بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

پدر مهربان؛پیامبری صبور...

در زندگی شخصی و اجتماعی

 

محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده

پیامبر(ص) مظهر اتم و اكمل الوهیت و ربوبیت الهی است، از این رو حقیقت وجودی ایشان بر همه هستی، فرشتگان، پیامبران و كتب آسمانی دیگر هیمنه دارد و از سوی خداوند به عنوان سرمشق نیكو و صراط مستقیم رسیدن به این مقامات بلند انسانی معرفی شده است.

بنابراین، شناخت آن حضرت(ص) و آشنایی با افكار، اندیشه ها، كنش ها و واكنش های ایشان، به عنوان سبك زندگی كامل و درست، ضروری است. بهترین منبع شناختی كه هیچ شك و تردیدی در صحت آن راه نمی یابد، قرآن است كه از سوی خداوند وحی شده است. پس مراجعه به قرآن برای شناخت سیره آن حضرت(ع) و پیروی و عمل مبتنی بر آن، امری شایسته و بلكه بایسته است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، گزارشی كوتاه از برخی ویژگی های آن حضرت(ص) در حوزه شخصی و اجتماعی ارائه دهد.

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد.

هیمنه پیامبر(ص) بر هستی

بی گمان پیامبر(ص) در اوج انسانیت قرار دارد؛ چرا كه او در مقام تدنی و قرب الهی تا آنجا پیش رفته كه در مقام تدلی، قاب قوسین او ادنی (نجم، آیات 8 و 9) قرار گرفته به گونه ای كه هیچ كس در مقام مظهر الوهیت و ربوبیت، این گونه متاله و ربانی نشده است. بر همین اساس خداوند او را سرمشق و اسوه نیك و كامل بشریت قرار داده و از همگان خواسته تا از وی پیروی كنند (احزاب، آیه 21) تا در مسیر بازگشت در دایره از اویی به سوی اویی (بقره، آیه 156) رجعت خویش را با پروردگاری او (علق، آیه 8) در چارچوب حبی و اطاعتی ایشان بروند (آل عمران، آیه 31؛ انفال، آیه 1 و آیات دیگر) و منتهای سیر خویش را در هستی با مظاهر ربوبیت او طی كنند. (نجم، آیه 42)

بنابراین، آن حضرت(ص) در كمالیت و فعلیت بخشی به تمام اسمای سرشته در ذات خویش (بقره، آیه 31) به تمامیت رسیده و متاله و ربانی تمام می باشد كه فراتر و برتر از آن قابل تصور نیست. از این روست كه به مقام بلند «عبده» ستوده می شود و سیر زمینی و آسمانی، زمانی و مكانی را طی می كند (اسراء، آیه 1) و با كدح و تلاش خویش و عنایت الهی به ملاقات خداوندی در مقام فنای صفاتی و اسمایی می رسد (انشقاق، آیه 6) و با ذات هو پیوند می خورد. (اسراء، آیه 1 و نجم، آیه 9)

بر این اساس، وجود او در همه هستی، اتم و اكمل مظهر الهی است و خود او و كتابی كه آورده مهیمن بر همه هستی بوده و از هیمنه سلطه، شهود، رقابت و حفاظت برخوردار می باشد؛ چرا كه میهمن واژه ای است كه به معنای شاهد از ریشه «امن» و قلب همزه به هاء (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه) یا با ریشه « هیمن» به معنای سلطه در حفظ، مراقبت و تصرف در چیزی (ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 570) یا حافظ، شاهد، مراقب، امین و نگاهداری كننده چیزی (تفسیر نمونه، ج 4، ص 400) است. بنابراین، پیامبر(ص) به عنوان خلیفه اتم و اكمل الهی (بقره، آیه 30) بر همه هستی افزون بر تسخیر تكوینی دارای هیمنه تكوینی و تشریعی بوده و همه موجودات می بایست بر ایشان سجده اطاعت و خلافت برند تا بتوانند تحت هیمنه او به كمال برسند، چنان كه آیات پیش گفته از جمله 31 سوره آل عمران و آیه نخست سوره انفال به صراحت بر آن دلالت دارد و فرمان الهی در آیه 21 سوره احزاب بر اسوه حسنه قرار گرفته ایشان تأكید دارد.

خداوند در قرآن به صراحت از هیمنه قرآن سخن به میان آورده و می فرماید: و انزلنا الیك الكتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الكتاب و مهیمنا علیه؛ ما این كتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل كردیم، درحالی كه كتب پیشین را تصدیق می كند و مهیمن، مسلط، شاهد، حافظ و نگهبان آنهاست.(مائده، آیه48)

براین اساس، همان گونه كه پیامبر(ص) مصداق اسم الهی مهیمن و مظهر اتم و اكمل آن است، (حشر، آیه23) قرآن ایشان نیز مهیمن بر همه كتاب الهی است. (مائده، آیه48) خداوند در آیاتی درباره هیمنه آن حضرت سخن به میان آورده است؛ از جمله درباره شهادت و گواهی آن حضرت(ص) حتی نسبت به پیامبران دیگر می فرماید كه اگر پیامبران، شاهدان و گواهان امت خویش هستند، پیامبر(ص) شاهد شاهدان و گواه بر این پیامبران است.(نحل، آیه89)

به هرحال، هیمنه پیامبر(ص) و قرآن بر همگان حتی پیامبران و كتب آسمانی آنان امری بدیهی براساس آموزه های قرآنی است. پس آن حضرت(ص) همان گونه كه بر آنان شاهد و گواه است و او شهید بر آنان می باشد و همه هستی برای او از باب علم شهودی، حضور دارد، همچنین مراقب است تا ایشان براساس اهداف آفرینش حركت كرده و براساس آن در آنان تصرف ربوبی می كند تا آنها را به مقام بایسته و شایسته كمالی شان برساند.

سیره شخصی پیامبر(ص)

پیامبر(ص) به سبب آنچه به عنوان هیمنه آن حضرت(ص) گفته شده، نه تنها عروه الوثقی الهی(بقره، آیه256؛ لقمان، آیه22) و حبل الله (آل عمران، آیات103و 112) و صراط مستقیم خداوندی است كه انسان را به خدا می رساند، بلكه بهترین و كامل ترین و نیكوترین سرمشق و اسوه ای است كه خداوند برای ربانی شدن در میان بشر قرار داده و برانگیخته است.

بر این اساس، كسی كه بخواهد متاله و ربانی و محبوب خداوند شود، (آل عمران، آیه31؛ طه، آیه90) می بایست سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) را همانند بینش ها و نگرش های آن حضرت(ص) مدنظر قرار داده و براساس آن سبك زندگی خویش را سامان دهد.(احزاب، آیه21)

از جمله نكات مهم در زندگی شخصی آن حضرت(ص) می توان به مسأله عبادت های آن حضرت(ص) به عنوان ذكرالله اشاره كرد؛ چرا كه نماز به معنای كامل ترین و زیباترین نماد و شیوه عبادت از سوی خداوند در قرآن معرفی شده است. از این رو اهتمام آن حضرت(ص) به این ذكر الهی بسیار دایمی بود.

آن حضرت(ص) از سوی خداوند مأمور می شود تا نماز را برپا دارد (هود، آیه114؛ اسراء، آیه78؛ عنكبوت، آیه2)

نمازهای آن حضرت(ص) به نمازهای یومیه در اوقات مقرر خود (همان؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص306) و نمازهای واجب شب(اسراء، آیه79) و نمازهای مستحب(همان) تقسیم می شد. آن حضرت(ص) نمازهای خویش را با مراعات تمام آداب و شرایط به جا می آورد و مراعات جهر و اخفات را نیز می كرد.(اسراء، آیه10)

با آنكه مخالفان تلاش می كردند تا از اقامه نماز در مراكز عمومی و عبادتگاهی چون كعبه و مسجدالحرام جلوگیری كنند، ولی آن حضرت به نحو مستمر و مكرر نمازهایش را در حضور و در برابر مخالفان و دشمنان خویش اقامه می كرد و از نهی و ممانعت آنان نمی هراسید. (علق، آیات9 و 10؛ مجمع البیان، ج9و 10، ص782)

ایشان تا زمانی كه مأمور بود به طرف بیت المقدس نماز گزارد، به این فرمان عمل می كرد و زمانی كه تغییر قبله به سوی كعبه و مسجدالحرام از سوی خداوند ابلاغ شد، ایشان با همه تعریض ها و نكوهش ها، بر حكم خداوند عمل كرد و از هیچ هیاهو و جنگ روانی نهراسید و از حقیقت ابلاغی گامی عقب نشینی نكرد. (بقره، آیات 142تا144)

اهداف و آثاری كه پیامبر(ص) برای نماز قایل بود، موجب می شود كه ایشان و امام باقر(ع) نماز را به عنوان عمود و عماد یعنی ستون دین و تكیه گاه آن معرفی كنند. (فروع كافی، محدث كلینی، ج 3، ص 266؛ كنزالعمال، الهندی، حدیث 18869)

نماز برای پیامبر(ص) زمینه ساز دریافت وحی (مزمل، آیات 2 تا 6) و برای دیگران بسترساز دریافت الهام و وحی غیرتشریعی می شود؛ زیرا آثار آن در انسان های دیگر به شكل عمومی ظهور خواهد یافت؛ چرا كه وحی اگر به صورت تشریعی پس از پیامبر(ص) تمام می شود، (احزاب، آیه 40) ولی نبوت عامه و وحی غیرتشریعی همواره بوده و ادامه خواهد یافت؛ چنان كه پیش از این نیز به افرادی از جمله حضرت مریم(ص) و مادر موسی(ع) وحی غیرتشریعی نازل شده است (سوره مریم و نیز قصص، آیه 7) و الهامات تقوایی از سوی خداوند همواره ادامه داشته و خواهد داشت. (شمس، آیه 8)

نماز همچنین موجب دستیابی پیامبر (ص) به مقام شفاعت و مقام محمود شده است (اسراء، آیه 79) و برای دیگران نیز چنین خواهد بود. نماز موجب دوری انسان از ناپسندها، فحشاء و منكرات می شود (عنكبوت، آیه 45) و مهمترین ذكر الهی می باشد. (همان؛ المیزان، ج 16، ص 142)

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد. (كوثر، آیه 2؛ مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 837)

اقامه نماز جماعت حتی در میدان جنگ و در حالت خوف به امامت خود آن حضرت(ص)، بیانگر توجه و ارزش و جایگاه نماز جماعت از دیدگاه آن حضرت(ص) و تاثیر فردی و اجتماعی آن دارد. (نساء، آیه 102)

ایشان به نماز جمعه نیز بسیار اهمیت می داد (جمعه، آیات 9 و 11) چنان كه به نمازهای عید قربان و عیدفطر توجه داشت (كوثر، آیه 1؛ مجمع البیان، 9 و 10، ص 837)

بر جنازه مومنان حاضر شده و نماز میت را اقامه می كرد و نسبت به منافقان از نمازگزاری بر جسدشان خودداری می كرد. (توبه، آیه 84)

در روایات داستان های بسیاری درباره سیره آن حضرت در مسئله نمازگزاری ایشان نقل شده است كه از ذكر آن در اینجا خودداری می شود و خوانندگان گرامی را به منابع روایی و تاریخی ارجاع می دهیم.

در آیات قرآنی درباره سیره های شخصی دیگر چون خواب (انفال، آیه 43؛ مزمل، آیات 1و 2)، خوراك (انبیاء، آیات 7 و 8؛ فرقان، آیات 7 و 9)، لباس و پوشش (مدثر، آیه 4)، همسرگزینی و ازدواج (رعد، آیه 38؛ احزاب، آیات 6 و 28 و 29) و امور دیگر نیز پرداخته شده است كه در این جا به ذكر آنها نمی پردازیم.

سیره اجتماعی پیامبر (ص)

اما درباره سیره اجتماعی باید گفت كه مجموعه آیات بسیاری از سبك زندگی اجتماعی آن حضرت (ص) گزارش داده است كه در اینجا به برخی از سیره اجتماعی آن حضرت در برخورد با دیگران اشاره می شود.

اصولا پیامبر(ص) براساس فطرت و عقل، انسان معتدلی بود و هرگز راه افراط و تفریط را طی نمی كرد. ایشان را می توان الگوی تمام و كمال عدالت و اعتدال و میانه روی معرفی كرد؛ زیرا افزون بر فطرت و عقل، به حكم امضایی خداوند مامور بود كه این گونه عمل كند (اسراء، آیه 29) تا نشان دهد دین اسلام جز دین فطرت و عقل نیست. (روم، آیه 30) از این رو در انفاق و احسان به دیگران همواره راه اعتدال را در پیش می گرفت. (اسراء، آیه 29) در برابر حق خاضع و در مقابل باطل مقاوم بود و هیچ كوتاه نمی آمد. لذا بر حقانیت راهی كه به او وحی شده اعتماد داشته (كهف، آیات 25 تا 27) با استقامت و صبر تمام به ابلاغ دین و گسترش آن اقدام می كرد. (هود، آیه 112، شوری، آیه 15)

مردم را به كارهای معروف و پسندیده دعوت و از كارهای زشت و منكر باز می داشت، چنان كه خود عامل به معروف و تارك منكر بود. (اعراف، آیات 157 و 199 و آیات دیگر)

نسبت به مخالفان از در مدارا و مماشات وارد می شد تا ایشان را به سوی حق دعوت كند و با پناهندگی به آنان اجازه می داد تا سخن حق را بشنوند (توبه، آیه 6)

گاه از طریق مبارزه منفی با مخالفان و دشمنان و بی اعتنایی به شبهات و دروغ پردازی های آنان (انعام، آیات 70 و 112 و 137، حجر، آیات2 و3) و گاه با به كارگیری بهترین روش ها یعنی نیكی به جای بدی (مومنون، آیات 92 و 96) و گاه با موضع گیری های سخت گیرانه و حتی جهاد علیه آنان می كوشید(توبه، آیه 73) تا راه حق را برای مردم باز كند و سلطه دشمنان را از گرده مردم بردارد. (اعراف، آیه 157)

هدف آن حضرت(ص) بیدار كردن فطرت و توجه دادن انسانها به توحید و راه و روش خدایی و متاله و ربانی شدن و قرار گرفتن در موقعیت خلافت الهی بود. (انعام، آیات 40 تا 46 و نیز 63 و 64 و آیات بسیار دیگر)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود

آن حضرت(ص) خود را موظف به پاسخ گویی نسبت به همه پرسش های منطقی و معقول مردم می دانست و با گشاده رویی به همه پرسش ها پاسخ می داد و تلاش می كرد تا ایشان را به سوی حق و راه آن رهنمون سازد. (بقره، آیات 189 و 215 و 219 و 220 و آیات دیگر)

آن حضرت(ص) همواره در پی حق بود و برای او زمانی اكثریت معنا و مفهوم داشت كه در این مسیر گام بردارند، بنابراین به صرف اكثریت و یا اقلیت بودن از چیزی پیروی یا مقابله نمی كرد. و آنچه ملاك و معیار بود حق و حقانیت بود نه اكثریت یا اقلیت (انعام، آیات 114 و 116)

بر همین اساس، از حق هر جا یافت می شد پیروی می كرد و با باطل در هر جایی كه باشد مبارزه می كرد حتی اگر باطل در میان خویشان و همسران و فرزندان ایشان نمود می یافت و از كفر و نفاق و شرك و دیگر مظاهر باطل به شدت پرهیز و با آنها و مظاهرش مبارزه می كرد. (انعام، آیات 56 و 150 و احزاب، آیات 1 و 48 و آیات دیگر)

چنان كه گفته شد، فطرت سالم و عقل سلیم همواره به حق دعوت می كند و هواهای نفسانی به باطل می خواند. از این رو ایشان با هواهای نفسانی و خواسته های آن مبارزه می كرد و هرگز پیروی از هواهای نفسانی را نمی پذیرفت. (نجم، آیات 3 و 4)

از طلاق پرهیز داشت و با آن كه مجاز بود، به آن اقدام نمی كرد (احزاب، آیه 52 و آیات دیگر) به خانواده و همسر احترام می گذاشت و آنان را تكریم می كرد با آنكه گاه موجبات اذیت و آزار او را به شدت فراهم می كردند و اسرار خانوادگی را افشا می نمودند. (سوره تحریم)

نسبت به مال و منال دیگران چشم نداشت و به زندگی و امكانات مادی و رفاهی بی توجه بود (حجر آیه 88، طه، آیه 131) مردم را به تزكیه نفس دعوت می كرد و خود در این راه پیشگام بود و مردم را آموزش می داد و تربیت می كرد. (جمعه، آیه2، بقره، آیه 129 و 151، آل عمران، آیه 164)

اهل تفكر و تدبر بود و مردمان را نیز بدان می خواند (یونس، آیه 101) با برگزیده برترین روش ها در مباحثه و مناظره مسایل اعتقادی، راه و روش حق را بیان می كرد. (نحل، آیه 125، كهف، آیات 9 و 22)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود (نور، آیه 62) نه آنكه با این مصلحت اندیشی احكام صریح خداوند چون متعه و قصاص و مانند آن را تعطیل كند و برخلاف احكام الهی برای رضایت ملت ها و دولت های بیگانه عمل كند و از آنان پیروی نماید. (بقره، آیه 120)

با نگاهی گذار به گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) به سادگی می توان دریافت كه ایشان به عنوان رحمت برای جهانیان (انبیاء، آیه 107) براساس آموزه های فطری و عقلانی، فطرت مردم را بیدار و عقل ایشان را فعال می ساخت تا زنجیرهای بردگی و بندگی دیگران را از گرده خویش بردارند (اعراف، آیه 157) و خود را از ظلم نفس و دیگران رهایی بخشند و حیات و زندگی سعادتمند را در دنیا و آخرت تجربه كنند و از حیات طیب و پاك برخوردار شوند. (نحل، آیه 97) بنابراین، ایشان با نگاهی انسانی با ایثار هستی خویش (شعراء، آیه 3) بر آن بود تا انسانیت را از رنج دایمی رهایی بخشد. پس سیره ما نیز در زندگی شخصی و اجتماعی می بایست این گونه باشد تا اگر محمد(ص) نشدیم دست كم محمدی شویم.به هر حال، این ها گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر بود كه در قرآن گزارش شده است. بیان همه آنها در این مقال كوتاه نمی گنجد و به همین مقدار در اینجا بسنده می شود.


نویسنده: خلیل آقاخانی

شبکه تخصصی قرآن تبیان




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم و قران , سیره اخلاقی , سیره سیاسی , سیره تربیتی , سیره اجتماعی , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      09:30 ب.ظ -  دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

مبعث

فرهنگ مجموعه ای از ارزشها، عادات، رفتار و سنت های هر قوم است و به همین نسبت در عصر بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز فرهنگ هایی - كه بهتر است از آنها به عنوان خرده فرهنگ یاد كنیم - وجود داشتند.  این فرهنگ ها گر چه بعضاً باقی مانده فرهنگ ادیان الهی و ابراهیمی بودند اما با ضد ارزشهای موجود در جامعه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف که ناشی از تفكر و خواست های مادی بشر بود، آغشته شده بود. لذا تشخیص حق از باطل در این فرهنگ ها برای مردم بسیار سخت و بعضاً ناممكن شده بود؛ مطمئناً این نوع فرهنگ ها به نفع بشر نخواهد بود بلكه به نفع مستكبرین و حكام جور می باشد، چرا كه آنان در لوای این فرهنگها منافع خودشان را تأمین می كنند.

اما فرهنگ های الهی دارای خصوصیاتی است به نفع مردم و همه طبقات جامعه. فرهنگ های الهی و بخصوص فرهنگ اسلامی قصد تحمیل اهداف نظام ارزشها و نظام دینی خود را ندارند، چرا كه اگر مفاهیم ارزشمند این نظام های فرهنگی به نحو شایسته به مردم منتقل شود، ارزشها از ضد ارزشها شناسایی می شود و خرده فرهنگ های التقاطی جای خود را به نظام های برتر فرهنگی خواهند داد.

 

فرهنگ حقیقی در برابر فرهنگ التقاطی

فرهنگ به معنای جعل ارزشها براساس هواهای نفس، احساسات بشر و تمایلات انسانی نیست، بلكه فرهنگ اسلام براساس واقعیت ها و حقایق موجود شكل گرفت و ادامه یافت . پیامبر اسلام نیز در همین راستا به هدایت بشر همت گماشتند و زمینه ظهور و بروز فرهنگی برخاسته از متن حقایق و خواسته های الهی بشر را ایجاد نمودند تا بشریت با یكدیگر در رسیدن به سعادت همراه شوند.

در فرهنگ الهی برخاسته از وحی، دو مۆلفه بسیار مهم وجود دارد؛ یكی هماهنگی با فطرت و دیگری همسویی با عقل. فرهنگ اسلام در قالب یك نظام هماهنگ با فطرت و عقل وارد میدان شد، آن هم در زمانی كه آن فرهنگهای باطل و التقاطی بر زندگی مردم سایه افكنده بودند.   مسلم است كه این نوع فرهنگ ها اثرات بسیار مطلوبی بر رفتار و كردار و زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است

فرهنگ اسلامی چون دارای این دو مۆلفه مهم - فطرت و عقل - بود توانست جامعه بشری را راهنمایی و هدایت كند. البته برخی مسایل وجود دارد كه از سنخ فطرت یا عقل نیست بلكه فراتر از آن است، لذا به هدایت های ویژه نیازمند است. بنابراین هدایت بشر یا از طریق فطرت ممكن است یا احكام عقلی و یا وحی. این سه مرحله در رسیدن انسان به واقعیت های انسانی بسیار كمك می كند. از این رو، پیامبران با هدف اینكه انسان جایگاه واقعی خودش را بشناسد و به آن دست یابد و هویت خود را باز یابد، براساس متن وحی پروردگار به فرهنگ سازی جوامع پرداختند.  

راز گسترش فرهنگ وحیانی اسلام بر مبنای فطرت، عقل و خواسته ها و نیازهای بشر ظهور پیدا كرد، حكم صادرنمود و به همین دلیل نیز گسترش یافت چون در كلیه احكام زندگی اسلام ریشه های فطری و عقلی و الهی نهفته بود و به این نیازهای روحی، روانی و مادی و معنوی او پاسخ گفت.

اسلام

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد.

وقتی انسان ها شاهد بودند كه اسلام مجال ایفای نقش به فطرت و عقل داد، به سمت آن گرایش پیدا كردند.  در واقع اسلام و فرهنگ اسلامی به بشر مجال ساختن زندگی متعالی براساس نیازها و خواسته های واقعی اش را داد به همین دلیل رویكرد مردم چه در عصر بعثت و چه پس از آن قابل توجه است.

البته كسانی كه منافع مادی خود را در خطر می دیدند، با این حركت انقلابی پیامبر صلی الله علیه وآله كه تحول روحی عظیمی را در بسیاری از افراد به وجود آورد، مخالفت نمودند و سنگ اندازیهای زیادی هم داشتند و حتی به فرهنگ سازی انفعالی در برابر فرهنگ ناب اسلام پرداختند، چون انسانهایی كه به كنه وجودی خودشان پی برده بودند دیگر در مقابل تحقیرهای آنان كه منافی با شخصیت انسانی شان بود ایستادگی می كردند. لذا بیشترین كسانیكه علیه پیامبران واكنش داشتند و قیام كردند، بزرگان اقوام بودند و بیشترین كسانی كه به اسلام پناه آورده بودند و در سایه اسلام شخصیت یافته بودند، رنج كشیدگان و مظلومین سابق جامعه بودند، چرا كه ساخت زندگی براساس نیازها، آرزوها و با اختیار و انتخاب خود، آرزوی هر انسانی است.

 

ابزارهای انقلاب فرهنگی پیامبر

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله همچون سایر انبیای الهی بشر را به سمت خودشناسی و سپس خودسازی تشویق می كردند و روح هر انسانی خواستار استقلال در انتخاب و اختیار در گزینش نوع زندگی است، اما این استقلال و اختیار به معنای كنارگیری از هدایت های پیامبر نبوده و نیست. لذا ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است.

ابزار مهم دیگری كه پیامبران و بویژه پیامبر اسلام در ایجاد این تغییر از آن بهره جستند، استفاده از وزیران، مدیران و كارگزاران لایق است.  انتخاب وزیر مطلع بر امور از ویژگی های مۆمنان است چون مۆمنان صلاح و منفعت جامعه و دیگران و خود را مد نظر دارند و این همان معنای ایمان واقعی است.

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد

انتخاب این ویژگی برای وزیران یك پیامبر احتمال هر گونه سوء ظن، خطا در ولایتمداری و مصلحت خواهی برای پیروان آن پیامبر را كاهش و حتی به صفر می رساند و شبهات احتمالی را از بین می برد. لذا بهترین ابزار برای تحقق اهداف پیامبران در همین نكته نهفته است، یعنی انتخاب وصی، وزیر و جانشین اصلح، اطمینان و اعتماد به وزیر و داشتن ایمان به عملكرد كسی كه بر مبنای آنچه گفته شد انتخاب شده است، هر چند نقش نظارت بر عملكرد وزرا نیز باید پررنگتر از آنچه بیان شد مدنظر قرار گیرد.

یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده در این راستا، محبت و رأفت پیامبر اکزم صلی الله علیه وآله نسبت به سایرین است. این ویژگی هر انسانی است كه نسبت به محبت خالصانه و رأفت پدرانه یك سرپرست كرنش نشان می دهد. پیامبر صلی الله علیه وآله با استفاده از خصلت و خلق نیكوی خویش، آنچه را در لوای دستورهای الهی مد نظر داشتند به دیگران منتقل نمودند و آن مسایل و مطالب در ذهن مخاطبین ثبت و تثبیت شد، مگر آنهایی كه دلهایی بیمار داشتند.

 

شیوه تبلیغی پیامبر

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تبلیغ رسالت خود را با دعوت از راه گفتگو و براساس استدلال آغاز كردند. در آیات قرآن كه تعیین كننده مسیر حركت زندگی همه مسلمانان بوده و هست، از چه واژه هایی بیشتر استفاده می شود؟ «یتدبرون»، «یتفكرون»، «یعقلون» و...، واژه هایی هستند كه در اكثر آیات قرآن، مردم را به تفكر، تدبر و تعقل در آیات الهی و مخلوقات پروردگار دعوت و آنها را به نوعی با استدلال و با دلالت سخن گفتن، آشنا و دعوت می كنند. شیوه پیامبر در ابلاغ رسالتشان نیز همین شیوه بود، اما در مقابل، دشمنان پیامبر، وقتی در مقابل این فرهنگ بزرگ توان ایستادگی نداشتند، به مقابله منفی می پرداختند و اتهام ساحر بودن و... را به شخص پیامبر وارد می كردند.

در واقع ستیز آنها، ستیز فرهنگی نبود؛ زیرا آنها دارای فرهنگ به معنای واقعی نبودند، بلكه خرده فرهنگهای برخاسته از ایده های باطلشان تعیین كننده مسیر زندگی شان بود، لذا آنها توان مقابله فرهنگی نداشتند و به گواه و روایت تاریخ در آن موضع شكست خوردند، به همین دلیل دست به برخورد مسلحانه می زدند.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: برگرفته از مصاحبه ای با علامه سید جعفر مرتضی عاملی توسط پایگاه خبری - تحلیلی قدس .  




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , سیره اجتماعی , سیره سیاسی ,

       رحمان نجفی
      08:38 ب.ظ -  سه شنبه 18 فروردین 1394

نگاهی به حكومت پیامبراكرم


نویسنده: شیخ محمّد مهدی شمس الدین
مترجم: مرتضی آیت الله زاده ی شیرازی



 
نخستین حكومت اسلامی و حاكمیت الله بر جهان، در شخص رسول اكرم ( صلی الله علیه و آله ) به عنوان فرستاده ی خدا و حاكم عینیت یافت. این رخداد بزرگ آنگاه تحقق یافت كه عناصر تشكیل دهنده ی آن - ملت و سلطه ای كه از طرف ملت پذیرفته شده و یك قانون كه بدون برتری دادن اشخاص یا طبقات در همه ی سطوح و برای همه ی مردم یكسان اجرا می شود - با مفهوم همان عصر تكمیل گردید.
همه ی این مقوِّمات و عناصر در ساختاری كه پیشتر آمد تحقق پیدا كرد.

الف- هسته های نخستین حكومت اسلامی

هسته های اولیه ی تأسیس حكومت اسلامی از لحاظ كاربردی و تطبیق آن، پس از انجام بیعت دوم عقبه فراهم گردید كه این بیعت میان نمایندگان اوس و خزرج در موسم حج در مكه رخ داد. تاریخ این رویداد چند ماهی پیش از مهاجرت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به مدینه و پس از مهاجرت تدریجی مسلمانان مكه به مدینه بوده است. محور و محتوای بیعت دوم عقبه میثاق بر تأسیس یك سلطه ی سیاسی - با همه ی بارِ معنای این كلمه - بود كه این سلطه ی سیاسی بر جامعه ای سیاسی و متعهد حكومت بكند. چرا كه پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) و نمایندگان مردم ( یثرب ) بروز تنش های سیاسی و جنگِ با قریش و جز آن را به لحاظ تضاد و تعارض با ایدئولوژی جامعه ی نوپا محتمل می دیدند. (1)
سلطه ی سیاسی نوپا بر پایه ی اصول اسلام و تعهد به آن، نظامی را در افكند كه در خور زندگانی و جامعه ی سیاسی بود. بیعت نخستین عقبه كه یك سال پیش از عقبه ی دوم انجام گرفت، براساس اسلام و بیعت مردم مدینه و التزام آنها به تبلیغ و نشر اسلام میان قبایل خود بود. در حقیقت بیعت اولای عقبه به منزله ی زیربنای ایدئولوژی و عقیدتی و زمینه ساز بیعت دوم عقبه و مدخل برای تكوین پایگاه اولیه ی اسلام در یثرب‌ ( مدینه ) بود. فرستاده ی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )، مصعب بن عمیر، این مهم را با بیعت كنندگان فراهم كرد و اما بیعت دوم عقبه تعبیر سیاسی - تنظیمی از این محتوا و مضمون بود.
پس از انجام بیعت و فرایندهای آن، قرارِ مهاجرت به مدینه و هجرت مسلمانان از مكه به این شهر، جامعه ی سیاسی اسلامی بر یك پایه ی عقیدتی اسلامی با التزام به نشر و تبلیغ و دفاع از آن و از ارزش های آن كه پیروانش در جامعه ی نوپا عینیت یافته ی آنها هستند تولد یافت.
میلاد این جامعه ی نوپا از نخستین لحظه ها در تعارض با سنت های جاهلی بود، زیرا كه میان قبایلِ همیشه در جنگ مدینه صلح و آشتی برقرار گردید. قرآن كریم از این واقعیت نوظهور كه میان این قبایل رخ داد تعبیری كرده است كه بارِ عقیدتی دارد و آن را جایگزین مصطلح « ‌قبیله » نموده است و آن نام تازه ی « انصار » (2) یا انصارالاسلام یا انصار النبی ( صلی الله علیه و آله ) بوده است. این قبایل با محتوای ایدئولوژی جدید و براساس این ایدئولوژی با مسلمانان مكی كه همین محتوا و اصطلاح را قبول داشتند درآمیختند. قرآن كریم به جای نسبت آنان به قبیله، بر روی آنها نامی نهاد. عقیدتی كه با محتوای اعتقادی آنان همسنگ بود و لقب « مهاجرین » (3) را بر ایشان نهاد.
همه ی مسلمانان نوپا در یك تشكل عقیدتی سیاسی در جامعه ای واحد و مغایر با میثاق های جاهلیت عینیت یافتند. با اینكه وحدت میان مجموعه های گونه گون در طرح اسلامی موجب الغای تنوع قبیله ای نگردید و امتیازات و خصوصیت های قبیله ای معمول همچنان رعایت می شد، اما هیچ كدام از زعامت های قبیله ای نه مرجعیت داشت و نه سنت هایش در حكم قانون بود و نه كاری برخلاف شرع و تصویب شارع انجام می داد.
مرجعیت اعلا و زعامت عظما فقط منحصر در ذات رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) و شریعت فقط به شرع اسلام محدود شد. شاید این رویداد نخستین نمونه از تطبیق اصل:
« تعارف و تعاون بر، برّ و تقوا، بوده است كه از دیدگاه اسلام دارای پایگاهی والا و زیربنایی در جامعه ی بشریت است. » (4)
پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) ابزار این سلطه ی نوپا را در گام های نخستین تأسیس حكومت اسلامی در بیعت دوم عقبه فراهم نمود و نقبای دوازده گانه ( سه تن از قبیله ی اوس و نُه تن از قبیله ی خزرج ) را به عنوان مسئولان از هر پیشامد میان آنان معین كرد. پیامبر اكرم ( صلی الله علیه و آله ) ‌حق انتخاب نقبا و قدرت انجام آن را داشت. هر دو قبیله اعلان آمادگی برای پذیرفتن نظر پیغمبر ( صلی الله علیه و آله ) را كرده بودند. مع ذلك انتخاب این افراد را برعهده ی قبایلشان گذاشت كه این خود یكی از نخستین مظاهر تطبیق عملی اصل شورای اسلامی در فرماندهی حكومت اسلامی تلقی بشود.
این تعداد از نقیبان به همراه فرستاده ی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )، مصعب بن عُمیر، در بیعت اولی عقبه رهسپار مدینه شدند و همگی هسته های سلطه ی جدید را در مدینه و قبل از هجرت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به این شهر فراهم نمودند.

ب- حكومت پیامبر ( صلی الله علیه و آله )

حكومت و دولت اسلامی با فرود آمدن رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به مدینه تولد یافت؛ چرا كه رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) پس از فرود در این شهر همه ی مسئولیت های زعامت و فرماندهی و حكومت سیاسی را در كنار مسئولیت های رسالت و نبوت و تبلیغ و ارشاد به عنوان نبیّ و رسول اسلام در اختیار گرفت.
نخستین گام پیامبرگرامی ( صلی الله علیه و آله ) در استقرار كلی نظام و سازماندهی جامعه ی جدید، برقراری اخوت و برادری میان مهاجرین و انصار بود. (5) این حركت افزون بر محتوای اخلاقی - ایمانی و عاطفی دارای محتوای حقوقی - اقتصادی بود كه بنا به اقتضای این برادری، مسلمانان در دارایی و میراث بری بدون خویشاوندی نَسَبی و رَحِم با یكدیگر شریك شدند تا اینكه آیه ی شریفه ی « وَ أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ... » ( انفال/ مدنی/8/ 75؛ احزاب/مدنی/ 33/ 6 ) نازل شد و حكم توارث را براساس عقد اخوت نسخ كرد. اما محتوای ایمانی در تعمیق روابط دینی و اخلاقی و عاطفی میان مسلمانان برجای ماند.
گام دوم رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) امضای میثاق میان مسلمانان و یهودیان مدینه بود، به لحاظ اینكه جامعه ی سیاسی یكپارچه را گرایش های مذهبی متفاوت تشكیل می داد و بدین وسیله جایگاه حقوقی - سیاسی مسلمانان و روابط آنان با یكدیگر و اصول سیاست ایشان را با یهود معین كرد. این پیمان نامه ی سیاسی نخستین نوع خود در تاریخ بود. (6)
در چارچوب این میثاق ( صحیفه )، روابط میان مسلمانان و یهود و حقوق و مسئولیت هایی را كه هركدام بر دیگری دارد معین شد و تصریح شده است كه زعامت عظما از آن رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) است. (7)

1- اداره و مدیریت

پیامبرگرامی ( صلی الله علیه و آله ) سازمان اداری حكومت اسلامی را در شهر مدینه و حومه ی آن و در سطح قلمرو اسلام تأسیس كرد، با توجه به اینكه قلمرو اسلامی روز به روز با رشد جمعیت مسلمانان و اجابت دعوت و فتوحات مسلمین در جنگ های دفاعی در برابر قریش و جز آن گسترده می شد.
رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) شهر مدینه و حومه ی آن را مستقیماً زیر حكومت خود داشت و از افراد برای انجام مسئولیت های مشخص كمك می گرفت یا اینكه آنها را برای مناصب و پست های معین منصوب می كرد.
در مناطق دور از شهر مدینه ( ‌مكه، طائف، صنعا، حضر موت، و جز آن ) (8)، كارگزاران و نمایندگان خود را مأموریت می داد. در این جریان زنان هم از كارهای عمومی بركنار نبودند.
ابن عبدالبر روایت كند كه: « سمراء دخت نهیك اسدی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) را درك كرد و عُمرِ دراز داشت. در بازارها گردش می كرد و امر به معروف و نهی از منكر می نمود و متخلفان را با تازیانه اش مضروب می كرد. »
رسول اكرم ( صلی الله علیه و آله ) هرگاه كه از مدینه بیرون می شد، خلیفه ای به جانشینی خویش می نهاد. (9) از كسانی كه به امارت مدینه گمارده شدند، سعد بن عباده، محمد بن مسلمة انصاری، أبا مسلمة بن عبدالأسد، زید بن حارثه و ابولبابة بودند. پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) در حساس ترین اوقات یعنی برای خروج به غزوه ی تبوك، علی بن ابی طالب علیه السلام را در مدینه جانشین خود نمود.

2- اداره ی امور مالی و اقتصادی، مالیات، عاملان صدقات

پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) در دوران حكومت اسلامی، كارگزاران و عمال صدقات و گردآورندگان زكات را معین فرمود و افرادی را برای دریافت زكات شتران ( اِبل الصدقة ) منصوب كرد.
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به سلامتی و قدرت اسب ها و آمادگی آنها برای جهاد عنایت خاص داشت و برای این چارپایان، مرتع و چراگاه ها معین كرد.
برخی از كارگزاران و عمال صدقات، ساكن منطقه و قبیله ی خود بودند و برخی دیگر برای انجام این مهم از شهر مدینه به محل مأموریت خویش می رفتند. این مطلب از صحیحه ی عبدالله بن سنان از امام صادق ( علیه السلام ) در مقام بیان حكم فریضه ی زكات به دست می آید. امام در این باره گفت كه چون در ماه رمضان آیه ی « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِهَا... » ( توبه/ مدنی/ 9/ 103 ) نازل شد... پیامبر كارگزاران صدقه و عمال طسوج را برای جمع صدقات روانه فرمود. » (10)
پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) نسبت به دریافت خمسِ غنایم به عنوان مالیات دولت بر غنایم جنگی و بر اموال مصادره شده از كفار حربی اقدام فرمود و نیز از اهل كتاب ( مردم نجران و بحرین ) جزیه ی سرانه دریافت نمود و برای این مهم ابوعبیدة بن الجراح را به بحرین و معاذ بن جبل را به یمن فرستاد. همچنین برای استیفای اموال ( جزیه و زكات ) ‌ علی بن ابی طالب علیه السلام را مأمور یمن و نجران فرمود.
این اموال و دارایی ها از اموال عمومی و بیت المال محسوب می شد و در راه خدمات دفاعی و اجتماعی دولت به مصرف می رسید و ملك خاص پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) تلقی نمی شد. اصطلاح « مال الله » به این معنا بود كه دارایی و مالیات از اموال عمومی است و ملك امت است كه به دستور دولت مصرف و اداره می شود. از سویی دیگر، پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) در برابر احتكار و محتكران موضع سرسختانه ای داشته است. (11)

3- دعوت و تبلیغ

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) جمعی از صحابه را برای كتابت وحی قرآنی و برخی را برای تحریر پیام ها و نامه ها و گروهی را برای ترجمه معین فرمود. برای آموزش قرآن كریم در مدینه « صفه » را در مدخل مسجدالنبی مركز قرار داد كه واقدی آنجا را « دارالقراء » نامیده است. از كسانی كه به اقراء پرداختند، عبادة بن الصامت بود.
مسئولیت تبلیغ و دعوت در مدینه، به طور ثابت برعهده ی شخص رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) بود و در زمان غزوه ها هر جا كه رحل اقامت می افكند به این مهم اقدام می فرمود. اما برای خارج از شهر مدینه، داعیان و مبلغان را از میان صحابه ی سرشناس انتخاب می كردند و به قبایل و شهرها می فرستادند. این مبلغان و داعیان به تبلیغ و دعوت به اسلام و آموزش قرآن كریم می پرداختند. از جمله ی این افراد، می توان از معاذ بن جبل‌ ( در مكه ) و عمر بن حزم حضرمی ( در نجران ) ‌نام برد و به روایت ابوالدرداء، الشفاء دخت عبدالله ام سلمان بانوان را خواندن و نوشتن می آموخت.

4- قضا

شخص پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) مسئولیت قضا را در مدینه برعهده داشت و به كلیه ی اختلاف های خانوادگی، مالی، جرائم، قتل، تنفیذ مجازات ها، تعزیرات و حدود مجرمان رسیدگی می فرمود. كما اینكه قضای مدینه و یمن را به امام علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ‌واگذار فرمود و احیاناً معاذ بن جبل و معاذ بن نوفل و ابوموسی اشعری ( در یمن ) ‌ و راشد بن عبدالله را به قضا می نشاند. رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ‌برای شهرهای دور از مدینه بعضی از فقهای صحابه را جهت قضا ( از جمله علی ( علیه السلام ) را، به یمن گسیل می فرمود. )

5- امور دفاعی

پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) شهر مدینه را به شكل پادگان نظامی درآورده و از آن یك مجتمع جنگی ساخته بود و مسلمانانِ شهر را به دسته های ده نفره تقسیم كرده بود و بر هریك از این دسته های ده نفره عریفی (12) ( شناس ) قرار داده بود.
جوانان بالغ را به سرباز می گرفت و از آنها سپاهیانی تشكیل داد كه در جنگ ها و غزاهای دفاعی شركت می كردند و امیران لشكر و سریه ها را از میان آنان قرار می داد و ایشان را برای مأموریت های نظامی و تجسسی ارسال می فرمود.
در تركیب نیروی سپاه و ارتش بر افراد متخصص اعتماد می فرمود. بُخاری از قول حذیفة بن الیمان می گوید: « ‌رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ‌فرمود: نام كسانی را كه اسلام را بر زبان می آورند بنویسید و ما نام یكهزار و پانصد مرد را نوشتیم. » محتمل است كه هسته های نخستین نهادی كه بعدها به دیوان جُند معروف گردید در زمان رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) پایه ریزی شده باشد. ظاهراً صورت اسامی سربازان ( ذكور بالغ ) به استمرار بررسی می شد تا كسانی كه به پانزده سالگی رسیده اند در آن فهرست ثبت شوند. این مطلب از روایت ترمذی از ابن عمر یا روایت ابن عبدالبر در كتاب الاستیعاب از سمرة بن جندب به دست می آید. پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) توجه خاص به تهیه ی اسلحه داشت و سلاح ها را خریداری یا قرض یا اجاره می فرمود.

6- مسائل و مشكلات اجتماعی

تلاش پیغمبر ( صلی الله علیه و آله ) در مسائل اجتماعی تنها به تربیت روح انسانی و وعظ و تبلیغ و پرورش و تهذیب مسلمان بر پایه ی اخلاق و احسان معطوف نبود، بلكه بر وفق دستورات الهی در راستای ساختار جامعه ای خودكفا و بر پایه ی عدالت اجتماعی تلاش نمود و بخشی از بیت المال را در بهبود اوضاع معیشت ایتام و بینوایان و از كارافتادگان اختصاص داد و كار و شغل را برای هر فرد مسلمان امری واجب و مایه ی شرف او می دانست.
پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) جایگاه اجتماعی زنان را در جامعه به عنوان یك انسان از وضعی كه در دوره ی جاهلیت داشتند دگرگون كرد و مقام معنوی زن را ارتقا داد.
پایه و اساس استوار را در راستای ارتقای انسانی و اجتماعی بردگان بر وفق شرع اسلام درافكند و برنامه ی تدریجی لغو بردگی را تشریع نمود.

7- روابط خارجی

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) اساس روابط با ملل و دول خارجی را پایه گذاری فرمود؛ با مسیحیان نجران و جز آنان رابطه برقرار نمود؛ به سوی سران مصر، ایران، بیزانس و غسانیان نماینده و سفیر روانه فرمود؛ با خارجیان میثاق و قرارداد امضا كرد؛ با پاره ای از گروه ها و قبایل آتش بس برقرار كرد و با برخی دیگر شیوه ای معكوس داشت؛ با مسلمانان خارج از شبه جزیره به همان ترتیب كه پیشتر گفتیم رفتار كرد و مهاجرت به دارِ اسلام را بر هر مسلمانی كه بیرون از قلمرو بودند فرض و واجب نمود.

خلاصه

همه ی فعالیت های سیاست داخلی و خارجی، نظامی و قضایی، آموزشی و مالی و اقتصادی و اجتماعی را شخص پیامبراكرم‌ ( صلی الله علیه و آله ) به عنوان قائد و حاكم بر اساس شرع اسلام و بر پایه ی سلطه ای كه از مقام رسالت و نبوت وی بود، در اختیار گرفت و بر همین ملاك بخشی از مسئولیت ها را به عنوان نواب و وكیل و نماینده، به دیگران محول می فرمود.
بر پایه ی همین سازمان ها، دولت و حكومت را براساس اعتقاد و شرع اسلام تأسیس كرد. زندگانی فردی و اجتماعی و خانواده ی مسلمانان را بر پایه ی الهام از مكتب و شرع اسلام پی ریزی نمود. با دست مبارك خود سكان این حكومت را تا زمان ارتحال هدایت فرمود.

موضع مسلمانان نسبت به پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) ‌به عنوان قائد و حاكم


رفتار و سلوك فردی و جمعی مسلمانان میان خویشتن و با رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )، رفتار كسانی بود كه در یك جامعه ی سیاسی زندگانی و تلاش می كنند و هركدام در برابر دیگری و همگی در برابر جامعه مسئول اند و از لحاظ تفكر و اندیشه ی سیاسی به سوی نظام جاهلی عقب گرد نكردند.
رفتار مسلمانان و احساس ایشان این بوده است كه در زیر سلطه ی حكمتی زندگانی می كنند كه قائد و زعیم و رهبر و فرمانده نبی اكرم ( صلی الله علیه و آله ) است و بر آنهاست كه در امر و نهی در برابر وی كرنش بكنند و سرِ اطاعت فرود آورند. احساس مسلمانان نسبت به پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) تنها به عنوان نبی و مبلغی كه فقط احكام خدا را به مردم برساند و مردم را به حال خویش یله و رها بكند، نبوده است، بلكه وی را در همین حال ولی امر همه ی مسلمین می دانستند.
پیامبراكرم ( صلی الله علیه و آله ) احكام خدا را از طریق وحی قرآنی به مسلمانان ابلاغ می فرمود و مسلمانان این وحی را می آموختند و دریافت می كردند. مسلمانان در وحی قرآنی از ارتكاب برخی رفتارها و گفتارها و اتخاذ مواضع خاص و انجام افعال و اقوالی امر شده اند. در این وحی الهی امر به فرمانبرداری از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) و اوامر و نواهی وی شده است. مسلمانان تمام اوامر و نواهی رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) را كه از طریق وحی قرآن تبلیغ می فرمود امتثال می كردند.
احیاناً آنان را به اموری امر می كرد و از مسائلی نهی می نمود كه نصی در قرآن ندارد، بلكه به لحاظ رسالت و نبوت وی امر و نهی از طریق وحی دیگری بوده است كه از آن به « سنت » تعبیر می كنند.
اوامر و نواهی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) كه برای مسلمانان صادر می فرمود، به اعتبار رهبری و حاكمیت او بود كه خداوند سلطه و قدرت تشریع را به او محول كرده بود.
مسلمانان همه ی اوامر و نواهی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ‌را اطاعت می كردند. سرپیچی از امر و نهی رسول خدا طبق نص قرآن كریم به لحاظ پایگاه رهبری و حكومتی كه داشت در همه ی احوال مایه ی كیفر الهی است و در بعضی احوال مایه ی كیفر دنیایی، و به ملاك نبوت و رسالت الهی سرپیچی از اوامر و نواهی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) معصیت به شمار می رود.
حقایقی كه گفته شد، در دوران زندگانی پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در ژرفای ادراك و شعور مسلمانان جای داشت و در مقام تطبیق با توقیر و احترام كامل همراه بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. سیره ی ابن هشام، 52/2.
2. سوره ی توبه/ مدنی/9/ 101، 118؛ سوره ی نور/ مدنی/ 24/ 23؛ سوره ی احزاب/ مدنی/ 33/ 6؛ سوره ی حشر/ مدنی/59/ 8؛ سوره ی ممتحنه/ مدنی/60/ 10.
3. سوره ی توبه/مدنی/9/ 101، 118؛ سوره ی نور، مدنی/ 24/ 23؛ سوره ی احزاب/ مدنی/ 33/ 6؛ سوره ی حشر/مدنی/59/ 8؛ سوره ی ممتحنه/ مدنی/ 60/ 10.
4. یكی از موضوعات اجتماعی اسلامی كه باید از بُعدِ فكری و فقهی مورد بحث واقع بشود، این است كه وحدت - وحدت امت - یك ضرورت عقلی، فقهی و عقیدتی اسلامی است. این پرسش به ذهن می رسد كه آیا این وحدت به معنای آمیختگی و اتحاد همه ی تنوع های داخلی در جامعه ی اسلامی به حساب تكوین جامعه ی واحد است؟ یا اینكه این وحدت به مفهوم الغای تنوعات داخلی قبایل و ملل و قومیت های شهرنشین و متمدن نیست؟
گویا آنچه از ظاهر نصوص برمی آید ساختار دوم است كه در سرلوحه ی آن آیه ی 13 سوره ی حجرات ( مدنی/49 ) است. افزون بر آن رخدادهای تاریخی اسلام كه به دست خلفای اربعه ساخته شده است از همین اصل حكایت دارد، لكن این ساختار مشروط بر این است كه تنوع ها چیزی شبیه جوامع سیاسی در درون جامعه ی سیاسی متحد اسلامی و امت واحد نباشد و ساختار جامعه ی سیاسی اسلامی ساختاری تكثری و تعددی در سطح امور سیاسی تشكیلاتی و داخلی ظاهر نشود، بلكه به گونه ای باشد كه هر نوع از انواع در چارچوب روابط انسانی میان افراد ویژگی خود را داشته باشد از مضمون تعاریف كه به تعاون خارج نشود.
5. سیره ی ابن هشام، 504/2-507؛ ابن سعد، ‌طبقات كبری، 232/1؛ تفسیر طبری، 30/6-40.
6. سیره ی ابن هشام، 119/2-123. نص میثاق و منابع آن در پیوست سوم همین اثر و در كتاب نظام الحكم و الادارة فی الاسلام ( نظام حكومت و مدیریت در اسلام، ص 509 ) ملاحظه شود. در مقدمه ی این میثاق آمده است: « هذا كتاب من محمد النبی... » كه به معنای امضای رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ‌در مقام زعامت و رهبری است. بندهای 23، 35، 42 كه به مقام حاكمیت و مرجعیت علی الاطلاق رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) تصریح دارد.
در این پانوشت به وضع اقلیت های دینی موجود در جامعه ی سیاسی اسلامی اشاره می كنیم:
اقلیت ها آنگاه از حق شهروندی بهره مند گردند كه در برابر حكومت اسلامی تسلیم باشند و خود را نسبت به قوانین آن ملزم بدانند، در این حالت حق دارند تا از حقوق مساوی با سایر شهروندان مسلمان استفاده كنند، جان و مال و ناموس ایشان و هرچه كه ارتباط با شرف و كرامت انسانی آنان دارد محترم است و احترام در اینجا نه به معنای تحت حمایت حكومت اسلامی یا مسلمین است چرا كه ایشان تحت الحمایه ی مسلمانان نیستند، بلكه با مسلمانان برابرند و هیچ كدام از آنان چه كتابی و چه غیر كتابی را نمی توان به دخول در اسلام مجبور كرد. آیه ی شریفه ی « ... لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ » ( بقره/مدنی/ 2/ 256 ) مشتمل بر حكم ثابت غیر منسوخ است. نه در سیره ی پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) و نه در سنت او كسی از كفار مسالمت جو مجبور به دخول اسلام نشده است. اقلیت ها دعوت به اسلام می شوند و در ردّ و قبول آن آزادند. عدم دخول آنان در اسلام تا زمانی كه از حقوق شهروندی ( مواطنت ) بهره مند هستند و خیانت و توطئه نكرده اند و آشكارا دشمنی نورزیده اند، تأثیری بر حقوق مدنی و دینی آنان ندارد چرا كه ارتكاب به هریك از این حالات حقوق شهروندی خود به خود از او ساقط می شود یا آنكه حكومت اسلامی مرتكبین این نوع جرایم سیاسی را از حق شهروندی خلع كند. پیروان هریك از ادیان جز اسلام می توانند دین خود را تغییر بدهند. گرچه این مسئله محل خلاف فقهاست. بعضی از فقها آن را جایز ندانسته اند و به روایت مشهور « مَن غیّر دینَهُ فاقتلوه » استدلال كرده اند اما ظاهراً این روایت در مورد مسلمان مرتد از اسلام صادر شده است و نسبت به سایر ادیان تسَرِّی ندارد.
7. زمینه برای ادامه و بالندگی این تجربه ی مدنی انسانی و بی مانند فراهم بود اما همان قوم یهود كه خود از آن بهره مند بودند به آن خیانت كردند و آن را تباه نمودند. یهودیان از وضع ممتاز خود در درون جامعه ی اسلامی سوءاستفاده كردند و با اراجیف و دروغ و واژگونه كردن حقایق به جنگ علیه پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) و دعوت اسلام برخاستند و در میان مشركان و منافقان به سم پاشی علیه رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) ‌دست به كار شدند، و در كنار تخریب فرهنگی به شركت در توطئه و پیمان علیه پیامبر و مسلمانان درآمدند. نخستین قبیله ی یهودی پیمان شكن بنی قینقاع بود كه پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) آنها را از مدینه طرد كرد. سپس یهودیان به اتفاق مشركین مكه در توطئه و جنگ ضد مسلمانان وارد شدند و فرایند این خیانت ها و عهدشكنی آن شد كه ساختار جامعه ی متنوع سیاسی كه به دست رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) برپا گردیده بود از هم فرو پاشید، لكن فروپاشی آن به دست یهودیان و تباه كردن این تجربه ی تاریخی به مفهوم پایان مشروعیت اسلامی آن نیست چرا كه این ساختار در پایگاه شرع و فقه اسلامی همچنان جای خود را دارد و امكان تطبیق آن در همه ی جوامع سیاسی اسلامی امكان پذیر است ( ابن هشام، سیره، 140/3-143؛ 47/3 ) ؛ ابن سعد، طبقات كبری، 68/3؛ تفسیر طبری، 158/3؛ الاموال ابی عبید، 297 و...
8. كارگزار طائف عثمان بن ابی العاص، و در مكه عتاب بن اسید اموی كه همزمان امیرالحاج بود و بر صنعا مهاجر بن ابی امیة و بر حضر موت زیاد بن لبید انصاری بیاضی [ رك: الاصابه: 540] و بر بحرین العلاء بن الحضرمی[ سیره ی ابن هشام: 349/2، تاریخ طبری: 455/2] و نخستین ماهیانه ای كه معین نمود برای عتاب بن اسید كارگزار مكه بود و آن به مبلغ یك درهم در روز بود. [ سیره ی ابن هشام: 500/2] و بر مراد و زبید و همه ی مذحج فروة ابن مسیك مرادی بود [ ابن هشام، سیره] و بر یمن اباذان [ بارزام ] را كه پیشتر كارگزار ایران بود و مسلمان شد، و پس از درگذشت وی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) پسرش را به جای او گماشت. از جمله مسئولیت های زنان پرستاری از بیماران و مجروحان بود. ابن هشام گوید: « رسول اكرم ( صلی الله علیه و آله ) برای یكی از زنان قبیله أسلم به نام رفیده چادری برپا كرد كه در آن زخمی ها را تیمار می كرد و گفته اند آنگاه كه تیری به سعد بن معاذ در جنگ خندق اصابت كرد. پیامبر فرمود: او را در منزل رفیده بگذارید تا او را از نزدیك عیادت كنم.
( امیه دختر قیس غفاریه ) هنوز به هفده سالگی نرسیده بود كه به كمك پرستاران شتافت و انس درباره ی ام سلیم گفته است: ام سلیم در غزوه ی پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) حضور داشت و به همراه وی زنانی از انصار به سقایی و تیمار مجروحان می پرداختند و ام سنان الاسلمیة در جنگ خیبر پرستاری می كرد و ام ایمن در جنگ اُحُد سقایی و تیمار مجروحان می كرد. حمنه در اُحُد شهامت و دلیری بسیار كرد، او به میدان می رفت و مجروح را به جایی امن برای مداوا به دوش می آورد. ربیع دخت معوذ به سقایی و خدمتكاری و تیمار مجروحان در غزوه ها شركت می كرد و كشتگان را به مدینه می برد، نسیبه دخت كعب مازنی در جنگ بدر شركت داشت. آسیه مجروحان را مداوا می كرد و زخم آنان را می بست و در جنگ احد نیز شركت كرد. [ رك: اعلام النساء، عمر رضا كحّاله مؤسسة الرسالة ط ع 1982م؛ الطب عند العرب، دكتور احمد الشطی مؤسسه ی المطبوعات الحدیثة/ مصر بدون تاریخ].
9. رك: سیره ی ابن هشام، 23/2-22.
بخاری از ابن عباس: پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) النقیع را برای اسب های مسلمانان قرق كرد. نقیع منطقه ای در بیست فرسخی مدینه و صدر واد
ی عقیق، از سرسبزترین دره هاست.
10. وسائل الشیعه، ج2، اشیایی كه زكات در آنها واجب آید، باب8، حدیث یكم، ابن هشام در سیره آورده است كه: رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) امرای سپاه و كارگزاران خود را برای گردآوری صدقات به تمام قلمرو اسلام گسیل می فرمود. عدی بن حاتم را برای گردآوری زكات و جز آن نزد بنی اسد از قبیله ی طی فرستاد و مالك بن نویره را نزد بنی حنظله و الزبر قان بن بدر و قیس بن عاصم را نزد بنی سعد و سعد بن معاذ را به یمن و بلال را برای گردآوری زكات خرما در مدینه و عبادة بن بشر را نزد بنی المصطلق و اقرع بن حابس را نزد بنی دارم و عیینه بن حصن را نزد بنی فزاره و حارث بن عوف را نزد بنی هوة و یغلم بن مسعود را نزد اشجع و عباس بن مرداس را نزد بنی سلیم و زیاد باهلی پدر الهرماس را برای وصول از عشیره ی خود باهله مأمور نمود ( الاصابة: 541/1 ). ابن هشام در سیره آورده است كه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) خالد بن سعید بن العاص را مأمور وصول صدقات مراد و زبید و مذحج فرمود.
11. رك: الاحتكار از همین مؤلف، ترجمه ی سید مرتضی آیت الله زاده شیرازی، چاپ سازمان تبلیغات اسلامی تهران - ایران، 1376.
12. عرفا قیم و كارگزارهای مردم كه در آن امر مشهور و معروف شده اند و گویند به معنی نقیب است كه پایین تر از رئیس باشد و گویند عریف رئیس بر نُفَیرْ است و منكب رئیس پنج عریف است آنگاه بعد از او امیر است كه از همه بالاتر است و از جمله عریف در مكتب خانه هاست كه امروز مبصر گویندش ( از اقرب الموارد و لغت نامه ی دهخدا ).
طبری، 158/4، در روایت بخاری راجع به اسیران هوازن و بازگرداندن آنان پس از توزیع فیء مسلمانان، پیامبر فرمود:... انا لا ندری من اذن لكم فی ذلك ممن لم یأذن، فارجعوا حتی یرفع الینا عرفاءكم أمركم فكلمهم عرفاؤهم... ».

منبع مقاله :
شمس الدین، محمد مهدی؛ ( 1380 )، جامعه ی سیاسی اسلامی: « مبانی فقهی و تاریخی »، دكتر سید مرتضی آیت الله زاده شیرازی، تهران: مؤسسه ی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.



دسته بندی : پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , سیره سیاسی , مقالات , کتابخانه ,

       رحمان نجفی
      06:06 ب.ظ -  سه شنبه 14 بهمن 1393
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic