آسمانی ترین هدیه ی خداوند

نویسنده : عباسعلی کامرانیان




 
حدود 600سال از ظهور مسیح می گذشت و تعالیم او آغشته به خرافه ها و بدعت ها و حق فراموشی و هوس محوری شده بود؛
- جهان در آتش جهل و زور و زر و تزویر می سوخت؛
- دخترکان معصوم پس از تولد به جای آغوش گرم مادران در گورهای سرد، زنده به گور می شدند؛
- زن چون کالایی خرید و فروش می شد، به غارت برده می شد، به ارث می رسید و حق هیچ گونه انتخابی نداشت؛
- قتل و غارت و شبیخون و جنگ، شغل اکثر مردم حجاز بود و کینه و نفرت، طایفه ها را در کام مرگ می کشید؛
- کسرایان در ایران برگردن مظلومان آن چنان فشار می آوردند که کمر اکثریت مردم در زیر بار ظلم شاهان خمیده بود؛
- هیچ ایرانی خارج از طبقه ی اشراف، حق تحصیل و خواندن و نوشتن نداشت؛
- شاهان خود را سایه ی خدا می نامیدند؛ اما بیشتر از دوزخ ابلیس، بندگان خدا را در آتش ستم خویش داغ می کردند؛
- کعبه مرکز توحید، تبدیل به بتخانه ای شده بود که 360 شیطان در آن ایستاده بودند و از مرکز توحید، مردم را به بت پرستی می خواندند؛
- در روم بندگان خدا را به جرم خداپرستی و حق گویی در میادین به چنگ حیوانات وحشی می سپردند تا از تماشای تکه تکه شدن آن ها، لذت حیوانی ببرند؛
- همه در بند هم بودند و در حال گرفتار کردن یکدیگر و گرفتار شدن به هم.
گویی در روی زمین، کسی به فکر آسمان نبود!
محمد(ص) مردی امین، پاک، راستگو، درستکار، مهربان، جوانمرد و انسانی بود. برعکس دیگران که به زمین دوخته شده بودند، غرق در افکار آسمانی بود.
آهسته و با تأمل، با کوله بار اندیشه ی پاک و فرا زمینی از جمعیت جدا می شد و یکه و تنها به سوی قله جبل النور می شتافت. گویی نیرویی عظیم و شگرف و ماورایی همچون مغناطیسی بزرگ او را از دل مکه بر می گرفت و بر تارک جبل النور و بر پیشانی این شهر قرار می بخشید.
او در سایه ی این کشش شیرین، فاصله ی خانه تا دامنه ی جبل النور و از دامنه ی این کوه تا غار حراء که در قله ی آن قرار داشت را چابک و استوار می پیمود و در پیشانی مکه، بر بالاترین نقطه ی زمین و نزدیک ترین فاصله به آسمان آرامش می یافت. هیچ کس نتوانست بفهمد که او در این هجرت های مکرر و روزانه و از این صعود به آسمان و قرارگرفتن بر قله ی جبل النور چه حظ عظیمی می یافت! چه مکاشفه ی نابی به او دست می داد و چگونه از زمین، آسمان را در می نوردید! او چگونه از ورای زمینیان گم شده در خودخواهی، با این سفر جسمانی و روحانی، عروجی آسمانی می یافت و نزدیک و نزدیک به حق می شد تا:
«... وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى، ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى، فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى ، فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى ... عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ، عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى... لَقَدْ رَأى مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکُبْرى... ».[1]

 

این حال وقتی همراه با سکوت و اندیشه در غار حراء بر محمد(ص) متولی می شد، او را از قالب یک انسان خارج می ساخت و بر آفرینش غالب می ساخت.
در روز 72 رجب پس از اینکه آن حضرت در غار حراء آرامش یافت باز به سوی آسمان نگریست، اما این بار جبرئیل را دید که به او فرمود: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ» بخوان به نام پروردگارت که آفرید. محمد(ص) فرمود: من نمی توانم بخوانم! فرشته وحی به او فرمود: بخوان!
او احساس کرد که به راحتی می تواند آنچه را جبرئیل به او وحی می کند، بخواند و همراه فرشته خواند:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ،
الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ».[2]
از این پس امین مکه، رسول‌الله بود. او با ملکوت آشنا شده و ابلاغ رسالت الهی و وظیفه ی رهایی انسان از بند خاک را در وجود خویش احساس می کرد و آسمانی ترین هدیه ی خداوند به بندگان،(مأموریت الهی خویش) را آغاز کرد.
اینچنین بود که عطر ریاحین بهشتی در آفاق پیچید و مصداق آیه ی دوم سوره‌ی جمعه عزم خویش را جزم هدایت و تزکیه و تعلیم مردم نمود:
«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ».
او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیات (هدایت بخشش) را بر آن ها می خواند و آن ها را تزکیه می کند و به آن ها کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد و مسلما پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. پیامبر آیه های نور و صاحب «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ» آرام و اندیشمندانه از دامنه جبل النور به سوی مکه حرکت کرد.
آن روز، "خدیجه" در منزل بی صبرانه در انتظار محمد(ص) بود. او قبلا از غلامش "میسره" شنیده بود که "راهب نصرانی" در شام درباره محمد(ص) گفته بود: «هذا نبی الامه و...» .[3]

 

محمد(ص) به خانه رسید و دل خدیجه با دیدن او زنده شد. غنچه ی لب های امین مکه شکفته شد که: خدیجه؛ فرشته وحی بر من نازل شد. خدیجه سرشار از شور و شعف شد، و به "ورقه بن نوفل" که از دانشمندان مسیحی بود جریان را خبر داد. ورقه گفت:
به خدا سوگند! او همان ناموس اکبر(جبرئیل) است که بر موسی نیز نازل می شد. محمد(ص) بدون هیچ شکی پیامبر این امت خواهد بود... .[4]
خدیجه بر انتخاب خویش آفرین گفت! اشک شوق در چشمانش حلقه زد و با هزاران چشم به سیمای ملکوتی رسول الله-(ص) نگریست. احساس کرد چقدر محمد(ص) ملکوتی شده است، چه ماورایی سخن می گوید و چه دلنشین لبخند می زند. هاله-ای از نور رسالت، سیمای تابناک محمد(ص) را فراگرفته بود و خدیجه محو تماشای جمال محمد(ص) شده بود.
ناگهان خدیجه به خود آمد و گفت:
یا رسول الله(ص)؛ من به رسالت شما ایمان دارم، برای ورود به این دین مرا راهنمایی فرمایید. می خواهم اولین ایمان آورنده به رسالت شما و وارده شونده به دین اسلام باشم. غنچه لب های پیامبر رحمت(ص)، آرام از هم شکفت و فرمود: به یکتایی خداوند و پیامبری من گواهی بده.
خدیجه فرمود: اشهد ان لااله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله و بدین صورت بانوی مکه و حجاز، ام المؤمنین و اولین مسلمان پس از رسول الله(ص) شد.
در خانه ی رسالت، کودکی ده ساله زندگی می کرد. علی(ع) در روزگار قحطی و تنگدستی ابوطالب به خانه پیامبر آمده بود.[5] او نزد پیامبر(ص) بود و زیر نظر آن حضرت تربیت می شد. از نزدیک شاهد صداقت و امانت و رسالت محمد(ص) بود و باهوش و ذکاوت سرشاری که داشت در ده سالگی به رسالت پیامبر(ص) گواهی داد و سومین مسلمان و در زمره ی: «السابقون السابقون اولئک المقربون»[6] قرار گرفت و گوی سبقت در ایمان را از همگان ربود؛
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد
آن‌ گاه بود که عطر معنویت و رایحه ی ملکوت و بزم روح و ریحان در جهان پراکنده شد و انسان، دام ابلیس را پاره کرد و در هوای انسانیت آزاد شد.

 

پی نوشت ها :

[1]- . سوره نجم، آیات 7 - 15
[2] -. قرآن کریم، سوره علق، آیات 1- 4
[3] -. اعلام الوری، صفحه 47
[4] -. سیره ابن هشام، جلد 1، صفحه 238
[5] -. بحارالانوار، جلد 18، صفحه 208
[6] -. سوره واقعه، آیات 10و 11

منبعwww.pajoohe.com

 


 



دسته بندی : مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      11:38 ق.ظ -  جمعه 30 آبان 1393

رضایت نبی، مبنای خشنودی خداوند

 

نویسنده: دکتر محمد طاهر القادری
مترجم: سید عبدالحسین رئیس السادات



 

خداوند می فرماید: فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا {2/ 144} ( و البته روی تو را به آن قبله ای که به آن خشنود شوی گردانیم.) آیه ی کریمه به صراحت این را بیان می کند که خدایتعالی فقط خشنودی حبیب خویش را می خواهد.
در آغاز جزء دوم قرآن، در آیاتی که از تغییر قبله گفتگو می شود، یک نکته ی شگفت انگیز پنهان است. در آن آیات، منظور از گفتگو این است که ای محبوب من! تنها کافی است رخسار نورانی ات را یکبار به طرف مسجدالحرام کنی. نیازی نیست چندین بار این کار را تکرار کنی. این را در ابتدای آیاتی که در آنها نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) و یا صحابه ی ایشان برای تغییر قبله مورد خطاب قرار گرفته اند بیان فرموده است:

1- فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ{2/ 144، 149 و 150}

( هنگام نماز) چهره ات را به طرف مسجدالحرام بگردان.
2- وَ حَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ {2/ 144 و 150} و ( ای مسلمانان) هر جا که بودید چهره تان را به آن طرف برگردانید.

بخش هایی از آیات گوناگونی که در بالا آمده، درنخستین حکم تغییر قبله، به نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) داده شده است و در حکم بعدی، حکم پیروی از تغییر قبله به صحابه ی گرامی رضی الله عنهم اعلام شده است. در این چند مورد، با صیغه ی امر حکم تغییر قبله صادر شده است. علاوه بر این، در موارد دیگری سخن از تغییر قبله شده است. هشت جای دیگر که ذکر تغییر قبله در آنها آورده شده است به قرار ذیل اند:

1- مَا وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا{2/ 142} چه موجب شد که مسلمین از قبله ای که بر آن بودند ( بیت المقدس) روی به کعبه آوردند؟
2- وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ {2/ 143} ما قبله ای را که بر آن بودی تغییر ندادیم مگر برای اینکه گروهی را که از پیغمبر خدا پیروی می کنند، از آنان که عقبگرد می کنند ( به مخالفت بر می خیزند) باز شناسیم.
3- فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا {2/ 144} اینک تو را به سوی قبله ای که از آن خشنود شوی می گردانیم.
4- أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ {2/ 144} ( ( تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه) حق و از جانب پروردگارشان است.
5- مَا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ{2/ 145} از قبله ی تو پیروی نمی کنند.
6- وَ مَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ {2/ 145} و تو نیز پیرو قبله ی آنان نیستی.
7- وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا {2/ 148} برای هر قومی قبله ای است که خدا آن را قبله ی آنان قرار داده است.
8- وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ {2/ 149} همانا آن حق و از جانب پروردگار توست.

در هیچ جای قرآن حکیم در مورد یک حکم این گونه متواتر بیان نشده است. در این [ تواتر] فقط اظهار محبت نسبت به نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) و جلب خشنودی ایشان است که خدایتعالی می خواهد محبوبش خشنود گردد. آنچه درون من از تکرار این الفاظ به من می گوید این است که به تعداد دفعاتی که محبوب کائنات نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) چهره ی نورانی خویش را به سمت آسمان بلند کرده است، به همان تعداد حکم تغییر قبله نازل شده است. از یک طرف چهره ی منوّر پرتو افشانی می کند و از طرف دیگر آیات نازل می شود. همه ی این کارها برای این به وقوع می پیوندد که خدایتعالی بر مبنای "ولسوف یعطیک ربک فترضی" همیشه به دنبال خشنودی محبوب خویش است. شفاعت نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) در روز قیامت هم تا خشنودی کامل محبوب ادامه خواهد یافت و شفاعت ایشان به شرف قبولیت خواهد رسید. این مقام شفاعت کبری برای کس دیگری به دست نمی آید بلکه این شفاعت ویژه ی ذات ستوده صفات سیدالمرسلین ( صلی الله علیه و آله) است.
منبع مقاله: القادری، دکتر محمد طاهر، (1390)، عقیده شفاعت، سید عبدالحسین رئیس السادات، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی- معاونت فرهنگی، چاپ اول.




دسته بندی : مقالات , احادیث و سخنان گهربار , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      11:36 ق.ظ -  یکشنبه 25 آبان 1393

موفق ترین الگو برای تو !

موفق ترین الگو برای تو !

سیره رسول خدا با نگاهى به قرآن كریم (1)

حضرت محمد


یكى از بهترین شیوه‏هاى تربیت، معرفى الگوهاى موفق است.الگو به كلیات و تئورى‏ها، روح و حیات مى‏بخشد، الگوى خوب، مردم را از رفتن به سراغ الگوهاى بد باز مى‏دارد.

و دعوت و تبلیغ عملى است و به فرموده خداوند متعال در سوره مبارکه احزاب آیه 21 «رسول خدا الگویى خوب و نمونه‏اى كامل است» .


 

نیاز به الگو

یكى از بهترین شیوه‏هاى تربیت، معرفى الگوهاى موفق است، الگو به كلیات و تئورى‏ها، روح و حیات مى‏بخشد. الگوى خوب، مردم را از رفتن به سراغ الگوهاى بد باز مى‏دارد و دعوت و تبلیغ عملى است. دلیل و فلسفه مجالس عزادارى امامان معصوم به خصوص امام حسین علیه السلام آن است كه پرچم الگوهاى ایمان و استقامت در تاریخ برفراز باشد.

خداوند، بارها به پیامبرش دستور داده، نمونه‏هاى برجسته انسانیت را به مردم معرفى كند تا این الگوها به فراموشى سپرده نشود. در یك آیه مى‏فرماید: «واذكر فى الكتاب ابراهیم؛ یاد ابراهیم را زنده بدار» و در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «واذكر فى الكتاب مریم؛ یاد مریم را زنده بدار». آرى، دیدن الگو، مطالب تصورى و ذهنى و شاید محال را به صورت عینى مجسم مى‏كند.

 

الگویی نیكو

قرآن درباره الگو بودن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید:

«لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوة حسنة لمن كان یرجوا اللّه و الیوم الاخر و ذكر اللّه كثیرا» همانا براى شما در (سیره) رسول خدا، الگو و سرمشقى نیكوست، (البته) براى كسانى كه به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را بسیار یاد مى‏كنند.

یكى از بهترین شیوه‏هاى تربیت، معرفى الگوهاى موفق است، الگو به كلیات و تئورى‏ها، روح و حیات مى‏بخشد. الگوى خوب، مردم را از رفتن به سراغ الگوهاى بد باز مى‏دارد و دعوت و تبلیغ عملى است. دلیل و فلسفه مجالس عزادارى امامان معصوم به خصوص امام حسین علیه السلام آن است كه پرچم الگوهاى ایمان و استقامت در تاریخ برفراز باشد

گرچه این آیه در میان آیات جنگ احزاب است، اما الگو بودن پیامبر صلی الله علیه و آله، اختصاص به مورد جنگ ندارد، بلكه آن حضرت در همه زمینه‏ها بهترین الگو است. به چند نكته در این آیه توجّه كنید:

1- آیه با كلمه «لقد» شروع مى‏شود كه هم حرف لام به معناى قطعاً است و هم حرف «قد». یعنى قطعاً و حتماً پیامبر براى شما الگوست و در الگو بودن او شك نكنید.

2- كلمه «كان» به معناى ثبوت و دوام است. یعنى الگو بودن پیامبر صلی الله علیه و آله در همه عصرها و براى همه نسل‏هاست.

3- به جاى آنكه بگوید: «رسول اللّه اسوه است»، مى‏فرماید: «در رسول اللّه اسوه است» «فى رسول اللّه اسوة حسنة» یعنى شما نمى‏توانید مانند رسول خدا باشید، ولى مى‏توانید در لابلاى رفتار و گفتار و اخلاق او، براى خود الگویى بیابید.

حضرت ابراهیم

4- واژه «اسوة» در مورد تأسّى و پیروى از دیگران در كارهاى خوب به كار مى‏رود. در قرآن، این كلمه، درباره دو پیامبر عظیم الشأن آمده است: یكى درباره حضرت ابراهیم علیه السلام و دیگرى درباره پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله. جالب آن كه اسوه بودن حضرت ابراهیم در برائت از شرك و مشركان است ولى الگو و اسوه بودن پیامبر در همه امور است:

در مهربانى با زیردستان، گشاده‏رویى با مردم، مشورت كردن، اخلاص، ساده زیستى، تشویق به كسب علم، عبادت، استقامت، در گفتار و عمل، مبارزه با ظلم و ستم، نظم و انضباط، نظافت و بوى خوش، مساوات، همسردارى، محبت به كودكان و ...

چنانكه نقش پیامبر صلى الله علیه و آله در جنگ احزاب، الگوى فرماندهان است: هدایت لشكر، امید دادن، خندق كندن، مزاح كردن، شعار حماسى دادن، به دشمن نزدیك بودن و استقامت نمودن. حضرت على علیه السلام فرمود: در هنگامه نبرد، خود را در پناه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله قرار مى‏دادیم و آن حضرت از همه ما به دشمن نزدیك‏تر بود. «اتّقینا برسول اللّه صلى الله علیه و آله فلم یكن منّا اقرب الى العدوّ منه» (نهج البلاغه، حكمت 260)

واژه «اسوة» در مورد تأسّى و پیروى از دیگران در كارهاى خوب به كار مى‏رود. در قرآن، این كلمه، درباره دو پیامبر عظیم الشأن آمده است: یكى درباره حضرت ابراهیم علیه السلام و دیگرى درباره پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله. جالب آن كه اسوه بودن حضرت ابراهیم در برائت از شرك و مشركان است ولى الگو و اسوه بودن پیامبر در همه امور است

قرآن مجسّم‏

سیره نویسان بیشتر از لابلاى تاریخ و برخى از لابلاى روایات اهل بیت علیهم السلام سیره پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را نوشته‏اند. اما راهى كه خداوند در نوشتن این سلسله مقالات براى ما برجسته كرد، آن است كه سیره پیامبر صلى الله علیه و آله را از لابلاى آیات قرآن جستجو كنیم.

 

عنایات ویژه به پیامبر خدا‏

با نگاهى به قرآن مى‏فهمیم كه چه عنایات ویژه‏اى به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله شده و سیماى آن حضرت چیست؟

در یتیمى خداوند به او مأوا داد: «الم یجدك یتیماً فاوى» (سوره ضحى، آیه 6)

تحیّر او را برطرف كرد: «ووجدك ضالًا فهدى» (سوره ضحى، آیه 7)

فقر او را برطرف نمود: «و وجدك عائلًا فاغنى» (سوره ضحى، آیه 8)

فشار روحى را از او برداشت: «الم نشرح لك صدرك» (سوره انشراح، آیه 1)

فشارهاى كمرشكن اجتماعى را نیز از او برداشت: «و وضعنا عنك وزرك الّذى انقض ظهرك».(سوره انشراح، آیات 2- 3)

اگر روزى هرچه گفت كسى گوش نكرد، در عوض روزى را دید كه مردم دسته دسته وارد اسلام مى‏شد. «یدخلون فى دین اللّه افواجا.»(سوره نصر، آیه 2)

 ادامه دارد ...

                                                                                                                                   فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

1ـ سیره پیامبر با نگاهی به قرآن کریم ـ محسن قرائتی.

2ـ نهج البلاغه، حكمت 260.

3ـ سوره های: احزاب، نصر، انشراح، ضحی.




دسته بندی : مقالات , فضائل و کرامات , پیامبر اکرم و قران , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      07:55 ب.ظ -  پنجشنبه 22 آبان 1393
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات