اسلام ناب محمدی (ص) یا اسلام آمریکایی

اسلام ناب محمدی (ص) یا اسلام آمریکایی، مسئله این است

اصطلاح اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را امام خمینی (ره) وارد ادبیات سیاسی جهان امروز کردند. اصطلاحی که در زمان ائمه اطهار (ع) نیز تحت عنوان اسلام علی (ع) و اسلام معاویه و یا حتی بعدتر از آن تحت عنوان اسلام امام حسین (ع) و اسلام یزید مطرح بوده است.

امام خمینی (ره) به عنوان بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران، شاخصه اصلی انقلاب را اسلام علیه اسلام می نامند و برای تبیین این دو نوع اسلام تلاش زیادی کردند تا جایی که در سال آخر در پیام های متعددی ویژگی های این دو نوع اسلام را بیان می کنندریال که به عنوان مثال می توان به پیام قطع نامه 598، فرمان تشکیل بسیج دانشجویی و پیام به هنرمندان اشاره کرد.

ایشان اسلام ناب محمدی را اسلام آمیخته با سیاست، اسلام مبارزه و ستیز با جهانخواران، اسلام عدالت خواه، اسلام ظلم ستیز و عدم سازش، اسلام تحمل سختی ها و مشکلات در راه مبارزه، اسلام ساده زیستی می دانند و در مقابل ویژگی های اسلام آمریکایی را گوشزد می فرمایند و اسلام آمریکایی را اسلام سرمایه داری، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان و فرصت طلبان، اسلام جدایی دین از سیاست، اسلام سکوت و سازش و تسلیم و فرومایگی در برابر ستمکاران و مستکبران، اسلام ملی گرایان و لیبرال ها و انجمن حجتیه ای ها، اسلام مقدس نمایان و متحجرین، اسلام کناره گیران و اشکال تراشان و آخوندهای درباری و متحجر و در خدمت سیاست های استعماری معرفی می کنند.

انقلاب اسلامی ایران از لحاظ الگو گرفته از قیام امام حسین (ع) است، زیرا هر دو علیه یک اسلام ساختگی و بی هویت است. در کتاب "نامیرا" که به معرفی فضای کوفه در دعوت از امام حسین (ع) می پردازد می خوانیم: «بنی امیه از دین خدا بهره نمی گیرد، مگر آنچه آن ها را به دنیا نزدیک می کند. آن ها در عمل فرمان خدا را بر خود متشبه می سازند تا عذری برای گناهانشان داشته باشند.» چیزی که باعث می شود شراب را با نماز جمع بزنند و حلال خدا را حرام کنند و حرام خدا را حلال بشمارند. اجرا نکردن عدالت به دلیل ظلم و ستم خود را تقدیر الهی معرفی کنند و ریشه امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه بخشکانند تا اسلام اجتماعی دیگر معنایی نداشته باشد و آنچه باقی می ماند اسلام فردی باشد آن هم نه با یک قبله واحد. آنچه از فضای کوفه بر می آید این است که اسلام معاویه و یزید، روسل خدا و قرآن را قبول دارند اما بر سر تأویل و تفسیر دین خدا و آیات قرآن با امام که قرآن ناطق است سر جنگ دارند. جنگی که هم در جمل اتفاق افتاد هم در نهروان و هم در صفین. استاد رحیم پور ازغدی در بیانی می فرمایند: « هخیچ یک از درگیری های زمان علی (ع) دعوای اسلام و کفر نبود؛ در زمان علی (ع) سه درگیری وجود دارد که هر دو طرف جنگ مسلمانان هستند یعنی خویشان، اصحاب و بستگان پیامبرند و افرادی هستند که سابقه سربازی برای اسلام داشته اند. هر سه دعواهای جناحی است و اصلاً دعوای حق و باطل نیست، لذا از آن تعبیر به فتنه می شود یعنی مسئله ای که نه فقط عوام بلکه خواص نیز گاهی در آن به اشتباه می‌افتند.»

بنابراین مسئله ای که در جهان امروز مطرح است جنگ اسلام ناب محمدی (ص) با سالام آمرکایی است نه اسلام و کفر؛ که اگر اسلام ناب زنده شود کفر نابود می شود. «کان الحق، ذهق الباطل». لذا سید مرتضی آوینی در این باره می فرماید: « آخرین مقاتله ما، به مثابه سپاه عدالت، نه با لیبرال دموکراسی غرب، که با سالام آمریکایی است که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دریپاتر است.»

امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی را یک انقلاب فرهنگی معرفی می کند که مشخصاً جایگزینی فرهنگ اسلام ناب علیه اسلام آمریکایی است و این در حالی است که پس از گذشتن سه دهه از انقلاب هنوز به این مهم نرسیده ایم؛ که حنی با روی کار آمدن ابزار رسانه ای غرب و ترویج همه سبک های اسلام آمریکایی توجه مردم به اسلام ناب محمدی (ص) کمرنگ می شود؛ چرا که شبکه های نظیر من و تو در حال تبلیغ اسلام آمریکایی هستند نه در حال تبلیغ فرهنگی برآمده از کفر. اسلامی که سابقه طولانی در مقابل اسلام ناب دارد و نماد آن کوفه است. قول «ما اهل کوفه نیستیم» معادل قول مشهور رهبر معظم «من انقلابی ام» است که حرف سنگینی است و باید در عمل ثابت شود که لازمه آن مرور ویژگی های اسلام آمریکایی در زندگی خودمان است.

پی نوشت: عرصه فرهنگ، عرصه جهاد است. رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)


نوید رضاخانی| دانشجوی مهندسی شیمی

 




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , جریان های تکفیری ,

       رحمان نجفی
      09:54 ق.ظ -  شنبه 5 اردیبهشت 1394

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

وهابی

برای شناخت وهابیت و آگاهی از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلك انحرافی را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

پیدایش وهابیت‏

مسلك وهابیت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی است و علّت این كه آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند، به این جهت است كه مبادا پیروان این مذهب، نوعی شركت در نام پیامبر را پیدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. او از كودكی به كتاب‏های تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانی، اعمال مذهبی مردم «به خدا» را زشت می‏شمرد. وی به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقاید خود را كه قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پی‏ریزی شده بود، اظهار نمود و به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهای وهابیان

وهابیان معتقدند كه هیچ انسانی، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این كه اموری را ترك كند. این امور عبارتند از:

1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید و در صورت توسل، در راه شرك گام نهاده، مشرك می‏باشد.

2. زائران به قصد زیارت، به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند.

3. از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله طلب شفاعت نكنند.

4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرك است.

5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طی روزگار، از آیین اسلام منحرف شده‏اند.

6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است.

این منطق خشك و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد؛ زیرا قرآن در موارد یاد شده، نظراتی صریح و مخالف وهابیان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القُربی».1

یكی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنهاست و این راه و رسم، در میان ملت‏های مختلف جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید.

2. «... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا».2

هنگامی كه واقعه اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند كه آیه متذكر آن می‏شود و انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به این آیه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان را عملی حرام و یا حتی مكروه قلمداد كرد؛ بلكه این آیه، به نوعی تشویق می‏كند كه برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید كوشا بود.

3. «و استغفر لذنبك و للمؤمنین».3

4. «وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم».4

آیات فوق نیز بیان‏گر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفید می‏باشد و موضوع شفاعت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح، بلكه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

اندیشه‏های سیاسی و اجتماعی وهابیان‏

وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند كه یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك می‏كنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال می‏دانند و آیات مربوط به شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏كنند كه این، بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامی و مسلمانان است.5

با این تفكر بسته و خشك وهابیت بود كه وقتی سعودی‏ها (در سال 1344 ق.) بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرك بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شكستند و از بین بردند.6

برای عملكرد و كارهایی كه وهابیان در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعی، باید به كتاب‏های تاریخی مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سیاست، حكومت و مردم‏داری، نمونه‏ای از اندیشه‏های وهابیان است.

بنابراین، وهابیت هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفكّر، مغبوض عالمان فرقه‏های مختلف مسلمین بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل دینی مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولین كتابی كه در رد وهابیت نگاشته شده، كتاب «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» بود كه به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز آنان جاده صاف كن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند. این آیین و مسلك، ساخته و پرداخته انگلیسی‏ها است و همین ننگ برای این مسلك و پیروان آن كافی است.

 

گسترش وهابیت‏

در ارتباط با گسترش این فرقه، می‏توان به این عوامل اشاره كرد:

1. تشدید فعالیت‏های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیان در داخل ایران و حوزه‏های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالكان و سایر كشورهای مجاور ایران) كه آمادگی تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران را دارند، مشاهده می‏شود. وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش اسلام اصیل را بر عهده داشته، ازاین‏رو، تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فكری و اعتقادی شیعیان، به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می‏كند. از این رو در سال‏های اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریكا علیه كشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت‏های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است.

2. وهابیت به دلیل افكار اعتقادی خاصی كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد، در تعارض كامل با مذهب شیعه است؛ هر چند كه اكثریت فرقه‏های اهل سنت با تفكرات این گروه مخالفند از این رو، گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن)، با شیعه مقابله كند.

3. خطر بزرگ‏تر این گروه، روش‏های دور از منطق اسلامی است كه در مسائل سیاسی و حكومتی در پیش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏ای از این فعالیت‏هاست. كه سبب بهانه جویی غربی‏ها شد تا مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم كنند؛ تا جایی كه دست قدرت‏های استعماری غرب - به خصوص آمریكا - را در منطقه باز گذاشته، زمینه دخالت‏های نظامی و سیاسی آنان در كشورهای اسلامی را فراهم ساخته است كه افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت‏ها به شمار می‏آیند.

 

برای آگاهی بیشتر به كتابهای زیر مراجعه كنید:

1. آیین وهابیت، جعفر سبحانی.

2. وهابیت، مبانی فكری و كارنامه عملی، جعفر سبحانی.

3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430.

4. وهابیان، علی اصغر فقیهی.

5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگلیسی در كشورهای اسلامی، ترجمه استاد علی كاظمی).

6. وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصی خراسانی.

7. تاریخ عقاید وهابی، قزوینی.


1. شوری، آیه 23.

2. كهف، آیه 21.

3. محمد، آیه 19.

4. توبه، آیه 103.

5. مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب، ج 3، ص 1432.

6. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج 8، ص 261




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , جریان های تکفیری ,

       رحمان نجفی
      08:53 ق.ظ -  شنبه 5 اردیبهشت 1394

اساس اندیشه وهابیت

اساس اندیشه وهابیت

مقدمه

وهابیت

در بخشهای پیشین به این نکته اشاره شد که اندیشه وهابیت  در قرن چهارم پایه گذاری شد که با حلول تعاریف سلفی در قرن هفتم احیا گردید و در قرن دوازدهم سازمان یافت . برای بررسی روند شکل گیری این فرقه به نکات بسیاری می توان اشاره داشت که پایه های اصلی تفکر وهابی را تشکیل می دهد . هر چند مورخین از محمد ابن عبدالوهاب به عنوان مبدع فرقه ضاله وهابیت یاد می کنند ولی  نباید از یاد برد که اعتقادات موجود در آرا و اندیشه های فقیهان حنبلی و افرادی نظیر ابوالحسن اشعری،احمد ابن حنبل ، ابن تیمیه و ابن قیم جوزی، از سرچشمه های اصلی تفکر محمد ابن عبدالوهاب و فرقه وهابی به شمار می آیند.


 اما ریشه تفکرات انگاشته شده در فقه حنبلی نیز برداشتهای شخصی واشتباه از قرآن ، و  روایات جعلی و خود ساخته ای است که برخی از راویان غیر قابل اعتماد  از دین یهود و مسیح به رسول گرامی اسلام نسبت داده بودند . در این گفتار سیر تحولات ریشه های اعتقادی وهابیت را طرح نموده و مورد بررسی قرار می دهیم.

 

شالوده های فکری اندیشه وهابیت

اعتقادات و باورهای وهابیت ریشه در جریان های مذهبی قبل از اسلام دارد. این جریانات از نظر روحیه و خط مشی ها بسیار شبیه خوارج صدر اسلام است و به تعبیری آن روی سکه جریان سلفی گری و اعتقادات الحادی آنها می باشد. چرا که آنان مانند خوارج از کلمه حق اراده باطل نموده و با شعار توحید با سنتهای اسلامی و مسلمانان به مبارزه برخاستند.

بخش قابل توجهی از اعتقادات وهابیت ریشه در احادیث جعلی یا خود ساخته ای است، که در قرن دوم هجری برخی از راویان غیر قابل اعتماد از دین یهود و مسیح عاریت گرفته، و به رسول گرامی اسلام نسبت داده اند، که به اسرائیلیات موسومند

بخش قابل توجهی از اعتقادات وهابیت ریشه در احادیث جعلی یا  خود ساخته ای است، که در قرن دوم هجری برخی از راویان غیر قابل اعتماد از دین یهود و مسیح عاریت گرفته، و به رسول گرامی اسلام نسبت داده اند، که به اسرائیلیات موسومند .

دانشمندان یهود که از شکست اسلام در صحنه جنگ های نظامی مایوس شده بودند و از سویی دیگر با پیشرفت روز افزون اسلام و گسترش حکومت اسلامی مواجه گردیدند، بر آن شدند تا با وارد شدن در جرگه مسلمانان و قبول اسلام ظاهری، اولین بذرهای جعل حدیث و تاویل آیات متشابه قرآن کریم را، به خصوص در عهد خلافت عثمان در کانون فرهنگی-دینی مسلمانان بکارند.

بدینسان افرادی مانند کعب الاحبار و امثال او که در زمان صحابه تظاهر به اسلام می کردند، با اظهار نظر در مسائل اسلامی و اقدام به صدور فتوی، بسیاری از فتنه ها را در دنیای اسلام پدید آوردند و دیگر علمای یهود در دوره های پس از صحابه نیز با جعل مطالب به تحریف عقائد مسلمانان همت می گماشتند. نمونه ای از این روایات به شرح زیر است:

ابن جریر طبری در تفسیر خود می نویسد:

«حسین ابن محمد از ابو مشعر از محمد ابن قیس روایت می کند: شخصی نزد کعب الاحبار آمد و پرسید: خدای ما کجاست؟ مردم به او گفتند: این چه سئوالی است که می کنی؟ خدا بالاتر از اینهاست. کعب الاحبار گفت: رهایش کنید. اگر جاهل باشد یاد می گیرد و اگر عالم باشد علمش افزون می گردد. می پرسی خدایمان کجاست؟ خدا بر عرش تکیه داده و یک پایش را روی پای دیگر انداخته است ... و آسمان از سنگینی او در حال ترکیدن است. اگر بخواهید می توانید این آیه را در این رابطه بخوانید(تکاد السموات یتفطرن من فوقهن) نزدیک است آسمان از سنگینی خدا بترکد»1

آنان آنقدر در تشبیه خدای متعال مبالغه نمودند که گفته اند: «هر دو چشم خدا درد می کرد، فرشتگان به عیادت خدا آمدند»2 و در جای دیگری آمده است که خداوند در طوفان نوح(علیه السلام) آنقدر گریست که هر دو چشمش به درد آمد»3

وهابیت

همچنین از پیامبر خدا نقل نموده اند که : «پروردگارم با من ملاقات کرد و به من دست داد و از من استقبال  کرد، و دستش را میان دو کتف من نهاد، به حدی که من سردی انگشتانش را به خوبی روی سینه ام احساس کردم» 4

یکی از کتابهایی که از منابع عمده کلامی فرقه وهابیت به شمار می آید کتاب «التوحید» نوشته ابن خزیمه است که مطالب مبتذلی پیرامون خداوند در آن دیده می شود که حتی محققان و اندیشمندان اهل سنت از جمله فخر رازی آن کتاب را ضاله و مطالب آن را بدعت و نویسنده آن را مشرک و جاهل یاد نمودند. از این کتاب تنها به نقل یک مورد بسنده می کنیم:

«از معاذ عنبری پرسیدم: آیا خداوند را صورتی هست؟ در جواب گفت: آری. سپس تمامی اعضا و جوارح و اندامهای خداوند را از قبیل بینی، دهان ، سینه ، شکم بر شمردم و او پاسخ مثبت داد، ولی خجالت کشیدم که شرمگاه خداوند را از او بپرسم ، لذا با دست اشاره کردم و او گفت : آری، پرسیدم آیا خداوند مذکر است یا مونث؟ در جواب گفت: مذکر»5

متاسفانه این روایات به وفور در کتابهای اصلی اهل سنت نظیر صحاح سته و سنن نسائی، سنن ابن ابی دواد و سنن ترمذی به وفور یافت می شود.

چنانکه شهرستانی مورخ مشهور در این رابطه می گوید: «بسیاری از یهودیانی که به طرف اسلام کشیده شده بودند، احادیث متعددی را در جسمانیت حق تعالی ساختند و وارد شریعت اسلامی کردندو تمامی این احادیث از تجسیم خداوند در تورات نشات گرفته است»6

ابن خلدون دانشمند نامی اهل سنت نیز این مساله را اینگونه بیان می دارد:

«عرب صدر اسلام، بهره ای از علم و کتابت نداشتند و مطالب مربوط به آفرینش و جهان و اسرار هستی را از عالمان یهود و اهل تورات و یا از مسیحیانی همانند کعب الاحبار، وهب ابن منبه و عبد الله ابن سلام می پرسیدند»7

 این عالم سنی اعتراف دارد که این دسته از روایات، چهره ای خرافی و مجعول از اسلام را به تصویر کشیده و تفاسیر و کتب اهل سنت مملو از این دسته از روایات است . چنانکه می گوید:

«تفاسیر اهل سنت از گفته های یهود و نصاری لبریز است و مفسران هم در این زمینه سهل انگاری کردند و کتابهای تفسیری را از این دست از روایات پر کرده اند و این در حالی است که ریشه همه این روایات از تورات و یا دروغ بافی های یهود و نصاری سرچشمه گرفته است.»8

یکی از کتابهایی که از منابع عمده کلامی فرقه وهابیت به شمار می آید کتاب «التوحید» نوشته ابن خزیمه است که مطالب مبتذلی پیرامون خداوند در آن دیده می شود که حتی محققان و اندیشمندان اهل سنت از جمله فخر رازی آن کتاب را ضاله و مطالب آنرا بدعت و نویسنده آنرا مشرک و جاهل یاد نمودند

برای نمونه به حدیثی از ابوهریره اشاره می کنیم که در آن از قول پیامبر اسلام برای ساحت ربوبی جسمانیت و صورت قائل شده و این حدیث را بخاری و مسلم در صحاح خویش اینگونه نقل نمودند:

«پیامبر اکرم بر مردی می گذشت که مرد دیگری را می زد و می گفت: خدا روی تو را زشت گرداند. پیامبر فرمود: هر گاه یکی از شما کسی را  بزند از زدن در چهره اش خودداری کند چرا که خدای متعال چهره انسان را شبیه صورت خود آفرید»!9

حدیث دیگری را ام طفیل نقل می کند که در آن چنین ادعا می کند:

«پیامبر در خواب خدای خود را به نیکوترین چهره می بیند که جوانی است با مویی بر گوش ریخته و دو پایش در سبزه با کفشهایی زرین و بر چهره پوشیه ای از طلا داشت»10

ذکر این تعابیر از خدا و رسول او در حالیست که این معنا در میان اهل کتاب و کتابهای به جا مانده از ایشان همچون تورات بسیار یافت می شود، چنانکه در سفر پیدایش تورات آمده است: «به زودی انسانی را می آفرینم که به چهره من می ماند»11

مشابه احادیثی که ذکر گردید در روایات اهل سنت علی الخصوص پیروان احمد ابن حنبل به وفور یافت می شود و اعتقادات وهابی (که خدا را به صورت یک انسان توصیف می کنند)، از لابلای روایات دروغین و ساختگی که منسوب به پیامبر اسلام(ص) می باشد سرچشمه می گیرد در حالی که ذات الهی و اندیشه پیامبر او منزه از اینگونه توصیفات است.  

 

چکیده

روایات و تفاسیر جعلی و خود ساخته خصوصا در حوزه اعتقادات اساس باورهای مذهبی این فرقه را تشکیل می دهد، که ریشه آن در جریان های مذهبی قبل از اسلام است که توسط تازه مسلمانان یهودی و مسیحی تحت عنوان اسرائیلیات به اسلام نسبت داده شد که برخی جریانات از جمله وهابیت سبب انتشار آن در بین مسلمانان گردیدند.

 

پی نوشتها:

1-   تفسیر طبری،ج25 ص62

2-   ملل و نحل ج1 ص82-84

3-   همان

4-   همان

5-   شرحی بر نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج3 ص223 به نقل از توحید ابن خزیمه

6-    ملل و نحل ،ج1،ص 117

7-   تاریخ ابن خلدون(مقدمه)ج1ص439

8-   همان

9-   صحیح بخاری حدیث 6227،صحیح مسلم حدیث 2841

10-  مراجعه شود به تهذیب التهذیب ابن حجر،ج6 ص185 و النکت الظراف علی تحفه الاشراف حافظ ابن الحجر ج4 ص382

11-  مراجعه شود به التعارض ج5 ص 83

سید حامد حسینی

بخش اعتقادات تبیان




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , جریان های تکفیری ,

       رحمان نجفی
      09:42 ق.ظ -  جمعه 4 اردیبهشت 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات