى مادران است .

13 . در رفتار با زنان ، از خدا بترسید و آنچه درباره آنان شاید ، از نیكى دریغ ننمائید .

14 . پروردگار همه یكى است و پدر همه یكى . همه فرزند آدمید و آدم از خاك است . گرامى ترین شما نزد خداوند ، پرهیزكارترین شماست .

15 . از لجاج بپرهیزید كه انگیزه آن ، نادانى و حاصل آن ، پشیمانى است .

16 . بدترین مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نیكى او امیدوار نباشند .

17 . خشم مگیر و اگر گرفتى ، لختى در قدرت كردگار بیندیش .

18 . چون تو را ستایش كنند ، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى گویند قرار مده .

19 . به صورت متملقین ، خاك بپاشید .

20 . اگر خدا خیر بنده اى را اراده كند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى دهد .

21 . صبح و شامى بر مؤمن نمى گذرد مگر آنكه بر خود گمان خطا ببرد .

22 . سخت ترین دشمن تو ، همانا نفس اماره است كه در میان دو پهلوى تو جا دارد .

23 . دلاورترین مردم آن است كه بر هواى نفس ، غالب آید .

24 . با هواى نفس خود نبرد كنید تا مالك وجود خود گردید .

25 . خوشا به حال كسى كه توجه به عیوب خود ، او را از توجه به عیوب دیگران باز دارد .

26 . راستى به دل آرامش مى بخشد و از دروغ ، شك و پریشانى مى زاید .

27 . مؤمن آسان انس مى گیرد و مأنوس دیگران مى شود .

28 . مؤمنین همچو اجزاء یك بنا ، همدیگر را نگاه مى دارند .

29 . مثل مؤمنین در دوستى و علقه به یكدیگر ، مثل پیكرى است كه چون عضوى از آن به درد بیاید ، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى شوند .

30 . مردم مانند دندانه هاى شانه ، با هم برابرند .

31 . دانش جوئى بر هر مسلمانى واجب است .

32 . فقرى سخت تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نیست .

33 . از گهواره تا به گور ، دانشجو باشید .

34 . دانش بجوئید گرچه به چین باشد .

35 . شرافت مؤمن در شب زنده دارى و عزت او در بى نیازى از دیگران است .

36 . دانشمندان ، تشنه آموختن اند .

37 . دلباختگى ، كر و كور مى كند .

38 . دست خدا با جماعت است .

39 . پرهیزكارى ، جان و تن را آسایش مى بخشد .

40 . هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند ، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد .

41 . با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسندیده تر است .

42 . بهترین دوست شما آن است كه معایب شما را به شما بنماید .

43 . دانش را به بند نوشتن در آورید .

44 . تا دل درست نشود ، ایمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود .

45 . تا عقل كسى را نیازموده اید ، به اسلام آوردن او واقعى نگذارید .

46 . تنها به عقل مى توان به نیكیها رسید . آنكه عقل ندارد از این تهى است .

47 . زیان نادانان ، بیش از ضررى است كه تبهكاران به دین مى رسانند .

48 . هر صاحب خردى از امت مرا چهار چیز ضرورى است : گوش دادن به علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن .

49 . مؤمن از یك سوراخ ، دوبار گزیده نمى شود .

50 . من براى امت خود ، از بى تدبیرى بیم دارم نه از فقر .

51 . خداوند زیباست و زیبائى را دوست مى دارد .

52 . خداوند ، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد .

53 . تملق ، خوى مؤمن نیست .

54 . نیرومندى به زور بازو نیست ، نیرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آید .

55 . بهترین مردم ، سودمندترین آنان به حال دیگرانند .

56 . بهترین خانه شما آن است كه یتیمى در آن به عزت زندگى كند .

57 . چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نیك .

58 . رشته عمل ، از مرگ بریده مى شود مگر به سه وسیله : خیراتى كه مستمر باشد ، علمى كه همواره منفعت برساند ، فرزند صالحى كه براى والدین دعاى خیر كند .

59 . پرستش كنندگان خدا سه گروهند : یكى آنان كه از ترس ، عبادت مى كنند و این عبادت بردگان است ، دیگر آنان كه به طمع پاداش ، عبادت مى كنند و این عبادت مزدوران است ، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت ، عبادت مى كنند و این عبادت آزادگان است .

60 . سه چیز نشانه ایمان است : دستگیرى با وجود تنگدستى ، از حق خود به نفع دیگرى گذاشتن ، به دانشجو علم آموختن .

61 . دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكمتر شود .

62 . آفت دین سه چیز است : فقیه بدكار ، پیشواى ظالم ، مقدس نادان .

63 . مردم را از دوستانشان بشناسید ، چه ، انسان همخوى خود را به دوستى مى گیرد .

64 . گناه پنهان ، به صاحب گناه زیان مى رساند ، گناه آشكار ، به جامعه .

65 . در بهبودى كار دنیا بكوشید اما در كار آخرت چنان كنید كه گوئى فردا رفتنى باشید .

66 . روزى را در قعر زمین بجوئید .

67 . چه بسا كه از خودستائى ، از قدر خود مى كاهند و از فروتنى ، بر مقام خود مى افزایند .

68 . خدایا ! فراخترین روزى مرا در پیرى و پایان زندگى كرامت فرما .

69 . از جمله حقوق فرزند بر پدر این است كه نام نیكو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و چون بالغ شد ، او را همسر انتخاب كند .

70 . صاحب قدرت ، آن را به نفع خود به كار مى برد .

71 . سنگین ترین چیزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى شود ، خوشخوئى است .

72 . سه امر ، شایسته توجه خردمند است : بهبودى زندگانى ، توشه آخرت ، عیش حلال .

73 . خوشا كسى كه زیادى مال را به دیگران ببخشد و زیادى سخن را براى خود نگاهدارد .

74 . مرگ ، ما را از هر ناصحى بى نیاز مى كند .

75 . اینهمه حرص حكومت و ریاست و اینهمه رنج و پشیمانى در عاقبت ! .

76 . عالم فاسد ، بدترین مردم است .

77 . هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند ، باید منتظر بلائى بود .

78 . نفرین باد بر كسى كه بار خود را به دوش دیگران بگذارد .

79 . زیبائى شخص ، در گفتار اوست .

80 . عبادت ، هفت گونه است كه از همه والاتر ، طلب روزى حلال است .

81 . نشانه خوشنودى خدا از مردمى ، ارزانى قیمتها و عدالت حكومت آنهاست .

82 . هر قومى شایسته حكومتى است كه دارد .

83 . از ناسزا گفتن ، بجز كینه مردم ، سودى نمى برى .

84 . پس از بت پرستیدن ، آنچه به من نهى كرده اند ، در افتادن با مردم است .

85 . كارى كه نسنجیده انجام شود ، بسا كه احتمال زیان دارد .

86 . آنكه از نعمت سازش با مردم محروم است ، از نیكیها یكسره محروم خواهد بود .

87 . از دیگران چیزى نخواهید گرچه یك چوب مسواك باشد .

88 . خداوند دوست ندارد كه بنده اى را بین یارانش ، با امتیاز مخصوص ببیند .

89 . مؤمن ، خنده رو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناك .

90 . اگر فال بد زدى ، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى ، فراموش كن و اگر حسود شدى ، خوددار باش .

91 . دست یكدیگر را به دوستى بفشارید كه كینه را از دل مى برد .

92 . هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد ، مسلمان نیست .

93 . خوشروئى كینه را از دل مى برد .

94 . مبادا كه ترس از مردم ، شما را از گفتن حقیقت باز دارد ! .

95 . خردمندترین مردم ، كسى است كه با دیگران بهتر بسازد .

96 . در یك سطح زندگى كنید تا دلهاى شما در یك سطح قرار بگیرد . با یكدیگر در تماس باشید تا بهم مهربان شوید .

97 . هنگام مرگ ، مردمان مى پرسند از ثروت چه باقى گذاشته ؟ فرشتگان مى پرسند از عمل نیك چه پیش فرستاده ؟ .

98 . منفورترین حلالها نزد خداوند ، طلاق است .

99 . بهترین كار خیر ، اصلاح بین مردم است .

100 . خدایا مرا به دانش ، توانگر ساز و به بردبارى ، زینت بخش و به پرهیزكاری ، گرامی بدار و به تندرستی ، زیبایی ده.

پى نوشتها:

1ـ اصول كافى ، ج 1، ص 42.
2ـ صحیح مسلـم ، ص 4ص 1972، كتاب فضائل الصحابه ، حـدیث 230، و همان ، ج 2، ص 417 چاپ بولاق ، 3ـ سوره جمعه ، آیه 3.
4ـ صحیح مسلم ، ج 4، ص 1972، كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق ، بـاب اربعه ، ص 215، حـدیث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2، ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .
ص 21.
9ـ اصول كافى ، ج 1، ص 37.
10ـ اصول كافى ، ج 1، ص 54.
11ـ تهذیب الاحكام ، ج 4، ص 190.
12ـ بحار الانوار، ج 96، ص 340.
13ـ همان ، ج 71، ص 86.
14ـ اصول كافى ، ج 1، ص 55.
15ـ همان ، ج 1ص 58.
16ـ تنبیه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) ، ج 1، ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253، و مشكـاه الانـوار ، ص 171.
18ـ امالى صدوق ، ص 231.
19ـ لئالى الاخبار، ص 386.
20ـ محموعه ورام ، ج 2،ص 110.
21ـ روضه كافى ، ص 248.
22ـ تفسیر كشاف زمخشرى ، ج 3،ص 467.
23ـ امالى شیخ صدوق ، ص 257.
24ـ همان ، ص 285.
25ـ سفینه البحـار، ماده قتل ، ج 2، ص 407.
26ـ جواهر الكلام ، ج 31، ص 359.
27ـ مشكات الانوار، ص 312.
28ـ یعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاینـد آنـان كـار مـیكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ،ص 465.
30ـ سفینه البحار ماده حبیب ، ص 201.
31ـ حلیه الاولیاء، ج 1، ص 86.
32ـ امالى شیخ طوسى ، ج 1،ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق ، ص 195.
34ـ اصول كافى ، ج 3، ص 293.
35ـ سیره ابن هشام ، ج 1،ص 72.
36ـ الغدیر، ج 8، ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـدیـد، ج 1،ص 342.
38ـ اصول كافى ، ج 3،ص 404.
39ـ الغدیـر، ج 8،ص 97، و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـدیــــد، ج 2،ص 354.
40ـ تحف العقول ، ص 41.
41ـ خیانت در گزارش تاریخ ، ج 3،ص 271.
42ـ اصول كافى ، ج 4،ص 493.




دسته بندی : پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , احادیث و سخنان گهربار ,

       رحمان نجفی
      10:54 ق.ظ -  یکشنبه 9 شهریور 1393
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic