نگاهی بر فلسفه بعثت پیامبر اسلام

نگاهی بر فلسفه بعثت پیامبر اسلام

 

بعثت


چهل سال از عمر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله گذشت. ماه رجب بود، پیامبر در فراز كوه «حِرا» به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت. در روز 27 رجب، ناگاه جبرئیل امین و پیک وحی، نزد پیامبر نازل شد، و پنج آیه آغاز سوره علق را چنین خواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ. . . ؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفرید، همان خدایی كه انسان را از خون بسته‎ای خلق كرد، بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كسی كه به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را كه نمی‎دانست آموخت...»

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با دریافت نخستین شعاع وحی، سخت خسته شده، نزد خدیجه آمد و فرمود: «زَمِّلُونِی وَ دُثِّرُونِی؛ مرا بپوشانید و جامه‎ای بر من بیفكنید تا استراحت كنم.»

آن حضرت در بستر آرمیده بود كه آیات آغاز سوره مُدَّثِّر (آیات 1 تا 7) توسط جبرئیل بر آن حضرت، نازل گردید:

«یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَ ثِیابَكَ فَطَهِّرْ * وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ * وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ؛ای در بستر خواب آرمیده ؛ برخیز و مردم را هشدار ده ؛ و پروردگارت را بزرگ بشمار ؛ و لباست را پاك كن ؛ و از پلیدیها بپرهیز ؛ و منّت مگذار و فزونی مَطَلَب ؛ و به خاطر پروردگارت مقاومت كن.» (1)

به این ترتیب آغاز اسلام، با نام خدا، خواندن، قلم، قیام، هشدار، پاكی و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد.

بعثت كه معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا كه پایه و اساس انقلابها به خواندن و نوشتن و پاكسازی و بهسازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد.

 

فلسفه و اهداف بعثت

بعثت‏ بزرگ ترین نعمت ‏خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویى را به رخ آنان بكشد، چنان كه مى‏فرماید:«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُۆْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُواْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِینٍ‏»(آل عمران/ 164) خداوند برمۆمنان منت نهاد (نعمت ‏بزرگى بخشید)، هنگامى كه درمیان آن‏ها پیامبرى از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آن‏ها بخواند و آن‏ها را پاك كند و كتاب و حكمت ‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشكار بودند. در این آیه خداوند به مهم‏ترین اهداف بعثت اشاره می فرماید:« یَتْلُواْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ»

بعثت كه معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا كه پایه و اساس انقلابها به خواندن و نوشتن و پاكسازی و بهسازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد

تلاوت آیات الهى

تَلَا یعنى بطورى از او پیروى كرد كه میانشان چیز دیگرى حائل نبود (پیروى و متابعت بدون حائل و واسطه) اینگونه پیروى، گاهى متابعت جسمى است و گاه با اقتداء و فرمانبرى در حكم است و گاهى نیز پیروى و پیاپى خواندن و تدبّر و اندیشه است. (2) پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آن‏ها را آماده تربیت مى‏نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.

 

حضرت محمد
تربیت و تعلیم

یكى از مهم‏ترین برنامه‏هاى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تربیت انسان‏هاست. تربیت ‏به معناى فراهم كردن زمینه‏ها و عوامل براى به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است.

یكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است كه به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است.» (3)

پیامبراسلام صلى الله علیه و آله در مدتى كوتاه، انسان هایى بزرگ، مانند على علیه السلام، زهرا علیها السلام، سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلى الله علیه و آله كاشف معدن‏هاى نهفته انسانیت ‏بود. زیرا «النَّاسُ‏ مَعَادِنُ‏ كَمَعَادِنِ‏ الذَّهَبِ‏ وَ الْفِضَّة‏»(4)، مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند.

انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهره ‏ورى صحیح باید آنها را کشف کرد تا به ارزش حقیقى خود دست ‏یابند.

كلمه «یزكیهم‏» در این‏جا به معناى تربیت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد.

یكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید:بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است كه به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است

 در قرآن كریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزكیه آمده است:

« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكىَ‏‏»(اعلی/14) «رستگار شد كسى كه خود را تزكیه كرد

واژه تربیت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به كار رفته است، نظیر:

«. . .  أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا  . . .»(شعراء/18)  «آیا در دوران كودكى تو را در میان جمع خود تربیت نكردیم؟» كه سخن فرعون است كه خود را مربى موسى معرفى مى‏كند، یعنى از نظر جسمانى و امكانات مادى تو را بزرگ كردم.

پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله‏ هدف از بعثت ‏خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:

« بُعِثْتُ‏ لِأُتَمِّمَ‏ مَكَارِمَ‏ الْأَخْلَاق‏‏» (5)من براى كامل‏كردن فضایل اخلاقى مبعوث شده‏ام.

اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسى پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزى‏ها و. . . در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مكارم اخلاقى است.

پس بیاییم در این روز زیبا از خداوند متعال بخواهیم که از این پس اخلاق ما را به اخلاق محمّدی مزیّن گرداند.

 

پی نوشت ها :

1-مجمع البیان، ج 10، ص 241.

2- مفردات ألفاظ القرآن، ص 167.

3- در منگهم Dermnghem، دانشمند فرانسوى، به نقل از بانك تكبیر (بعثت‏بنوى)، ص 283.

4- بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج ‏58، ص 65، باب 42 حقیقة النفس و الروح و أحوالهما . . .  .

5- مجمع البیان،ج1،ص429.

                                                                                                                                   فرآوری: فاطمه سرفرازی

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع : سایت اندیشه قم 

سایت شهید آوینی




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , بعثت پیامبر , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      10:27 ق.ظ -  یکشنبه 30 فروردین 1394

مروری بر اهداف بعثت نبی مکرّم اسلام

مروری بر اهداف بعثت نبی مکرّم اسلام

حضرت محمد

جهان در آستانة بعثت حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت. جهالت، غارتگری، ظلم و ستم، تضییع حقوق ضعیفان و محرومان، فساد و بی بند و باری، تبعیض و ناعدالتی، نگرانی و دلهره و دوری از اخلاق و انسانیت، تمام جوامع بشری را در آن روزگار فرا گرفته بود.

در این میان منطقه جزیرة العرب و به ویژه شهر مکه از منظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پایین‌ترین و بدترین وضع را تحمل می‌کرد. خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهای خشکی که به صورت بت درست شده بود و اهالی مکه در مقابل آن اجسام بی‌جان قربانیها کرده و استمداد می‌طلبیدند، هر انسان فهمیده و عاقلی را به تعجب و تأسف وا می‌داشت. زنان نه تنها از حقوق اساسی خود محروم بودند، بلکه همانند کالای بی‌جان خرید و فروش می‌شدند.

مردم آن عصر بدون آنکه خود متوجه باشند، نیاز شدیدی به امور معنوی، اخلاقی و انسانی داشتند و در آتش ناعدالتی، نابرابری و تضییع حقوق انسانی می‌سوختند. ما در این نوشتار برخی از علل و عوامل بعثت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را مرور کرده و فقط به برخی موارد آن اشاره می کنیم.

 

انقلاب ارزشها

بعد از بعثت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، اصول و ارزشهای جاری در جامعه که علیه مصالح دنیا و آخرت مردم بود، به ارزشهای انسانی و الهی تبدیل شد. خرافه پرستی به حقیقت‌یابی، جنگ و خونریزی و ناعدالتی به قسط و عدل و مساوات بدل گردید و انسانهای در ظاهر پایین درجه، به افرادی مورد اعتماد و دارای منزلت اجتماعی والائی تبدیل شدند. تمام قوانین و ملاکهای ظاهری و مادی جای خود را به معیارهای ارزشمند و متعالی داد.

آری بعثت پیامبر صلّی الله علیه و آله ارزشهای ضد انسانی را دگرگون کرد و تمام رسمهای ایام جاهلیت، به قوانین عادلانه اسلامی تبدیل شدند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله بیشترین تلاش خود را در تحول افکار عمومی متمرکز کرده و برای از میان بردن باورهای خرافاتی و ناپسند، از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کردند.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله کوشش می‌کرد نیروهای درونی انسانها را از قوه به فعلیت رسانده و برای رسیدن به قلّه سعادت و کمال، آنان را همراهی و یاری نماید.آن بزرگوار برای ارتباط افراد با مبدأ هستی زمینه سازی کرده و مقدمات تعالی آنان را فراهم می‌آورد

رساندن به مقام عبودیت

طبق آموزه‌های قرآنی، هدف از آفرینش انسان چیزی جز پرستش خدای یگانه نیست و تمام نعمتهای الهی و اشیائی که در این عالم آفریده شده و در اختیار انسان قرار گرفته، همه برای طی مسیر عبودیت است. عبودیت کامل آن است که انسان جز به آفریدگار مطلق جهان و کمال مطلق نیندیشد و همه افکار و اعمال خود را به این امر معطوف دارد. یکی دیگر از علل بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله، دستگیری افراد بشر در راه رسیدن به مقام عبودیت است.

 

ایجاد و توسعه عدالت اجتماعی

انسانها فطرتاً طالب عدالتند و سالم‌ترین جوامع، آنهایی است که عدالت در تمام ابعاد خود در میان آن جوامع حاکم گردد. قرآن کریم در آیات متعددی از عدالت خواهی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله سخن گفته و آن را یکی از اهداف بعثت می‌شمارد.

حضرت محمد
ترویج فضائل اخلاقی

ترویج فضائل اخلاقی و صفات متعالی انسانی، از دیگر علل و انگیزه‌های بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. اگر مروری اجمالی به آموزه ‌های وحیانی پیامبر صلّی الله علیه و آله داشته باشیم متوجه خواهیم شد که گفتارها و رفتارهای آن گرامی مملو از سفارشهای اخلاقی و تربیتی است.

 

احیای پیمان فراموش شده

پیامبران الهی بر خود لازم می‌دانند تا انسانها را به پیمان فطری که فراموش‌ شان شده است یادآور شوند، همان میثاق دیرین که در میان تمام موجودات فقط انسان آن را تقبل و تعهد کرده است، اما بر اثر مرور زمان و وسوسه ‌های شیطان آن را به بوته فراموشی سپرده است. پیامبر در کنار معارف و برنامه‌های حیاتبخش خود پیوسته به مردمان آن زمان می آموخت که در مورد اصول دین و باورهای مهم اعتقادی به فطرت و خرد خود رجوع کنند. قرآن کریم انبیاء الهی را به عنوان «مذکِّر» معرفی می‌کند.

بعد از بعثت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، اصول و ارزشهای جاری در جامعه که علیه مصالح دنیا و آخرت مردم بود، به ارزشهای انسانی و الهی تبدیل شد. خرافه پرستی به حقیقت‌یابی، جنگ و خونریزی و ناعدالتی به قسط و عدل و مساوات بدل گردید

واسطه فیض الهی

برای آدمیان خاکی که هنوز گام در مرحله‌ای بالاتر نگذاشته‌اند، ارتباط با آفریدگار هستی که در منتها درجه اقتدار و کمال است امری سهل و آسان نیست. برای رسیدن به آن مقام بی‌نهایت و اوج گرفتن در آسمان عرفان و معنویت، نیاز به واسطه فیض و وسائل نیرومندتری است. انجام دستورات رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌تواند بهترین وسیله برای ارتباط با خداوند متعال باشد.

 

تحکیم وحدت انسانها

ریسمان محکم نبوت تنها وسیله‌ای است که انسانها را در زیر لوای وحدت و برادری فراهم می‌آورد؛ انسانهایی که از تفرقه و تشتت و نزاع و اختلافها به تنگ آمده و به دنبال راهکاری مورد اعتماد برای حل معضلات زندگی خود می‌گردند. یکی از اهداف مهم بعثت پیامبر، پایان بخشیدن به اختلافات مردم بود که از روی جهل و غفلت و ناآگاهی و پیروی هوای نفس و برتری جویی صورت می‌گرفت.

 

تزکیه و پرورش روح

از مهم‌ترین علل بعثت پیامبر، تهذیب نفوس و تربیت انسانهای مستعد است. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله کوشش می‌کرد نیروهای درونی انسانها را از قوه به فعلیت رسانده و برای رسیدن به قلّه سعادت و کمال، آنان را همراهی و یاری نماید.آن بزرگوار برای ارتباط افراد با مبدأ هستی زمینه سازی کرده و مقدمات تعالی آنان را فراهم می‌آورد.

                                                                                                                                    فراوری: آمنه اسفندیاری

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

مجله مبلغان، مرداد و شهریور 1384، شماره 69.

سایت حوزه.




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , بعثت پیامبر , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      09:25 ق.ظ -  شنبه 29 فروردین 1394

محمّد صلّى الله علیه وآله، پیرو چه دینی بود؟

محمّد صلّى الله علیه وآله، پیرو چه دینی بود؟

مبعث


در اعتقاد جامعه شیعه و پیروان خاندان نبوت، پیغمبر اسلام از آغاز زندگى و پیش از آن که رسما پیغمبرى خود را اعلام کند، معصوم و پیغمبر بوده است. خداوند روح القدس را مامور حفاظت او کرده بود، و در مدت چهل سال پیش از رسالت و بعثت، با شریعت‏ خود عمل مى‏کرد. بنابر این پیرو دین و شریعت پیغمبر دیگرى نبوده است.  کتاب خدا (قرآن) و سنت‏ خود آن حضرت نیز گواه بر آن است.

 

روح القدس یا جبرائیل

آنچه از کتاب و سنت در تفسیر آیه 51 سوره مبارکه شورى استفاده مى‏شود این است که روح، در این آیه «روح القدس‏» است، نه جبرئیل:

«بدین گونه ما روح را براى اینکه وحى ما را به تو برساند به فرمان خود به سوى تو فرستادیم، در آن وقت تو نمى دانستى کتاب آسمانى چیست و ایمان کدام است‏».

 باید دانست که روح القدس، جبرئیل نیست. زیرا خداوند درباره جبرئیل مى‏فرماید: «قرآن را روح الامین بر قلب تو نازل کرد» ( شعرا/192) و مى‏فرماید: «جبرئیل قرآن را بر قلب تو به امر خدا نازل کرد» ( بقره/96).

بنابراین کار جبرئیل این بود که قرآن را بر قلب پیغمبر نازل مى‏کرد، نه این که خود وى مامور مراقبت از حضرت باشد. این ماموریت را روح القدس به عهده داشت. از آیات قرآنى استفاده مى‏شود که القاى «روح القدس‏» مشترک بین انبیا و رسولان بوده است. یعنى خدا او را مامور حفاظت و مراقبت از همه آنها کرده بود. خداوند درباره عیسى مى‏فرماید: «ما به عیسى پسر مریم علائم نبوت دادیم، و او را با روح القدس تایید کردیم»(بقره/ 87 و 252)؛ این کاملا مى‏رساند، پیش از رسمیت ‏یافتن مقام رسالتش با تاییدات الهى و ارتباط با روح القدس، مورد توجه خاص خداوند بوده است.

روایات شیعه مى‏گوید: پس از آخرین پیامبر، «روح القدس‏» مامور نگهدارى و حفاظت از ائمه اطهار بوده است.  محدث بزرگوار، کلینى در «کافى‏» از ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت مى‏کند که در تفسیر آیه «و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا»(شورى/51) فرمود: خداوند فرشته‏اى بزرگتر از جبرئیل و میکائیل خلق نمود، و او با رسول خدا بود. به وى خبر مى‏داد و او را حفظ مى‏کرد، و بعد از آن حضرت، با ائمه است.

اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى‏باید قبل از بعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته‏اند، قطعا شایع مى‏شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى‏کرد، و موضوع مکتوم نمى‏ماند

و در روایتى دیگر نقل مى‏کند که امام على النقى علیه السلام مى‏فرماید: پس از پیغمبر خاتم دیگر روح القدس به آسمان برنگشت و او در میان ماست.

 

نبی یا رسول

باید توجه داشت که «نبى‏» با «رسول‏» فرق دارد.  نبى کسى است که از جانب خدا اخبار غیبى به وى مى‏رسد، یا به وسیله جبرئیل و یا روح القدس. ولى رسول کسى است که باید اخبار الهى را به مردم برساند، و رسالت‏خود را ایفا کند. عیسى و یحیى در زمان کودکى نبى و پیغمبر بودند، ولى در آن سن و سال براى تبلیغ و اداى رسالت، ماموریت نداشتند.  پیغمبر خاتم نیز چنین بود. او از آغاز کودکى به وسیله روح القدس با الهامات غیبى آشنائى داشت، و از تعالیم دینى و احکام آسمانى با خبر بود، و خود بر وفق آن عمل مى‏کرد، ولى مامور نبود آن را به آگاهى قوم برساند. این ماموریت در سن چهل سالگى به وى محوّل شد.

 

پیامبر خاتم قبل از بعثت

امیر مۆمنان على علیه السلام در خطبه فاصعه نهج البلاغه مى‏فرماید: از لحظه‏اى که پیغمبر را از شیر گرفتند خدا بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او نمود تا اخلاق برجسته و صفات پسندیده را شب و روز به وى بیاموزد. من پیوسته در کنار پیغمبر بودم، هر روز ازصفات ممتازش دانشى به من مى ‏داد، و امر مى‏ کرد در هرکارى از وى پیروى کنم . پیغمبر (پیش از بعثت) در هر سال مدتی را در کوه حرا به سر مى‏برد. در آن حال من او را مى‏دیدم، ولى کسی جز من او را نمى‏دید.

از این سخن على علیه السلام کاملا پیداست که پیغمبر پیش از بعثت هم حالت پیغمبرى داشته است ولى مامور نبوده قوم را باخبر گرداند. این کار به طور رسمى در چهل سالگى حضرت اتفاق افتاد.

مبعث

براى اطلاع بیشتر از چگونگى وضع پیغمبر قبل از بعثت لازم است، آنچه را شیخ طوسى درکتاب پرارج «عدة الاصول‏» گفته است، در اینجا بیاوریم. شیخ طوسى مى‏نویسد: « پیغمبر نه قبل از نبوت و نه بعد از آن پیرو دین پیغمبران پیش از خود نبوده است. هر عملى را که او انجام مى‏داده، از جانب خدا به وى الهام مى ‏شده است. قبل از بعثت امور خاصى به آن حضرت وحى مى‏شد.»

میرزاى قمى از فقهاى بزرگ شیعه در کتاب‏ «قوانین‏» در این باره مى‏نویسد:

حق این است که پیغمبر قبل از بعثت عمل به احکام شرع مى‏نمود، ولى نه به دین پیغمبران پیش از خود، زیرا ما آن حضرت را از همه انبیا برتر مى‏دانیم. اگر او پیرو دین قبل از خود بود، مى‏باید مفضول بر فاضل مقدم گردد، و آن هم از نظر عقلى درست نیست.

دیگر این که اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى‏باید قبل از بعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته‏اند، قطعا شایع مى‏شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى‏کرد، و موضوع مکتوم نمى‏ماند.

همچنین، وقتى عیسى در گهواره پیغمبر باشد، و یحیى در کودکى به مقام نبوت برسد، پیغمبر نبودن خاتم انبیا قبل از بعثت ‏با افضلیت آن حضرت منافات دارد.  زیرا به اعتقاد عموم مسلمین پیغمبر اسلام از همه انبیاء افضل بوده است. به همین جهت نیز نمى‏باید فاضل پیرو مفضول باشد.

اگر بگویند از کجا بدانیم که پیغمبر قبل از بعثت هم از سایر انبیا افضل بوده است؟ مى‏گوئیم که هیچ کس فضلیت ‏حضرت را مربوط به وقت معینى ندانسته است.  بلکه گفته است پیغمبر در تمام دوران زندگى از ولادت تا وفات از همه انبیاء افضل و برتر بوده است.

پیغمبر اسلام قبل از بعثت در اصول اعتقادى همچون ابراهیم خلیل یکتاپرست‏ بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیم نیز چنین بوده‏اند، و به روش او مى ‏رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده که به وسیله «روح القدس‏» به وى مى‏ رسیده و آن را معمول مى‏ داشته است

فتال نیشابورى دانشمند مشهور شیعه در کتاب معروفش «روضة الواعظین‏» مى‏نویسد:  «طائفه شیعه اجماع دارند که پیغمبر پیش از بعثت در خفا پیامبر بود. از اول تکلیف روزه مى‏گرفت، نماز مى‏گزارد، عکس آنچه در میان قوم معمول بود. وقتى به سن چهل سالگى رسید، خداوند به جبرئیل امر نمود بر پیغمبر فرود آید و او را به طور آشکار مامور ایفاى مقام رسالت‏خود سازد».

عموم دانشمندان شیعه در این خصوص اتفاق نظر دارند، و اجماع آنها نیز حجت است.

علاوه بر این، شیعه و سنى روایت کرده‏اند که پیغمبر فرمود: «من در زمانى که آدم در بین آب و گل بود (یعنى وقتى که او را مى‏سرشتند) پیغمبر بودم‏»

فخر رازى دانشمند مشهور سنى در کتاب «معالم اصول الدین‏» مى‏نویسد: «حق این است که محمد پیش از نزول وحى پیرو هیچیک از انبیا نبود. زیرا ادیان پیش از دین عیسى به وسیله دین وى منسوخ شده بود. دین عیسى هم عنوان اصلى خود را به واسطه ناقلین آن که به خاطر اعتقاد به تثلیث کافر بودند، از دست داده بود. از این رو آنچه به نام دین عیسى مانده بود، اعتبار نداشت و نمى‏شد به آن اطمینان کرد. روى این اصل مسلم است که محمد پیش از بعثت ‏بر دین هیچ کس نبوده است».

 

نتیجه سخن

پیغمبر اسلام قبل از بعثت در اصول اعتقادى همچون ابراهیم خلیل یکتاپرست‏ بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیم نیز چنین بوده‏اند، و به روش او مى ‏رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده که به وسیله «روح القدس‏» به وى مى‏ رسیده و آن را معمول مى‏ داشته است.   بنابراین او قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى، نبى و پیغمبر بود، اما نه رسول و مامور به تبلیغ. رسالت وى در سن چهل سالگى بر فراز کوه حرا آغاز شد. 

                                                                                                                                فرآوری: ابوالفضل صالح صدر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: کتاب «تاریخ اسلام»، اثر استاد على دوانى.




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      08:40 ب.ظ -  جمعه 28 فروردین 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات