بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

پدر مهربان؛پیامبری صبور...

در زندگی شخصی و اجتماعی

 

محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده

پیامبر(ص) مظهر اتم و اكمل الوهیت و ربوبیت الهی است، از این رو حقیقت وجودی ایشان بر همه هستی، فرشتگان، پیامبران و كتب آسمانی دیگر هیمنه دارد و از سوی خداوند به عنوان سرمشق نیكو و صراط مستقیم رسیدن به این مقامات بلند انسانی معرفی شده است.

بنابراین، شناخت آن حضرت(ص) و آشنایی با افكار، اندیشه ها، كنش ها و واكنش های ایشان، به عنوان سبك زندگی كامل و درست، ضروری است. بهترین منبع شناختی كه هیچ شك و تردیدی در صحت آن راه نمی یابد، قرآن است كه از سوی خداوند وحی شده است. پس مراجعه به قرآن برای شناخت سیره آن حضرت(ع) و پیروی و عمل مبتنی بر آن، امری شایسته و بلكه بایسته است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، گزارشی كوتاه از برخی ویژگی های آن حضرت(ص) در حوزه شخصی و اجتماعی ارائه دهد.

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد.

هیمنه پیامبر(ص) بر هستی

بی گمان پیامبر(ص) در اوج انسانیت قرار دارد؛ چرا كه او در مقام تدنی و قرب الهی تا آنجا پیش رفته كه در مقام تدلی، قاب قوسین او ادنی (نجم، آیات 8 و 9) قرار گرفته به گونه ای كه هیچ كس در مقام مظهر الوهیت و ربوبیت، این گونه متاله و ربانی نشده است. بر همین اساس خداوند او را سرمشق و اسوه نیك و كامل بشریت قرار داده و از همگان خواسته تا از وی پیروی كنند (احزاب، آیه 21) تا در مسیر بازگشت در دایره از اویی به سوی اویی (بقره، آیه 156) رجعت خویش را با پروردگاری او (علق، آیه 8) در چارچوب حبی و اطاعتی ایشان بروند (آل عمران، آیه 31؛ انفال، آیه 1 و آیات دیگر) و منتهای سیر خویش را در هستی با مظاهر ربوبیت او طی كنند. (نجم، آیه 42)

بنابراین، آن حضرت(ص) در كمالیت و فعلیت بخشی به تمام اسمای سرشته در ذات خویش (بقره، آیه 31) به تمامیت رسیده و متاله و ربانی تمام می باشد كه فراتر و برتر از آن قابل تصور نیست. از این روست كه به مقام بلند «عبده» ستوده می شود و سیر زمینی و آسمانی، زمانی و مكانی را طی می كند (اسراء، آیه 1) و با كدح و تلاش خویش و عنایت الهی به ملاقات خداوندی در مقام فنای صفاتی و اسمایی می رسد (انشقاق، آیه 6) و با ذات هو پیوند می خورد. (اسراء، آیه 1 و نجم، آیه 9)

بر این اساس، وجود او در همه هستی، اتم و اكمل مظهر الهی است و خود او و كتابی كه آورده مهیمن بر همه هستی بوده و از هیمنه سلطه، شهود، رقابت و حفاظت برخوردار می باشد؛ چرا كه میهمن واژه ای است كه به معنای شاهد از ریشه «امن» و قلب همزه به هاء (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه) یا با ریشه « هیمن» به معنای سلطه در حفظ، مراقبت و تصرف در چیزی (ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 570) یا حافظ، شاهد، مراقب، امین و نگاهداری كننده چیزی (تفسیر نمونه، ج 4، ص 400) است. بنابراین، پیامبر(ص) به عنوان خلیفه اتم و اكمل الهی (بقره، آیه 30) بر همه هستی افزون بر تسخیر تكوینی دارای هیمنه تكوینی و تشریعی بوده و همه موجودات می بایست بر ایشان سجده اطاعت و خلافت برند تا بتوانند تحت هیمنه او به كمال برسند، چنان كه آیات پیش گفته از جمله 31 سوره آل عمران و آیه نخست سوره انفال به صراحت بر آن دلالت دارد و فرمان الهی در آیه 21 سوره احزاب بر اسوه حسنه قرار گرفته ایشان تأكید دارد.

خداوند در قرآن به صراحت از هیمنه قرآن سخن به میان آورده و می فرماید: و انزلنا الیك الكتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الكتاب و مهیمنا علیه؛ ما این كتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل كردیم، درحالی كه كتب پیشین را تصدیق می كند و مهیمن، مسلط، شاهد، حافظ و نگهبان آنهاست.(مائده، آیه48)

براین اساس، همان گونه كه پیامبر(ص) مصداق اسم الهی مهیمن و مظهر اتم و اكمل آن است، (حشر، آیه23) قرآن ایشان نیز مهیمن بر همه كتاب الهی است. (مائده، آیه48) خداوند در آیاتی درباره هیمنه آن حضرت سخن به میان آورده است؛ از جمله درباره شهادت و گواهی آن حضرت(ص) حتی نسبت به پیامبران دیگر می فرماید كه اگر پیامبران، شاهدان و گواهان امت خویش هستند، پیامبر(ص) شاهد شاهدان و گواه بر این پیامبران است.(نحل، آیه89)

به هرحال، هیمنه پیامبر(ص) و قرآن بر همگان حتی پیامبران و كتب آسمانی آنان امری بدیهی براساس آموزه های قرآنی است. پس آن حضرت(ص) همان گونه كه بر آنان شاهد و گواه است و او شهید بر آنان می باشد و همه هستی برای او از باب علم شهودی، حضور دارد، همچنین مراقب است تا ایشان براساس اهداف آفرینش حركت كرده و براساس آن در آنان تصرف ربوبی می كند تا آنها را به مقام بایسته و شایسته كمالی شان برساند.

سیره شخصی پیامبر(ص)

پیامبر(ص) به سبب آنچه به عنوان هیمنه آن حضرت(ص) گفته شده، نه تنها عروه الوثقی الهی(بقره، آیه256؛ لقمان، آیه22) و حبل الله (آل عمران، آیات103و 112) و صراط مستقیم خداوندی است كه انسان را به خدا می رساند، بلكه بهترین و كامل ترین و نیكوترین سرمشق و اسوه ای است كه خداوند برای ربانی شدن در میان بشر قرار داده و برانگیخته است.

بر این اساس، كسی كه بخواهد متاله و ربانی و محبوب خداوند شود، (آل عمران، آیه31؛ طه، آیه90) می بایست سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) را همانند بینش ها و نگرش های آن حضرت(ص) مدنظر قرار داده و براساس آن سبك زندگی خویش را سامان دهد.(احزاب، آیه21)

از جمله نكات مهم در زندگی شخصی آن حضرت(ص) می توان به مسأله عبادت های آن حضرت(ص) به عنوان ذكرالله اشاره كرد؛ چرا كه نماز به معنای كامل ترین و زیباترین نماد و شیوه عبادت از سوی خداوند در قرآن معرفی شده است. از این رو اهتمام آن حضرت(ص) به این ذكر الهی بسیار دایمی بود.

آن حضرت(ص) از سوی خداوند مأمور می شود تا نماز را برپا دارد (هود، آیه114؛ اسراء، آیه78؛ عنكبوت، آیه2)

نمازهای آن حضرت(ص) به نمازهای یومیه در اوقات مقرر خود (همان؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص306) و نمازهای واجب شب(اسراء، آیه79) و نمازهای مستحب(همان) تقسیم می شد. آن حضرت(ص) نمازهای خویش را با مراعات تمام آداب و شرایط به جا می آورد و مراعات جهر و اخفات را نیز می كرد.(اسراء، آیه10)

با آنكه مخالفان تلاش می كردند تا از اقامه نماز در مراكز عمومی و عبادتگاهی چون كعبه و مسجدالحرام جلوگیری كنند، ولی آن حضرت به نحو مستمر و مكرر نمازهایش را در حضور و در برابر مخالفان و دشمنان خویش اقامه می كرد و از نهی و ممانعت آنان نمی هراسید. (علق، آیات9 و 10؛ مجمع البیان، ج9و 10، ص782)

ایشان تا زمانی كه مأمور بود به طرف بیت المقدس نماز گزارد، به این فرمان عمل می كرد و زمانی كه تغییر قبله به سوی كعبه و مسجدالحرام از سوی خداوند ابلاغ شد، ایشان با همه تعریض ها و نكوهش ها، بر حكم خداوند عمل كرد و از هیچ هیاهو و جنگ روانی نهراسید و از حقیقت ابلاغی گامی عقب نشینی نكرد. (بقره، آیات 142تا144)

اهداف و آثاری كه پیامبر(ص) برای نماز قایل بود، موجب می شود كه ایشان و امام باقر(ع) نماز را به عنوان عمود و عماد یعنی ستون دین و تكیه گاه آن معرفی كنند. (فروع كافی، محدث كلینی، ج 3، ص 266؛ كنزالعمال، الهندی، حدیث 18869)

نماز برای پیامبر(ص) زمینه ساز دریافت وحی (مزمل، آیات 2 تا 6) و برای دیگران بسترساز دریافت الهام و وحی غیرتشریعی می شود؛ زیرا آثار آن در انسان های دیگر به شكل عمومی ظهور خواهد یافت؛ چرا كه وحی اگر به صورت تشریعی پس از پیامبر(ص) تمام می شود، (احزاب، آیه 40) ولی نبوت عامه و وحی غیرتشریعی همواره بوده و ادامه خواهد یافت؛ چنان كه پیش از این نیز به افرادی از جمله حضرت مریم(ص) و مادر موسی(ع) وحی غیرتشریعی نازل شده است (سوره مریم و نیز قصص، آیه 7) و الهامات تقوایی از سوی خداوند همواره ادامه داشته و خواهد داشت. (شمس، آیه 8)

نماز همچنین موجب دستیابی پیامبر (ص) به مقام شفاعت و مقام محمود شده است (اسراء، آیه 79) و برای دیگران نیز چنین خواهد بود. نماز موجب دوری انسان از ناپسندها، فحشاء و منكرات می شود (عنكبوت، آیه 45) و مهمترین ذكر الهی می باشد. (همان؛ المیزان، ج 16، ص 142)

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد. (كوثر، آیه 2؛ مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 837)

اقامه نماز جماعت حتی در میدان جنگ و در حالت خوف به امامت خود آن حضرت(ص)، بیانگر توجه و ارزش و جایگاه نماز جماعت از دیدگاه آن حضرت(ص) و تاثیر فردی و اجتماعی آن دارد. (نساء، آیه 102)

ایشان به نماز جمعه نیز بسیار اهمیت می داد (جمعه، آیات 9 و 11) چنان كه به نمازهای عید قربان و عیدفطر توجه داشت (كوثر، آیه 1؛ مجمع البیان، 9 و 10، ص 837)

بر جنازه مومنان حاضر شده و نماز میت را اقامه می كرد و نسبت به منافقان از نمازگزاری بر جسدشان خودداری می كرد. (توبه، آیه 84)

در روایات داستان های بسیاری درباره سیره آن حضرت در مسئله نمازگزاری ایشان نقل شده است كه از ذكر آن در اینجا خودداری می شود و خوانندگان گرامی را به منابع روایی و تاریخی ارجاع می دهیم.

در آیات قرآنی درباره سیره های شخصی دیگر چون خواب (انفال، آیه 43؛ مزمل، آیات 1و 2)، خوراك (انبیاء، آیات 7 و 8؛ فرقان، آیات 7 و 9)، لباس و پوشش (مدثر، آیه 4)، همسرگزینی و ازدواج (رعد، آیه 38؛ احزاب، آیات 6 و 28 و 29) و امور دیگر نیز پرداخته شده است كه در این جا به ذكر آنها نمی پردازیم.

سیره اجتماعی پیامبر (ص)

اما درباره سیره اجتماعی باید گفت كه مجموعه آیات بسیاری از سبك زندگی اجتماعی آن حضرت (ص) گزارش داده است كه در اینجا به برخی از سیره اجتماعی آن حضرت در برخورد با دیگران اشاره می شود.

اصولا پیامبر(ص) براساس فطرت و عقل، انسان معتدلی بود و هرگز راه افراط و تفریط را طی نمی كرد. ایشان را می توان الگوی تمام و كمال عدالت و اعتدال و میانه روی معرفی كرد؛ زیرا افزون بر فطرت و عقل، به حكم امضایی خداوند مامور بود كه این گونه عمل كند (اسراء، آیه 29) تا نشان دهد دین اسلام جز دین فطرت و عقل نیست. (روم، آیه 30) از این رو در انفاق و احسان به دیگران همواره راه اعتدال را در پیش می گرفت. (اسراء، آیه 29) در برابر حق خاضع و در مقابل باطل مقاوم بود و هیچ كوتاه نمی آمد. لذا بر حقانیت راهی كه به او وحی شده اعتماد داشته (كهف، آیات 25 تا 27) با استقامت و صبر تمام به ابلاغ دین و گسترش آن اقدام می كرد. (هود، آیه 112، شوری، آیه 15)

مردم را به كارهای معروف و پسندیده دعوت و از كارهای زشت و منكر باز می داشت، چنان كه خود عامل به معروف و تارك منكر بود. (اعراف، آیات 157 و 199 و آیات دیگر)

نسبت به مخالفان از در مدارا و مماشات وارد می شد تا ایشان را به سوی حق دعوت كند و با پناهندگی به آنان اجازه می داد تا سخن حق را بشنوند (توبه، آیه 6)

گاه از طریق مبارزه منفی با مخالفان و دشمنان و بی اعتنایی به شبهات و دروغ پردازی های آنان (انعام، آیات 70 و 112 و 137، حجر، آیات2 و3) و گاه با به كارگیری بهترین روش ها یعنی نیكی به جای بدی (مومنون، آیات 92 و 96) و گاه با موضع گیری های سخت گیرانه و حتی جهاد علیه آنان می كوشید(توبه، آیه 73) تا راه حق را برای مردم باز كند و سلطه دشمنان را از گرده مردم بردارد. (اعراف، آیه 157)

هدف آن حضرت(ص) بیدار كردن فطرت و توجه دادن انسانها به توحید و راه و روش خدایی و متاله و ربانی شدن و قرار گرفتن در موقعیت خلافت الهی بود. (انعام، آیات 40 تا 46 و نیز 63 و 64 و آیات بسیار دیگر)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود

آن حضرت(ص) خود را موظف به پاسخ گویی نسبت به همه پرسش های منطقی و معقول مردم می دانست و با گشاده رویی به همه پرسش ها پاسخ می داد و تلاش می كرد تا ایشان را به سوی حق و راه آن رهنمون سازد. (بقره، آیات 189 و 215 و 219 و 220 و آیات دیگر)

آن حضرت(ص) همواره در پی حق بود و برای او زمانی اكثریت معنا و مفهوم داشت كه در این مسیر گام بردارند، بنابراین به صرف اكثریت و یا اقلیت بودن از چیزی پیروی یا مقابله نمی كرد. و آنچه ملاك و معیار بود حق و حقانیت بود نه اكثریت یا اقلیت (انعام، آیات 114 و 116)

بر همین اساس، از حق هر جا یافت می شد پیروی می كرد و با باطل در هر جایی كه باشد مبارزه می كرد حتی اگر باطل در میان خویشان و همسران و فرزندان ایشان نمود می یافت و از كفر و نفاق و شرك و دیگر مظاهر باطل به شدت پرهیز و با آنها و مظاهرش مبارزه می كرد. (انعام، آیات 56 و 150 و احزاب، آیات 1 و 48 و آیات دیگر)

چنان كه گفته شد، فطرت سالم و عقل سلیم همواره به حق دعوت می كند و هواهای نفسانی به باطل می خواند. از این رو ایشان با هواهای نفسانی و خواسته های آن مبارزه می كرد و هرگز پیروی از هواهای نفسانی را نمی پذیرفت. (نجم، آیات 3 و 4)

از طلاق پرهیز داشت و با آن كه مجاز بود، به آن اقدام نمی كرد (احزاب، آیه 52 و آیات دیگر) به خانواده و همسر احترام می گذاشت و آنان را تكریم می كرد با آنكه گاه موجبات اذیت و آزار او را به شدت فراهم می كردند و اسرار خانوادگی را افشا می نمودند. (سوره تحریم)

نسبت به مال و منال دیگران چشم نداشت و به زندگی و امكانات مادی و رفاهی بی توجه بود (حجر آیه 88، طه، آیه 131) مردم را به تزكیه نفس دعوت می كرد و خود در این راه پیشگام بود و مردم را آموزش می داد و تربیت می كرد. (جمعه، آیه2، بقره، آیه 129 و 151، آل عمران، آیه 164)

اهل تفكر و تدبر بود و مردمان را نیز بدان می خواند (یونس، آیه 101) با برگزیده برترین روش ها در مباحثه و مناظره مسایل اعتقادی، راه و روش حق را بیان می كرد. (نحل، آیه 125، كهف، آیات 9 و 22)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود (نور، آیه 62) نه آنكه با این مصلحت اندیشی احكام صریح خداوند چون متعه و قصاص و مانند آن را تعطیل كند و برخلاف احكام الهی برای رضایت ملت ها و دولت های بیگانه عمل كند و از آنان پیروی نماید. (بقره، آیه 120)

با نگاهی گذار به گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) به سادگی می توان دریافت كه ایشان به عنوان رحمت برای جهانیان (انبیاء، آیه 107) براساس آموزه های فطری و عقلانی، فطرت مردم را بیدار و عقل ایشان را فعال می ساخت تا زنجیرهای بردگی و بندگی دیگران را از گرده خویش بردارند (اعراف، آیه 157) و خود را از ظلم نفس و دیگران رهایی بخشند و حیات و زندگی سعادتمند را در دنیا و آخرت تجربه كنند و از حیات طیب و پاك برخوردار شوند. (نحل، آیه 97) بنابراین، ایشان با نگاهی انسانی با ایثار هستی خویش (شعراء، آیه 3) بر آن بود تا انسانیت را از رنج دایمی رهایی بخشد. پس سیره ما نیز در زندگی شخصی و اجتماعی می بایست این گونه باشد تا اگر محمد(ص) نشدیم دست كم محمدی شویم.به هر حال، این ها گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر بود كه در قرآن گزارش شده است. بیان همه آنها در این مقال كوتاه نمی گنجد و به همین مقدار در اینجا بسنده می شود.


نویسنده: خلیل آقاخانی

شبکه تخصصی قرآن تبیان




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم و قران , سیره اخلاقی , سیره سیاسی , سیره تربیتی , سیره اجتماعی , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      09:30 ب.ظ -  دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

اسلام ناب محمدی (ص) یا اسلام آمریکایی

اسلام ناب محمدی (ص) یا اسلام آمریکایی، مسئله این است

اصطلاح اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را امام خمینی (ره) وارد ادبیات سیاسی جهان امروز کردند. اصطلاحی که در زمان ائمه اطهار (ع) نیز تحت عنوان اسلام علی (ع) و اسلام معاویه و یا حتی بعدتر از آن تحت عنوان اسلام امام حسین (ع) و اسلام یزید مطرح بوده است.

امام خمینی (ره) به عنوان بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران، شاخصه اصلی انقلاب را اسلام علیه اسلام می نامند و برای تبیین این دو نوع اسلام تلاش زیادی کردند تا جایی که در سال آخر در پیام های متعددی ویژگی های این دو نوع اسلام را بیان می کنندریال که به عنوان مثال می توان به پیام قطع نامه 598، فرمان تشکیل بسیج دانشجویی و پیام به هنرمندان اشاره کرد.

ایشان اسلام ناب محمدی را اسلام آمیخته با سیاست، اسلام مبارزه و ستیز با جهانخواران، اسلام عدالت خواه، اسلام ظلم ستیز و عدم سازش، اسلام تحمل سختی ها و مشکلات در راه مبارزه، اسلام ساده زیستی می دانند و در مقابل ویژگی های اسلام آمریکایی را گوشزد می فرمایند و اسلام آمریکایی را اسلام سرمایه داری، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان و فرصت طلبان، اسلام جدایی دین از سیاست، اسلام سکوت و سازش و تسلیم و فرومایگی در برابر ستمکاران و مستکبران، اسلام ملی گرایان و لیبرال ها و انجمن حجتیه ای ها، اسلام مقدس نمایان و متحجرین، اسلام کناره گیران و اشکال تراشان و آخوندهای درباری و متحجر و در خدمت سیاست های استعماری معرفی می کنند.

انقلاب اسلامی ایران از لحاظ الگو گرفته از قیام امام حسین (ع) است، زیرا هر دو علیه یک اسلام ساختگی و بی هویت است. در کتاب "نامیرا" که به معرفی فضای کوفه در دعوت از امام حسین (ع) می پردازد می خوانیم: «بنی امیه از دین خدا بهره نمی گیرد، مگر آنچه آن ها را به دنیا نزدیک می کند. آن ها در عمل فرمان خدا را بر خود متشبه می سازند تا عذری برای گناهانشان داشته باشند.» چیزی که باعث می شود شراب را با نماز جمع بزنند و حلال خدا را حرام کنند و حرام خدا را حلال بشمارند. اجرا نکردن عدالت به دلیل ظلم و ستم خود را تقدیر الهی معرفی کنند و ریشه امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه بخشکانند تا اسلام اجتماعی دیگر معنایی نداشته باشد و آنچه باقی می ماند اسلام فردی باشد آن هم نه با یک قبله واحد. آنچه از فضای کوفه بر می آید این است که اسلام معاویه و یزید، روسل خدا و قرآن را قبول دارند اما بر سر تأویل و تفسیر دین خدا و آیات قرآن با امام که قرآن ناطق است سر جنگ دارند. جنگی که هم در جمل اتفاق افتاد هم در نهروان و هم در صفین. استاد رحیم پور ازغدی در بیانی می فرمایند: « هخیچ یک از درگیری های زمان علی (ع) دعوای اسلام و کفر نبود؛ در زمان علی (ع) سه درگیری وجود دارد که هر دو طرف جنگ مسلمانان هستند یعنی خویشان، اصحاب و بستگان پیامبرند و افرادی هستند که سابقه سربازی برای اسلام داشته اند. هر سه دعواهای جناحی است و اصلاً دعوای حق و باطل نیست، لذا از آن تعبیر به فتنه می شود یعنی مسئله ای که نه فقط عوام بلکه خواص نیز گاهی در آن به اشتباه می‌افتند.»

بنابراین مسئله ای که در جهان امروز مطرح است جنگ اسلام ناب محمدی (ص) با سالام آمرکایی است نه اسلام و کفر؛ که اگر اسلام ناب زنده شود کفر نابود می شود. «کان الحق، ذهق الباطل». لذا سید مرتضی آوینی در این باره می فرماید: « آخرین مقاتله ما، به مثابه سپاه عدالت، نه با لیبرال دموکراسی غرب، که با سالام آمریکایی است که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دریپاتر است.»

امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی را یک انقلاب فرهنگی معرفی می کند که مشخصاً جایگزینی فرهنگ اسلام ناب علیه اسلام آمریکایی است و این در حالی است که پس از گذشتن سه دهه از انقلاب هنوز به این مهم نرسیده ایم؛ که حنی با روی کار آمدن ابزار رسانه ای غرب و ترویج همه سبک های اسلام آمریکایی توجه مردم به اسلام ناب محمدی (ص) کمرنگ می شود؛ چرا که شبکه های نظیر من و تو در حال تبلیغ اسلام آمریکایی هستند نه در حال تبلیغ فرهنگی برآمده از کفر. اسلامی که سابقه طولانی در مقابل اسلام ناب دارد و نماد آن کوفه است. قول «ما اهل کوفه نیستیم» معادل قول مشهور رهبر معظم «من انقلابی ام» است که حرف سنگینی است و باید در عمل ثابت شود که لازمه آن مرور ویژگی های اسلام آمریکایی در زندگی خودمان است.

پی نوشت: عرصه فرهنگ، عرصه جهاد است. رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)


نوید رضاخانی| دانشجوی مهندسی شیمی

 




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , جریان های تکفیری ,

       رحمان نجفی
      09:54 ق.ظ -  شنبه 5 اردیبهشت 1394

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

وهابی

برای شناخت وهابیت و آگاهی از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلك انحرافی را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

پیدایش وهابیت‏

مسلك وهابیت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی است و علّت این كه آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند، به این جهت است كه مبادا پیروان این مذهب، نوعی شركت در نام پیامبر را پیدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. او از كودكی به كتاب‏های تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانی، اعمال مذهبی مردم «به خدا» را زشت می‏شمرد. وی به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقاید خود را كه قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پی‏ریزی شده بود، اظهار نمود و به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهای وهابیان

وهابیان معتقدند كه هیچ انسانی، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این كه اموری را ترك كند. این امور عبارتند از:

1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید و در صورت توسل، در راه شرك گام نهاده، مشرك می‏باشد.

2. زائران به قصد زیارت، به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند.

3. از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله طلب شفاعت نكنند.

4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرك است.

5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طی روزگار، از آیین اسلام منحرف شده‏اند.

6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است.

این منطق خشك و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد؛ زیرا قرآن در موارد یاد شده، نظراتی صریح و مخالف وهابیان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القُربی».1

یكی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنهاست و این راه و رسم، در میان ملت‏های مختلف جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید.

2. «... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا».2

هنگامی كه واقعه اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند كه آیه متذكر آن می‏شود و انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به این آیه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان را عملی حرام و یا حتی مكروه قلمداد كرد؛ بلكه این آیه، به نوعی تشویق می‏كند كه برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید كوشا بود.

3. «و استغفر لذنبك و للمؤمنین».3

4. «وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم».4

آیات فوق نیز بیان‏گر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفید می‏باشد و موضوع شفاعت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح، بلكه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

اندیشه‏های سیاسی و اجتماعی وهابیان‏

وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند كه یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك می‏كنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال می‏دانند و آیات مربوط به شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏كنند كه این، بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامی و مسلمانان است.5

با این تفكر بسته و خشك وهابیت بود كه وقتی سعودی‏ها (در سال 1344 ق.) بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرك بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شكستند و از بین بردند.6

برای عملكرد و كارهایی كه وهابیان در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعی، باید به كتاب‏های تاریخی مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سیاست، حكومت و مردم‏داری، نمونه‏ای از اندیشه‏های وهابیان است.

بنابراین، وهابیت هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفكّر، مغبوض عالمان فرقه‏های مختلف مسلمین بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل دینی مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولین كتابی كه در رد وهابیت نگاشته شده، كتاب «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» بود كه به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز آنان جاده صاف كن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند. این آیین و مسلك، ساخته و پرداخته انگلیسی‏ها است و همین ننگ برای این مسلك و پیروان آن كافی است.

 

گسترش وهابیت‏

در ارتباط با گسترش این فرقه، می‏توان به این عوامل اشاره كرد:

1. تشدید فعالیت‏های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیان در داخل ایران و حوزه‏های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالكان و سایر كشورهای مجاور ایران) كه آمادگی تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران را دارند، مشاهده می‏شود. وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش اسلام اصیل را بر عهده داشته، ازاین‏رو، تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فكری و اعتقادی شیعیان، به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می‏كند. از این رو در سال‏های اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریكا علیه كشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت‏های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است.

2. وهابیت به دلیل افكار اعتقادی خاصی كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد، در تعارض كامل با مذهب شیعه است؛ هر چند كه اكثریت فرقه‏های اهل سنت با تفكرات این گروه مخالفند از این رو، گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن)، با شیعه مقابله كند.

3. خطر بزرگ‏تر این گروه، روش‏های دور از منطق اسلامی است كه در مسائل سیاسی و حكومتی در پیش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏ای از این فعالیت‏هاست. كه سبب بهانه جویی غربی‏ها شد تا مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم كنند؛ تا جایی كه دست قدرت‏های استعماری غرب - به خصوص آمریكا - را در منطقه باز گذاشته، زمینه دخالت‏های نظامی و سیاسی آنان در كشورهای اسلامی را فراهم ساخته است كه افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت‏ها به شمار می‏آیند.

 

برای آگاهی بیشتر به كتابهای زیر مراجعه كنید:

1. آیین وهابیت، جعفر سبحانی.

2. وهابیت، مبانی فكری و كارنامه عملی، جعفر سبحانی.

3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430.

4. وهابیان، علی اصغر فقیهی.

5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگلیسی در كشورهای اسلامی، ترجمه استاد علی كاظمی).

6. وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصی خراسانی.

7. تاریخ عقاید وهابی، قزوینی.


1. شوری، آیه 23.

2. كهف، آیه 21.

3. محمد، آیه 19.

4. توبه، آیه 103.

5. مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب، ج 3، ص 1432.

6. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج 8، ص 261




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , جریان های تکفیری ,

       رحمان نجفی
      08:53 ق.ظ -  شنبه 5 اردیبهشت 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic