پیامبر رحمت، پیام آور وحدت

اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات رسول خداست که چگونه چنان محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد.

حجة الاسلام محمد حسن بشیری - تاریخ و سیره معصومین تبیان 

خداوند، محمّد صلّی الله علیه و آله را به رسالت مبعوث کرد... در حالی که شما جمعیّت عرب، بدترین آئین را داشتید... پیوسته خونِ یکدیگر را می ریختید و پیوند با خویشان را قطع می کردید (و دختران را زنده به گور می کردید و پسران خود را به قتل می رساندید) بت ها در میان شما بر پا، و گناهان سراسر وجود شما را فراگرفته بود. (1)  
آنچه ملاحظه کردید بخشی از گزارش امیرالمؤمنین علیه السّلام درباره دوران عرب در عصر جاهلیّتِ قبل از اسلام بود. اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است که چگونه چنین محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد. (2) در اینجا به برخی از مهمترین اقدامات رسول خدا صلّی الله علیه و آله برای ایجاد امّت قدرتمند اسلامی، اشاره می کنیم با این توضیح که مجموع این اقدامات را می توان در این دو عنوان خلاصه کرد: اخوّت درونی و معاهدات بیرونی؛ استنادات قرآنی این دو در ادامه خواهد آمد.

اخوّت درونی

حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند

1. جریان بیعت عقبه: مردم مدینه قبل از هجرت پیامبر صلّی الله علیه و آله متشکّل از قبایل یهود، اوس و خزرج بودند. یهود بین دو قبیله اوس و خزرج، فتنه انگیزی می کردند و آن دو قبیله را به جنگ وا می داشتند تا آنجا که گاه جنگهای خونین بین آنها برپا می شد. اوس و خزرج که از این وضع خود به ستوه آمده بودند، در صدد علاج این مشکل بر آمدند تا اینکه در مکّه با رسول خدا صلّی الله علیه و آله برخورد کردند و از آنجا که از طریق یهودیان از بعثت نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله آگاه بودند، ضمن ایمان به آن حضرت، ایشان را به مدینه دعوت کردند. (3) 
تعدادی از اوس و خزرج در منزل عبدالمطّلب حضور پیدا کردند و سخنان پیامبر صلّی الله علیه و آله را شنیدند. ایشان با عرض اسلام بر آنها، فرمودند: همانطور که از خود و خویشان خود حمایت می کنید، از من و خویشان من هم حمایت کنید. گفتند: در مقابل به ما چه می رسد؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: در دنیا و آخرت سروری خواهید کرد. با این پیمان، درگیری های سابقه دار اوس و خزرج به پایان رسید و راه نشر اسلام در مدینه هموار شد.   
این آیه قرآن کریم به اهمّیّت اتّحاد و پرهیز از تفرّق و گروه گروه شدن جامعه اشاره کرده و سابق دشمنی آنها را یادآور می شود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (4)
اعتصام یعنی خود را در پناه چیزی قرار دادن؛ در آیه 101 همین سوره می فرماید: هر کس به خدا پناه برد، به صراط مستقیم هدایت شده است در این آیه می فرماید به حبل (ریسمان) الهی پناه برید و پراکنده نشوید. حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند.(5) در ادامه می فرماید: به یاد آورید زمانی را که با هم دشمن بودید خدا به شما نعمت داد و بین قلوب شما ألفت ایجاد کرد و همه با هم برادر شدید.

2. ایجاد برادری میان مهاجر و انصار: این اقدام، جزء اوّلین کارهای پیامبر صلّی الله علیه و آله در مدینه بود که هر کدام از مهاجرین با نظیر خود از انصار به دست پیامبر صلّی الله علیه و آله برادر شد و خود آن حضرت هم با نفس خود یعنی علیّ بن أبی طالب علیه السلام برادر شد. (6) اوج این موضوع زمانی است که این آیه از سوره حجرات نازل می شود و همه مؤمنان را برادر قرار می دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (7)

معاهدات بیرونی

1. جلب قلوب با سهمی از زکات: در قرآن از افرادی به عنوان "مُؤَلّفَةِ قلوبُهم" یاد شده است (8) و سهمی از زکات به ایشان اختصاص داده شده است. افرادی که امید است با این کار مسلمان شوند یا برای پیشبرد اهداف اسلام از ایشان استفاده شود و یا مسلمان هستند ولی در دینشان ضعف وجود دارد. (9)

مجموع آیاتی که مسئله اتّحاد و یکپارچگی امّت اسلامی و خطرات نزاع و تفرّق را بیان کرده اند، همه در مدینه نازل شده اند؛ یعنی حال که جامع اسلامی تشکیل شده است برای حفظ آن و افزایش قدرت آن باید به مسئله "اتّحاد" عنایت ویژه داشت

2. تعامل و ارتباط با غیر مسلمین: بعد از دستور قرآن بر مبارز با ائمّه کفر به این دلیل که بر هیچ عهد و پیمانی پایپند نیستند (10) نوبت به جوامعی می رسد که در عین حال که مسلمان نیستند، در صدد مبارزه و مقابله با جامعه اسلامی نیز نیستند. این مطلب در سوره ممتحنه بیان شده است: «خدا شما را از خوبی کردن و برقراری قسط و عدل نسبت به کسانی که با شما نجنگیدند و شما را از شهرتان بیرون نکردند، نهی نمی کند.» (11)

شاه کلید قدرت جامعه اسلامی

در پایان توجّه به این نکته خالی از لطف نیست که مجموعه آیاتی که مسئله اتّحاد و یکپارچگی امّت اسلامی و خطرات نزاع و تفرّق را بیان کرده اند، همه در مدینه نازل شده اند؛ یعنی حال که جامع اسلامی تشکیل شده است برای حفظ آن و افزایش قدرت آن باید به مسئله "اتّحاد" عنایت ویژه داشت.

پی نوشت:
1. مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از دانشمندان، پیام امام امیرالمؤمنین علیه السّلام، دارالکتب الاسلامیّة، چاپ پنجم، 1391ش، ج2، ص104
2. سیزده سالی که پیامبر صلّی الله علیه و آله در مکّه حضور دارند، با تمام مشکلاتی که وجود دارد، مشغول تربیّت افرادی هستند که به اسلام ملحَق شدند تا بدین وسیله مقدّمه تأسیس جامعه اسلامی فراهم شود؛ این مهمّ با هجرت مسلمین به شهر مدینه محقّق شد.
3. عسکری، سید مرتضی، نقش ائمّه در احیای دین، دانشکد اصول الدّین، چاپ اوّل، 1388ش، ج2، ص639
4. آل عمران/103
5. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفّاری، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ هشتم،1429 ق، ص90
6. یوسفی غروی، محمّد هادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ چهارم، 1428ق، ج2، ص47
7. حجرات/10
8. توبه/60
9. این اقدام در زمان حیات پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله انجام می شد ولی در زمان خلافت ابی بکر، ترک شد. برای مطالعه بیشتر به کتاب ارزشمند النّصّ و الاجتهاد مرحوم سید عبدالحسین شرف الدّین مراجعه کنید. لازم به ذکر است این کتاب توسّط مرحوم حجّة الاسلام و المسلمین علی دوانی به فارسی ترجمه و دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامع مدرّسین حوزه علمیّه قم آن را منتشر کرده است.
10. توبه/12: فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُم .
11. ممتحنه/9-8




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      12:37 ق.ظ -  شنبه 10 بهمن 1394

نسخه پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای درمان بی قراری های ما

نسخه پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای درمان بی قراری های ما

مدیریت اضطراب امتحان


آگاه باشید در قرآن خبرهاى آینده است، و بیان حوادث اقوام گذشته، و درمان بیماری هاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما.


نیاز و خلأ روحی ما، در مسیر زندگی از کدام جهت بیشتر است؟! به نظر می آید که اگر یک نگاه دقیقی به مجموعه اجتماع بشود ، این نتیجه حاصل می گردد : که یکی ازبیماریهای فرا گیر ، بی قراری و اضطراب و مشابه آن است. که درمانِ این بیماری (اضطراب) یک همسایگی نزدیکی با خدا، دین، عبادت، قرآن و اهل بیت علیهم السلام دارد.

اگر یک نگاه عمومی، اما دقیق به زندگی مردم بکنیم متوجه می شویم که یک مشکل کمبود آرامش در ما هست، یعنی یک نوع بی قراری در ما دیده می شود. و همانگونه که «آرامش» مراتب دارد «بی قراری» نیز مراتبی دارد. به این معنا که گاهی بی قراری انسان را به جهنم می کشاند و باعث گناه و فساد می شود و گاهی بی قراری انسان را مبتلا به بیماریهای عصبی می کند.

ولی این نکته باید دانسته شود که : درمان این بیماری بسته به ارتباط با خداوند، ارتباط با قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) است و در این فکر بودم که بهترین راهکار درمانی که در طول مدت ما را همراهی کند و آرامش بدهد که بتوانیم به زندگیمان سر و سامانی دهیم چیست؟ و چه داروی جامعی برای این بیماری وجود دارد؟

خلاصه به این نتیجه رسیدیم که در تعابیرِ مختلفی خدای متعال قرآن را درمان همه بیماریها می داند. مخصوصاً این بیماری اضطراب و بی قراری و نهایتا در این فکر رفتم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اواخر عمر شریفشان می خواهند یک سفارش کوتاه و خوب بکنند.

امام علی علیه السلام فرمود :  از این كتاب بزرگ آسمانى براى بیماری هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشكلاتتان از آن یارى بطلبید، چرا كه در این كتاب درمان بزرگترین دردها است : درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت !

سفارش آن بزرگوار برای مردم چه بوده؟!

انسان می بیند که آخرین سفارش آن حضرت مربوط به قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام بوده است که این دو یکی هستند. چون قرآن بدون اهل بیت علیهم السلام معنا نمی دهد و اهل بیت هم از قرآن جدا نیستند – خلاصه اینکه این درمان نامه را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای ما آوردند.

در آیه 57 سوره یونس مى خوانیم «قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ»؛ از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دلها نازل شد.

در آیه 44 سوره فصلت نیز میخوانیم: «قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء»؛ به این لجوجان تیره دل بگو این قرآن براى مۆمنان مایه هدایت و شفاء است.

امام على(علیه السلام ) در سخن بسیار جامع خود در نهج البلاغه این حقیقت را با شیواترین عبارات بیان فرموده است: فاستشفوه من ادوائكم و استعینوا به على لاوائكم، فان فیه شفاء من اكبر الداء، و هو الكفر و النفاق و الغى و الضلال؛ از این كتاب بزرگ آسمانى براى بیماری هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشكلاتتان از آن یارى بطلبید، چرا كه در این كتاب درمان بزرگترین دردها است: درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت !

و در عبارت دیگرى از همان حضرت می خوانیم: الا ان فیه علم ما یاتى و الحدیث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بینكم: آگاه باشید در این خبرهاى آینده است، و بیان حوادث اقوام گذشته ، و درمان بیماری هاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما.

آخرین سفارش آن حضرت مربوط به قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام بوده است که این دو یکی هستند . چون قرآن بدون اهل بیت علیهم السلام معنا نمی دهد و اهل بیت هم از قرآن جدا نیستند – خلاصه اینکه این درمان نامه را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای ما آوردند.

و در جاى دیگر از همان امام بزرگ می خوانیم: و علیكم بكتاب الله فانه الحبل المتین و النور المبین و الشفاء النافع ، و الرى النافع ، و العصمة للمتمسك و النجاة للمتعلق، لا یعوج فیقام ، و لا یزیغ فیستعتب ، و لا تخلقه كثرة الرد و ولوج السمع ، من قال به صدق و من عمل به سبق؛ كتاب خدا را محكم بگیرید، زیرا رشته اى است بسیار مستحكم، و نورى است آشكار، داروئى است شفا بخش و پر بركت، و آب حیاتى است كه عطش تشنگان حق را فرو می نشاند هر كس به آن تمسک جوید او را حفظ میكند، و آن كس كه بدامنش ‍ چنگ زند نجاتش مى بخشد، انحراف در آن راه ندارد تا نیاز به راست نمودن داشته باشد، و هرگز خطا نمى كند تا از خوانندگانش ‍ پوزش بطلبد، تكرارش موجب كهنگى و یا ناراحتى گوش نمی گردد (و هر قدر آن را بخوانند، شیرینتر و دلپذیرتر خواهد بود) كسى كه با قرآن سخن بگوید راست می گوید و كسى كه به آن عمل كند گوى سبقت را از همگان مى برد.

این تعبیرهاى رسا و گویا كه نظیر آن در سخنان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و سایر گفته هاى على(علیه السلام ) و ائمه هدى (علیهم السلام ) كم نیست، به خوبى ثابت می كند كه قرآن نسخه اى است براى سامان بخشیدن به همه نابسامانی ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بیماری هاى اخلاقى و اجتماعى .

بهترین دلیل براى اثبات این واقعیت ، مقایسه وضع عرب جاهلى با تربیت شدگان مكتب پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) در آغاز اسلام است، دیدیم چگونه آن قوم خونخوار و جاهل و نادان كه انواع بیماری هاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از این نسخه شفا بخش نه تنها درمان یافتند، بلكه آنچنان قوى و نیرومند شدند كه ابرقدرتهاى جبار جهان را به زانو در آوردند. و این درست همان حقیقتى است كه مسلمانان امروز آن را از یاد برده اند، و به این حال و روزگار كه میدانیم و میدانید گرفتار گشته اند.

تفرقه در میانشان غوغا می كند، غارتگران بر منابعشان مسلط شده اند، سرنوشتشان به دست دیگران تعیین می شود، و انواع وابستگی ها آنها را به ضعف و زبونى و ذلت كشانده است و این است سرانجام كار كسانى كه نسخه شفابخش در خانه هاشان باشد و براى شفاى دردهاى خود دست به سوى كسانى دراز كنند كه از آنها بیمارترند!

 

فرآوری: محمدی

بخش قرآن تبیان


منابع :

سایت جامع اخلاق

سایت اندیشه قم

پایگاه حوزه




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , سیره اخلاقی , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , پیامبر اکرم و قران ,

       رحمان نجفی
      05:15 ب.ظ -  سه شنبه 12 آبان 1394

بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص)

پدر مهربان؛پیامبری صبور...

در زندگی شخصی و اجتماعی

 

محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده

پیامبر(ص) مظهر اتم و اكمل الوهیت و ربوبیت الهی است، از این رو حقیقت وجودی ایشان بر همه هستی، فرشتگان، پیامبران و كتب آسمانی دیگر هیمنه دارد و از سوی خداوند به عنوان سرمشق نیكو و صراط مستقیم رسیدن به این مقامات بلند انسانی معرفی شده است.

بنابراین، شناخت آن حضرت(ص) و آشنایی با افكار، اندیشه ها، كنش ها و واكنش های ایشان، به عنوان سبك زندگی كامل و درست، ضروری است. بهترین منبع شناختی كه هیچ شك و تردیدی در صحت آن راه نمی یابد، قرآن است كه از سوی خداوند وحی شده است. پس مراجعه به قرآن برای شناخت سیره آن حضرت(ع) و پیروی و عمل مبتنی بر آن، امری شایسته و بلكه بایسته است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، گزارشی كوتاه از برخی ویژگی های آن حضرت(ص) در حوزه شخصی و اجتماعی ارائه دهد.

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد.

هیمنه پیامبر(ص) بر هستی

بی گمان پیامبر(ص) در اوج انسانیت قرار دارد؛ چرا كه او در مقام تدنی و قرب الهی تا آنجا پیش رفته كه در مقام تدلی، قاب قوسین او ادنی (نجم، آیات 8 و 9) قرار گرفته به گونه ای كه هیچ كس در مقام مظهر الوهیت و ربوبیت، این گونه متاله و ربانی نشده است. بر همین اساس خداوند او را سرمشق و اسوه نیك و كامل بشریت قرار داده و از همگان خواسته تا از وی پیروی كنند (احزاب، آیه 21) تا در مسیر بازگشت در دایره از اویی به سوی اویی (بقره، آیه 156) رجعت خویش را با پروردگاری او (علق، آیه 8) در چارچوب حبی و اطاعتی ایشان بروند (آل عمران، آیه 31؛ انفال، آیه 1 و آیات دیگر) و منتهای سیر خویش را در هستی با مظاهر ربوبیت او طی كنند. (نجم، آیه 42)

بنابراین، آن حضرت(ص) در كمالیت و فعلیت بخشی به تمام اسمای سرشته در ذات خویش (بقره، آیه 31) به تمامیت رسیده و متاله و ربانی تمام می باشد كه فراتر و برتر از آن قابل تصور نیست. از این روست كه به مقام بلند «عبده» ستوده می شود و سیر زمینی و آسمانی، زمانی و مكانی را طی می كند (اسراء، آیه 1) و با كدح و تلاش خویش و عنایت الهی به ملاقات خداوندی در مقام فنای صفاتی و اسمایی می رسد (انشقاق، آیه 6) و با ذات هو پیوند می خورد. (اسراء، آیه 1 و نجم، آیه 9)

بر این اساس، وجود او در همه هستی، اتم و اكمل مظهر الهی است و خود او و كتابی كه آورده مهیمن بر همه هستی بوده و از هیمنه سلطه، شهود، رقابت و حفاظت برخوردار می باشد؛ چرا كه میهمن واژه ای است كه به معنای شاهد از ریشه «امن» و قلب همزه به هاء (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه) یا با ریشه « هیمن» به معنای سلطه در حفظ، مراقبت و تصرف در چیزی (ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 570) یا حافظ، شاهد، مراقب، امین و نگاهداری كننده چیزی (تفسیر نمونه، ج 4، ص 400) است. بنابراین، پیامبر(ص) به عنوان خلیفه اتم و اكمل الهی (بقره، آیه 30) بر همه هستی افزون بر تسخیر تكوینی دارای هیمنه تكوینی و تشریعی بوده و همه موجودات می بایست بر ایشان سجده اطاعت و خلافت برند تا بتوانند تحت هیمنه او به كمال برسند، چنان كه آیات پیش گفته از جمله 31 سوره آل عمران و آیه نخست سوره انفال به صراحت بر آن دلالت دارد و فرمان الهی در آیه 21 سوره احزاب بر اسوه حسنه قرار گرفته ایشان تأكید دارد.

خداوند در قرآن به صراحت از هیمنه قرآن سخن به میان آورده و می فرماید: و انزلنا الیك الكتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الكتاب و مهیمنا علیه؛ ما این كتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل كردیم، درحالی كه كتب پیشین را تصدیق می كند و مهیمن، مسلط، شاهد، حافظ و نگهبان آنهاست.(مائده، آیه48)

براین اساس، همان گونه كه پیامبر(ص) مصداق اسم الهی مهیمن و مظهر اتم و اكمل آن است، (حشر، آیه23) قرآن ایشان نیز مهیمن بر همه كتاب الهی است. (مائده، آیه48) خداوند در آیاتی درباره هیمنه آن حضرت سخن به میان آورده است؛ از جمله درباره شهادت و گواهی آن حضرت(ص) حتی نسبت به پیامبران دیگر می فرماید كه اگر پیامبران، شاهدان و گواهان امت خویش هستند، پیامبر(ص) شاهد شاهدان و گواه بر این پیامبران است.(نحل، آیه89)

به هرحال، هیمنه پیامبر(ص) و قرآن بر همگان حتی پیامبران و كتب آسمانی آنان امری بدیهی براساس آموزه های قرآنی است. پس آن حضرت(ص) همان گونه كه بر آنان شاهد و گواه است و او شهید بر آنان می باشد و همه هستی برای او از باب علم شهودی، حضور دارد، همچنین مراقب است تا ایشان براساس اهداف آفرینش حركت كرده و براساس آن در آنان تصرف ربوبی می كند تا آنها را به مقام بایسته و شایسته كمالی شان برساند.

سیره شخصی پیامبر(ص)

پیامبر(ص) به سبب آنچه به عنوان هیمنه آن حضرت(ص) گفته شده، نه تنها عروه الوثقی الهی(بقره، آیه256؛ لقمان، آیه22) و حبل الله (آل عمران، آیات103و 112) و صراط مستقیم خداوندی است كه انسان را به خدا می رساند، بلكه بهترین و كامل ترین و نیكوترین سرمشق و اسوه ای است كه خداوند برای ربانی شدن در میان بشر قرار داده و برانگیخته است.

بر این اساس، كسی كه بخواهد متاله و ربانی و محبوب خداوند شود، (آل عمران، آیه31؛ طه، آیه90) می بایست سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) را همانند بینش ها و نگرش های آن حضرت(ص) مدنظر قرار داده و براساس آن سبك زندگی خویش را سامان دهد.(احزاب، آیه21)

از جمله نكات مهم در زندگی شخصی آن حضرت(ص) می توان به مسأله عبادت های آن حضرت(ص) به عنوان ذكرالله اشاره كرد؛ چرا كه نماز به معنای كامل ترین و زیباترین نماد و شیوه عبادت از سوی خداوند در قرآن معرفی شده است. از این رو اهتمام آن حضرت(ص) به این ذكر الهی بسیار دایمی بود.

آن حضرت(ص) از سوی خداوند مأمور می شود تا نماز را برپا دارد (هود، آیه114؛ اسراء، آیه78؛ عنكبوت، آیه2)

نمازهای آن حضرت(ص) به نمازهای یومیه در اوقات مقرر خود (همان؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص306) و نمازهای واجب شب(اسراء، آیه79) و نمازهای مستحب(همان) تقسیم می شد. آن حضرت(ص) نمازهای خویش را با مراعات تمام آداب و شرایط به جا می آورد و مراعات جهر و اخفات را نیز می كرد.(اسراء، آیه10)

با آنكه مخالفان تلاش می كردند تا از اقامه نماز در مراكز عمومی و عبادتگاهی چون كعبه و مسجدالحرام جلوگیری كنند، ولی آن حضرت به نحو مستمر و مكرر نمازهایش را در حضور و در برابر مخالفان و دشمنان خویش اقامه می كرد و از نهی و ممانعت آنان نمی هراسید. (علق، آیات9 و 10؛ مجمع البیان، ج9و 10، ص782)

ایشان تا زمانی كه مأمور بود به طرف بیت المقدس نماز گزارد، به این فرمان عمل می كرد و زمانی كه تغییر قبله به سوی كعبه و مسجدالحرام از سوی خداوند ابلاغ شد، ایشان با همه تعریض ها و نكوهش ها، بر حكم خداوند عمل كرد و از هیچ هیاهو و جنگ روانی نهراسید و از حقیقت ابلاغی گامی عقب نشینی نكرد. (بقره، آیات 142تا144)

اهداف و آثاری كه پیامبر(ص) برای نماز قایل بود، موجب می شود كه ایشان و امام باقر(ع) نماز را به عنوان عمود و عماد یعنی ستون دین و تكیه گاه آن معرفی كنند. (فروع كافی، محدث كلینی، ج 3، ص 266؛ كنزالعمال، الهندی، حدیث 18869)

نماز برای پیامبر(ص) زمینه ساز دریافت وحی (مزمل، آیات 2 تا 6) و برای دیگران بسترساز دریافت الهام و وحی غیرتشریعی می شود؛ زیرا آثار آن در انسان های دیگر به شكل عمومی ظهور خواهد یافت؛ چرا كه وحی اگر به صورت تشریعی پس از پیامبر(ص) تمام می شود، (احزاب، آیه 40) ولی نبوت عامه و وحی غیرتشریعی همواره بوده و ادامه خواهد یافت؛ چنان كه پیش از این نیز به افرادی از جمله حضرت مریم(ص) و مادر موسی(ع) وحی غیرتشریعی نازل شده است (سوره مریم و نیز قصص، آیه 7) و الهامات تقوایی از سوی خداوند همواره ادامه داشته و خواهد داشت. (شمس، آیه 8)

نماز همچنین موجب دستیابی پیامبر (ص) به مقام شفاعت و مقام محمود شده است (اسراء، آیه 79) و برای دیگران نیز چنین خواهد بود. نماز موجب دوری انسان از ناپسندها، فحشاء و منكرات می شود (عنكبوت، آیه 45) و مهمترین ذكر الهی می باشد. (همان؛ المیزان، ج 16، ص 142)

پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می كند كه او در هنگام تكبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد. (كوثر، آیه 2؛ مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 837)

اقامه نماز جماعت حتی در میدان جنگ و در حالت خوف به امامت خود آن حضرت(ص)، بیانگر توجه و ارزش و جایگاه نماز جماعت از دیدگاه آن حضرت(ص) و تاثیر فردی و اجتماعی آن دارد. (نساء، آیه 102)

ایشان به نماز جمعه نیز بسیار اهمیت می داد (جمعه، آیات 9 و 11) چنان كه به نمازهای عید قربان و عیدفطر توجه داشت (كوثر، آیه 1؛ مجمع البیان، 9 و 10، ص 837)

بر جنازه مومنان حاضر شده و نماز میت را اقامه می كرد و نسبت به منافقان از نمازگزاری بر جسدشان خودداری می كرد. (توبه، آیه 84)

در روایات داستان های بسیاری درباره سیره آن حضرت در مسئله نمازگزاری ایشان نقل شده است كه از ذكر آن در اینجا خودداری می شود و خوانندگان گرامی را به منابع روایی و تاریخی ارجاع می دهیم.

در آیات قرآنی درباره سیره های شخصی دیگر چون خواب (انفال، آیه 43؛ مزمل، آیات 1و 2)، خوراك (انبیاء، آیات 7 و 8؛ فرقان، آیات 7 و 9)، لباس و پوشش (مدثر، آیه 4)، همسرگزینی و ازدواج (رعد، آیه 38؛ احزاب، آیات 6 و 28 و 29) و امور دیگر نیز پرداخته شده است كه در این جا به ذكر آنها نمی پردازیم.

سیره اجتماعی پیامبر (ص)

اما درباره سیره اجتماعی باید گفت كه مجموعه آیات بسیاری از سبك زندگی اجتماعی آن حضرت (ص) گزارش داده است كه در اینجا به برخی از سیره اجتماعی آن حضرت در برخورد با دیگران اشاره می شود.

اصولا پیامبر(ص) براساس فطرت و عقل، انسان معتدلی بود و هرگز راه افراط و تفریط را طی نمی كرد. ایشان را می توان الگوی تمام و كمال عدالت و اعتدال و میانه روی معرفی كرد؛ زیرا افزون بر فطرت و عقل، به حكم امضایی خداوند مامور بود كه این گونه عمل كند (اسراء، آیه 29) تا نشان دهد دین اسلام جز دین فطرت و عقل نیست. (روم، آیه 30) از این رو در انفاق و احسان به دیگران همواره راه اعتدال را در پیش می گرفت. (اسراء، آیه 29) در برابر حق خاضع و در مقابل باطل مقاوم بود و هیچ كوتاه نمی آمد. لذا بر حقانیت راهی كه به او وحی شده اعتماد داشته (كهف، آیات 25 تا 27) با استقامت و صبر تمام به ابلاغ دین و گسترش آن اقدام می كرد. (هود، آیه 112، شوری، آیه 15)

مردم را به كارهای معروف و پسندیده دعوت و از كارهای زشت و منكر باز می داشت، چنان كه خود عامل به معروف و تارك منكر بود. (اعراف، آیات 157 و 199 و آیات دیگر)

نسبت به مخالفان از در مدارا و مماشات وارد می شد تا ایشان را به سوی حق دعوت كند و با پناهندگی به آنان اجازه می داد تا سخن حق را بشنوند (توبه، آیه 6)

گاه از طریق مبارزه منفی با مخالفان و دشمنان و بی اعتنایی به شبهات و دروغ پردازی های آنان (انعام، آیات 70 و 112 و 137، حجر، آیات2 و3) و گاه با به كارگیری بهترین روش ها یعنی نیكی به جای بدی (مومنون، آیات 92 و 96) و گاه با موضع گیری های سخت گیرانه و حتی جهاد علیه آنان می كوشید(توبه، آیه 73) تا راه حق را برای مردم باز كند و سلطه دشمنان را از گرده مردم بردارد. (اعراف، آیه 157)

هدف آن حضرت(ص) بیدار كردن فطرت و توجه دادن انسانها به توحید و راه و روش خدایی و متاله و ربانی شدن و قرار گرفتن در موقعیت خلافت الهی بود. (انعام، آیات 40 تا 46 و نیز 63 و 64 و آیات بسیار دیگر)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود

آن حضرت(ص) خود را موظف به پاسخ گویی نسبت به همه پرسش های منطقی و معقول مردم می دانست و با گشاده رویی به همه پرسش ها پاسخ می داد و تلاش می كرد تا ایشان را به سوی حق و راه آن رهنمون سازد. (بقره، آیات 189 و 215 و 219 و 220 و آیات دیگر)

آن حضرت(ص) همواره در پی حق بود و برای او زمانی اكثریت معنا و مفهوم داشت كه در این مسیر گام بردارند، بنابراین به صرف اكثریت و یا اقلیت بودن از چیزی پیروی یا مقابله نمی كرد. و آنچه ملاك و معیار بود حق و حقانیت بود نه اكثریت یا اقلیت (انعام، آیات 114 و 116)

بر همین اساس، از حق هر جا یافت می شد پیروی می كرد و با باطل در هر جایی كه باشد مبارزه می كرد حتی اگر باطل در میان خویشان و همسران و فرزندان ایشان نمود می یافت و از كفر و نفاق و شرك و دیگر مظاهر باطل به شدت پرهیز و با آنها و مظاهرش مبارزه می كرد. (انعام، آیات 56 و 150 و احزاب، آیات 1 و 48 و آیات دیگر)

چنان كه گفته شد، فطرت سالم و عقل سلیم همواره به حق دعوت می كند و هواهای نفسانی به باطل می خواند. از این رو ایشان با هواهای نفسانی و خواسته های آن مبارزه می كرد و هرگز پیروی از هواهای نفسانی را نمی پذیرفت. (نجم، آیات 3 و 4)

از طلاق پرهیز داشت و با آن كه مجاز بود، به آن اقدام نمی كرد (احزاب، آیه 52 و آیات دیگر) به خانواده و همسر احترام می گذاشت و آنان را تكریم می كرد با آنكه گاه موجبات اذیت و آزار او را به شدت فراهم می كردند و اسرار خانوادگی را افشا می نمودند. (سوره تحریم)

نسبت به مال و منال دیگران چشم نداشت و به زندگی و امكانات مادی و رفاهی بی توجه بود (حجر آیه 88، طه، آیه 131) مردم را به تزكیه نفس دعوت می كرد و خود در این راه پیشگام بود و مردم را آموزش می داد و تربیت می كرد. (جمعه، آیه2، بقره، آیه 129 و 151، آل عمران، آیه 164)

اهل تفكر و تدبر بود و مردمان را نیز بدان می خواند (یونس، آیه 101) با برگزیده برترین روش ها در مباحثه و مناظره مسایل اعتقادی، راه و روش حق را بیان می كرد. (نحل، آیه 125، كهف، آیات 9 و 22)

اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود (نور، آیه 62) نه آنكه با این مصلحت اندیشی احكام صریح خداوند چون متعه و قصاص و مانند آن را تعطیل كند و برخلاف احكام الهی برای رضایت ملت ها و دولت های بیگانه عمل كند و از آنان پیروی نماید. (بقره، آیه 120)

با نگاهی گذار به گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) به سادگی می توان دریافت كه ایشان به عنوان رحمت برای جهانیان (انبیاء، آیه 107) براساس آموزه های فطری و عقلانی، فطرت مردم را بیدار و عقل ایشان را فعال می ساخت تا زنجیرهای بردگی و بندگی دیگران را از گرده خویش بردارند (اعراف، آیه 157) و خود را از ظلم نفس و دیگران رهایی بخشند و حیات و زندگی سعادتمند را در دنیا و آخرت تجربه كنند و از حیات طیب و پاك برخوردار شوند. (نحل، آیه 97) بنابراین، ایشان با نگاهی انسانی با ایثار هستی خویش (شعراء، آیه 3) بر آن بود تا انسانیت را از رنج دایمی رهایی بخشد. پس سیره ما نیز در زندگی شخصی و اجتماعی می بایست این گونه باشد تا اگر محمد(ص) نشدیم دست كم محمدی شویم.به هر حال، این ها گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر بود كه در قرآن گزارش شده است. بیان همه آنها در این مقال كوتاه نمی گنجد و به همین مقدار در اینجا بسنده می شود.


نویسنده: خلیل آقاخانی

شبکه تخصصی قرآن تبیان




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم و قران , سیره اخلاقی , سیره سیاسی , سیره تربیتی , سیره اجتماعی , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      09:30 ب.ظ -  دوشنبه 7 اردیبهشت 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic