در مدح سرور كائنات محمد بن عبدالله (ص)

نویسنده: ژولیده نیشابوری




خواهم كه شوم معتكف كوی محمد
بر دیده نهم تربت خوش بوی محمد
ای اهل نظر كن نظر از روی حقیقت
تا آنكه به بینی همه جا روی محمد
در دیر و حرم رفتم و دیدم كه به صد ناز
در گوش رسد بانگ هیاهوی محمد
افتاد گذارم ز قضا سوی گلستان
دیدم كه زهر طرف رسد بوی محمد
دل برده ز كف و ز سر مردان خدا
هوش مستانه صف نرگس جادوی محمد
در عالم توحید به تحقیق ندیدم
مردی به یدو خلق خوش و خوی محمد
دل گشته ز شوق رخ آن شمع دل افروز
آشفته تر از طرة گیسوی محمد
ژولیده مخور غم كه شود درد تو درمان
از نگهت جان پرور و از بوی محمد
منبع:www.payambarazam.ir



دسته بندی : مقالات , اشعار , پیامک , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      12:52 ب.ظ -  سه شنبه 21 بهمن 1393

پیغمبر رحمت با ماست


نویسنده: علیرضا قزوه






در ذكر و دعا تن شستیم، ترتیل و تلاوت با ماست
سالی همه لبریز از فیض، سالی همه بركت با ماست
سالی همه شور است امسال، یك پارچه نور است امسال
هم این همه شوكت در ما، هم آن همه بركت با ماست
در زیر كسایی از نور، از مكر زلیخا رستیم
تا یوسف زهرا داریم، پیراهن عصمت با ماست
تا دیده دل وا كردیم، دیدیم خدا پنهان نیست
تا ترك تمنا كردیم، دیدیم قیامت با ماست
هم نفخه‌ای از صور است این، هم نور علی نور است این
هم ذوق زیارت داریم، هم شوق عبادت با ماست
پیغام سحر آوردند، سوغات سفر آوردند
از غیب خبر آوردند، آیینه غیبت با ماست
در بارش بسم‌الله‌ایم، از اهرمنان باكی نیست
از فقر و غنا لبریزیم، تا گنج قناعت با ماست
"قد افلح من زكیها..."، خواندیم و تبسم كردیم
"من كان یریدالعزه..."، خورشید ولایت با ماست
سالی همه سرشار از عشق، سالی همه لبریز از شور
سالی همه سیراب از نور، پیغمبر رحمت با ماست
منبع:ww.payambarazam.ir



دسته بندی : کتابخانه , مقالات , اشعار , پیامک ,

       رحمان نجفی
      12:50 ب.ظ -  سه شنبه 21 بهمن 1393

اشعار نبوی



ترانه میلاد

علیرضا قزوه
و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد
زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد
شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید
به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد
همان شب چنگ زد در چین زلفت چین و غرناطه
میان مردم چشم تو یك هندوستان گم شد
از آن روزی كه جانت را ، اذان جبرئیل آكند
خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد
تو نوح نوحی اما قصه ات شوری دگر دارد
كه در طوفان نامت كشتی پیغمبران گم شد
شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم كرد
شب معراج زیر پای تو صد كهكشان گم شد
ببخش - ای محرمان در نقطه خال لبت حیران -
خیالِ از تو گفتن داشتم ، اما زبان گم شد

بشنو از گل

محمد عارف رضایی
كیست احمـد ماهتابی از منا
از رخ او بر دو عالم روشنا
غنچه های رسته از دامان او
كرده مر دستان امت را حنا
بوستانی از حیا چشمــــــان او
صبح افتاده است از مژگان او
آسمان جاری زسرو قامـــتش
بحر ایزد از سر انگشــتان او
آفتاب از خانه او پا شــــــــــده
از شكوهش كهكشان بر پا شده
آسما جاری ز سرو قامـــــتش
بحر ایزد از سر انگشـــتان او
در كلامش میوه های از عــــــد ن
در نگاهش چشمه ای از یاسمـــــن
خوداگر در كوچه های یثرب است
عشق او افكنده آتش در قـــــــــرن
كیست احمد فاتح كون و مــكان
تكسواری از زمین در آسمـــان
از بهاری رسته بردامان اوست
امتدادی سبز در ذهــن زمـــان
آنكه چشمش را به دیناری ندوخت
سوخت اما از بـرای خود نسوخت
سوخت اندر آتش اهریمنــــــــــان
تا چراغی بهر مـردم بر فروخـت
بشنو از گل چهـره خندان او
بشـنو از آئیـــــنه ها باران او
گوش كن آواز جبــریل امین
از میان مصحف وقـــرآن او
می وزد از نام او عطـر ســــلام
بوی فردوس است او را در كلام
سیره ی گل ها بود آئیــــــــن او
عشق آید از مزارش در مشـــام
منبع:www.payambarazam.ir



دسته بندی : مقالات , اشعار , پیامک , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      12:49 ب.ظ -  سه شنبه 21 بهمن 1393
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو