اگر بعتثی نبود !

اگر بعتثی نبود !

نزدیک به پانزده قرن از مبعث رسول خدا، محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله می گذرد. امروز ما هستیم و دینی که از او به یادگار مانده است. در این نوشتار در پی پاسخ به این سوالیم که اگر بعثتی رخ نمی داد چه اتفاقی می افتاد؟ مبعث پیام آور وحی

برای پاسخ به این سوال بهتر آن است که پیامدهای بعثت را مورد بررسی قرار دهیم تا روشن شود پیامبری آن حضرت چه دستاوردهایی به دنبال داشته که در صورت نبود آن، بشر از فیض درکش محروم می شد.


وحی مکمّل عقل

قرآن کریم در یک بیان جامع چنین می فرماید:

«رُّسُلًا مُّبَشرِِّینَ وَ مُنذِرِینَ لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلىَ اللَّهِ حُجَّةُ  بَعْدَ الرُّسُلِ»

[1] ؛ ما این پیامبران را بشارت دهنده و انذار كننده قرار دادیم تا به رحمت و پاداش الهى، مردم را امیدوار سازند و از كیفرهاى او بیم دهند تا اتمام حجت بر آنها شود و بهانه‏اى نداشته باشند.

از این آیه به دست می آید که اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث نمی شد؛ مردم در قیامت به خداوند اعتراض بر حقی می کردند به این مضمون : خدایا! تو که می دانستی عقل کارایی اش محدود است و هرگز به تنهایی قابلیت درک بسیاری از معارف و احکام را ندارد (به اینکه چگونه نماز بخواند، روزه بگیرد و ...)؛ پس چرا سخنگویی نفرستادی تا این احکام و معارف را به ما گفته و برایمان شرح دهد؟

اگر ملاک دسترسی مستقیم به پیامبر و یا امام باشد که جز عده ای مابقی معذور شده و راه اعتراضشان به خدا باز می شود. آنچه به آنها (مردمی که به پیامبر دسترسی نداشتند) می رسید و با آنها اتمام حجت می شد، پیام و معارف دین بود نه شخص پیامبر یا امام.

می بینید این حرف، حرف درست و اعتراض واردی است؛ خود خداوند هم این ناکارآمدی عقل در شناخت احکام و معارف الهی را تایید کرده و می فرماید:

«أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»[2]؛ ما در بین شما پیامبری برانگیختیم تا ضمن تعلیم و تربیت، به شما چیزهایی بیاموزد که عقل شما به تنهایی هیچگاه نمی توانست به آنها دست پیدا کند.

این یعنی اگر خداوند از راه وحی و نقل پیامبر صلی الله علیه و آله احکام و معارف را به ما نمی رساند ما هیچگاه نمی توانستیم به بخش عمده ای از بایدها و نبایدها دست پیدا کنیم.

و از آنجا که خداوند متعال خدای حکیم است؛ «وَ كانَ اللَّهُ عَزیزاً حَكیماً» [3] ؛ به گونه ای عمل می کند که هیچگاه زیر سوال نرود[4] و به او اعتراض بر حقی نشود. بنابراین حكمت او ایجاب مى‏كند و قدرت او، راه را هموار مى‏سازد كه این كار عملى شود.

امیرالمومنین علی علیه السلام دقیقا به همین نکته اشاره کرده و می فرماید:

«وَ أَنْهَى إِلَیْكُمْ عَلَى لِسَانِهِ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَ مَكَارِهَهُ وَ نَوَاهِیَهُ وَ أَوَامِرَهُ »؛ پروردگار با زبان پیامبر به شما خبر داد كه چه كارهایى را دوست دارد و از چه كارهایى متنفر است؛ چه اعمالى را دستور به انجام داده و از چه اعمال نهى نموده است.

«فَأَلْقَى إِلَیْكُمُ الْمَعْذِرَةَ وَ اتَّخَذَ عَلَیْكُمُ الْحُجَّةَ» ؛ و جاى عذر براى شما باقى نگذاشت و حجّت را بر شما تمام كرد.[5]

 

بهانه ای بی اساس

ممکن است کسی بگوید که این سخن برای عصر حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و مردمی است که کنار آن حضرت زندگی می کردند و امروز که ما به ایشان دسترسی نداریم می توانیم به خدا عرض کنیم: ما هدایتگری نداشتیم که برای ما وحی بخواند و احکام و تعالیم دینی را به ما بیاموزد. بنابراین ما که امروز در عصر نبود پیامبر و غیبت امام زندگی می کنیم می توانیم عذر بیاوریم و با این عذر، کج روی ها و گناهانی که ممکن است از ما سر بزند را توجیه کنیم.

در پاسخ به این سخن باید گفت که ملاک در قبول و یا رد این عذر؛ بود و یا نبود معارف دینی در دسترس مردم است. این عذر وقتی پذیرفته است که فرد بتواند ثابت کند هیچ واجب و حرامی به او نرسیده و خود در این زمینه کوتاهی هم نکرده است.

مبعث پیام آور وحی

اگر ملاک دسترسی مستقیم به پیامبر و یا امام باشد که جز عده ای مابقی معذور شده و راه اعتراضشان به خدا باز می شود. در همان عصر حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام هم همگان به ایشان دسترسی نداشتند؛ با این حال خدا فرمود ما پیامبر فرستادیم تا کسی عذر نیاورد.

نکته مهم این است آنچه به آنها (مردمی که به پیامبر دسترسی نداشتند) می رسید و با آنها اتمام حجت می شد، پیام و معارف دین بود نه شخص پیامبر یا امام.

برای همین قرآن کریم به مردم عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و مردم بعد از ایشان دستور می دهد که همواره عده‌ای بروند دین را فرا گرفته و برای تعلیم آن به مردم شهر و دیار خود به آن سامان بازگردند[6] و این سبک و سیره الهی در رساندن پیام خود به بندگان و اتمام حجت با آنهاست؛ نه آنکه برای هر شهر و آبادی یک پیامبری مبعوث کند و یا امامی بفرستد.

در عصر حاضر که انواع و اقسام رسانه ها بشر را در خود غرق کرده است به شکلی که در محرومترین مناطق دیش های ماهواره ای بر روی کلبه خرابها و یا در کنار چادرهای بیابانی خودنمایی می کند، دیگر چه جای عذر و بهانه ای که شخص بگوید پیام دین به من نرسید و هدایتگری نبود تا من را هدایت کند.

پس معنای این سخن که فرمود: « وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ؛ براى هر قوم و ملتى، هادى و رهنمایى است‏»[7] وجود یک پیامبر اولوالعزم و یا غیرالوالعزم و یا امام معصوم نیست؛ بلکه مراد از این هادی، هر کسی است که دین را می شناسد (حداقل بیش از دیگران) و پیام آن را به گوش آنها می رساند.

این محدوده را باز هم می توان گسترش داد. در عصر حاضر که انواع و اقسام رسانه ها بشر را در خود غرق کرده است به شکلی که در محرومترین مناطق دیش های ماهواره ای بر روی کلبه خرابها و یا در کنار چادرهای بیابانی خودنمایی می کند، دیگر چه جای عذر و بهانه ای که شخص بگوید پیام دین به من نرسید و هدایتگری نبود تا من را هدایت کند.

ذکر این نکته لازم است که اگر کسی از روی عمد چشم به این واقعیت بست و از شنیدن پیام خدا طفره رفت و در انتخاب سایت و یا کانال به گونه ای عمل کرد که اسلام به گوش و چشم او نخورد؛ خود مقصر است و مقصر حق اعتراض و بهانه جویی نخواهد داشت.

پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به پیامبری مبعوث شد تا پیام خدا را به ما برساند این وظیفه پیام رسانی بعد از او در درجه اول از آنِ امامان معصوم علیهم السلام است و در مرتبه بعد بر عهده شاگردان ایشان خواهد بود و این پرتو افکنی همچنان با واسطه های متصل به مرکز تا قیامت ادامه خواهد داشت و این ماییم که باید جانمان را در معرض پرتو حیاتبخشش[8] قرار دهیم.

 

پی نوشت:

1. آیه 165 سوره نساء.

2. آیه 151 سوره بقره.

3. ادامه همان آیه 165 سوره نساء.

4. «لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ» ؛ هیچكس بر كار او نمى‏تواند خرده بگیرد و او را زیر سۆال ببرد. آیه 23 سوره انبیاء.

5. نهج البلاغه، خطبه 86.

6. آیه 122 سوره توبه.

7. آیه 7 سوره رعد.

8. حیات بخشی دین را می توان از آیه 24 سوره انفال به دست آورد که می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْییكُم»‏ ؛  اى اهل ایمان! هنگامى كه خدا و رسول شما را به چیزى كه شما را زندگى مى‏بخشد دعوت مى‏كنند، اجابت كنید. و واضح است که خدا و رسولش مردم را به دین دعوت می کنند.

 

                                                                                                                           امید پیشگر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




دسته بندی : پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , بعثت پیامبر , مقالات , کتابخانه ,

       رحمان نجفی
      10:12 ق.ظ -  سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

همانند پیامبرمان (صلی الله علیه و آله) سفر کنیم!

همانند پیامبرمان (صلی الله علیه و آله) سفر کنیم!

زندگی

اسفند که فرامی رسد حال و هوای خانواده ها دگرگون می گردد. صحبت ها بیشتر می شود. شور و نشاطی خاص میان اعضای خانواده جریان می یابد. هر کس پیشنهادی دارد تا تعطیلات عید را هر چه بهتر و با خاطراتی خوش سپری نمایند.


بسیاری از مردم، به ویژه ساکنین شهرهای بزرگ، سفر را بهترین گزینه برای فرار از روزمرگی های طول سال و مناسب ترین راه برای با هم بودن می دانند. سفر کردن سنتی است دیرینه که مردم تمامی زمان ها و مکان ها بدان اقدام می نمودند. سیرۀ پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) نیز به خوبی نشان می دهد که ایشان اهتمامی ویژه به این امر داشته و مواردی خاص را در سفرها مدنظر قرار می دادند. در مجال بر آن شدیم تا با بررسی زندگی آن بزرگ مرد، این عید را با تمسک به سیرۀ ایشان پشت سر گذاریم.

 

زمان مناسب برای سفر

انتخاب زمان مناسب برای سفر کردن از جمله نکاتی است که باید بدان توجه ویژه نمود. در نظر گرفتن شرایط مختلف زمان، مسیر، آب و هوا و ... تأثیر بسیاری در داشتن مسافرتی مطلوب خواهد داشت. در سیرۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است که ایشان صبح هنگام و روز پنجشنبه به مسافرت می رفتند: "سنت آن است که از منازل زود حرکت کنند و آغاز سفر پنجشنبه باشد".  (عوارف المعارف، ص 126)
حرکت در هنگام صبح سبب می گردد که انسان در طول مسیر حرکت نیز از دیدن مناظر لذت برد و خستگی راه بر وی مستولی نگردد. تا هنگام ظهر مسافتی را طی کرده و سپس زمانی را به خوردن غذا و استراحت کردن اختصاص می دهد.

 

سفرهای گروهی

سفر کردن به تنهایی لذت خاصی ندارد و اصولاً کم اند افرادی که بخواهند به تنهایی مسافرت کرده و از سفر خویش لذت برند. اما در کنار فرد دیگر بودن نیز شرایطی را می طلبد و محدودیت هایی را ایجاد خواهد کرد. در سفرهای گروهی هر کس باید مراقب رفتار خویش باشد تا مبادا منجر به ایجاد کدورت و ناراحتی گردد. تقسیم کار مشورت از مهم ترین نکاتی است که در سفرهای گروهی باید مورد توجه قرار داده شود.

دعای پیامبر برای کسانی که عازم سفر هستند : "خداوند تقوا را توشۀ شما کند، شما را با هر خیری مواجه سازد، همۀ حاجاتتان را برآورد، دین و دنیای شما را برایتان سالم بدارد و شما را سالم به من بازگرداند"

در روایت است که "رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دوست نداشت کسی بدون همسفر مسافرت کند". (مجموعة ورام، ص 28) و در مقابل به کسانی که سفرهای گروهی را برمی گزیدند توصیه می کردند: "سنت است چون گروهی به سفر روند زاد و توشۀ خویش را با خود بردارند، زیرا این کار سبب دل خوشی و دلگرمی و خوش خلقی آنان خواهد شد".
در سفر هر کس باید سهم خویش را از غذا یا پول به همراه داشته باشد و مبادا با فکر بهره بردن از مطاع دیگران به سفر اقدام نماید که چنین امری کدورت و رنجش را با خود به همراه خواهد داشت.


همراه داشتن وسائل مورد نیاز

از جمله نکاتی که در سفرها باید مورد توجه قرار داده شود آن است که هر کس وسایل ضروری و مورد نیاز خویش را به همراه داشته باشد. پیش بینی کند که در هر مکانی چه چیزهایی ممکن است احتیاج گردد. به تناسب مکانی که برای سفر انتخاب کرده، وسیله ای که با آن مسافرت می-کند و همچنین آب و هوای منطقۀ مورد نظر برخی لوازم مورد نیاز خواهد بود. مواردی نیز هستند که هر مسافرتی حتما باید همراه انسان باشد. بهتر است از ابتدا آن وسایل تهیه و همراه برده شود چرا که همیشه شرایط برای فراهم کردن آن ها در طول مسیر و یا حتی محل اقامت وجود ندارد. در روایات چنین آمده است:
"رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به هنگام سفر پنج چیز را با خود برمی داشت: آینه، سرمه دان، شانه، مسواک و قیچی". (مکارم الأخلاق، ص 240) در گزارشی دیگر نخ و سوزن خیاطی، درفش کفاشی و بند چرمی کفش نیز اضافه شده است. (مکارم الأخلاق، ص 35) همراه داشتن آب نیز در سفرها از سنت محسوب می گردد.


خواندن دعاهایی خاص

از دیگر اموری که هنگام سفر مورد توجه رسول الله (صلی الله علیه و آله) قرار داشت خواندن دعاهایی خاص بود. به عنوان نمونه از انس گزارش شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قصد سفر نمی کرد جز آنکه هنگام برخاستن از جا می گفت: "اللّهُمَّ بِكَ انتَشَرتُ وَ إلَیكَ تَوَجَّهتُ وَ بِكَ اعتَصَمتُ أنتَ ثِقَتی وَ رَجائی اللّهُمَّ اكفِنی ما أهَمَّنی وَ ما لا أهتَمَّ لَه وَ ما أنتَ أعلَمُ بِه مِنی اللّهمَّ زَوِّدنی التقوى و اغفِر لی وَ وَجِّهنی إلى الخَیرِ حَیثُما تَوَجَّهتُ". "خدایا به یاری تو سفر می کنم، و به سوی تو روی می آورم، و به دامن رحمت تو چنگ می زنم، تو پشتیبان و نقطۀ امید منی. خداوندا! مرا در آنچه برایم مهم است و آنچه مهم نمی شمارم و آنچه که تو خود بهتر از من می-دانی کفایتکن. خدایا! تقوا را توشۀ من کن و گناهم را بیامرز و به هر سو رو کنم مرا با خیر مواجه ساز". (مکارم الأخلاق، ص 246)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به هنگام سفر پنج چیز را با خود برمی داشت: آینه، سرمه دان، شانه، مسواک و قیچی". در در گزارشی دیگر نخ و سوزن خیاطی، درفش کفاشی و بند چرمی کفش نیز اضافه شده است.  همراه داشتن آب نیز در سفرها از سنت محسوب می گردد

ایشان در طول مسیر نیز همواره یاد خدا را در دل داشته و هیچ زمانی را برای ذکر او از دست نمی دادند. امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: "رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سفر هر گاه از بلندی سرازیر می شد «سبحان الله» می گفت و چون به بلندی بالا می رفت «الله اکبر» می گفت". (الکافی، ج 4، ص 287)
در سیرۀ پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) آمده است که آن بزرگوار برای کسانی که عازم سفر بودند نیز دعاهایی ویژه می خواندند. یکی از این ادعیه چنین است: "زَوَّدَكُمُ اللهُ التَّقوى وَ وَجَّهَكُم إلى كُلِّ خَیرٍ و قَضى لَكُم كُلَّ حاجةٍ وَ سَلَّمَ لَكُم دینَكُم وَ دُنیاكُم وَ رَدَّكُم سالمین إلىَّ سالِمینَ". "خداوند تقوا را توشۀ شما کند، شما را با هر خیری مواجه سازد، همۀ حاجاتتان را برآورد، دین و دنیای شما را برایتان سالم بدارد و شما را سالم به من بازگرداند". (من لا یحضره الفقیه، ج ‏2، ص 276)

 

نتیجه

بررسی سیرۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به خوبی نشان می دهد که ایشان اهتمام ویژه ای به سفر کردن داشتند. بر اساس گزارشات رسیده انتخاب زمان مناسب برای سفر و همراه داشتن وسایل مورد نیاز از جمله چیزهایی است که ایشان مورد توجه قرار می دادند. از نظر ایشان سفرهای گروهی بهتر از سفر کردن به صورت فردی است البته در صورتی که هر کس وظایف خویش را انجام دهد. از ایشان ادعیه ای نیز گزارش شده است که فرد مسافر برای خود یا سایرین برای مسافران می خوانند تا سفری همراه با سلامتی و برکاتی خاص در پیش داشته باشند.

زینب مجلسی راد

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان




دسته بندی : پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , سیره اجتماعی , سیره تربیتی , احادیث و سخنان گهربار , مقالات , کتابخانه ,

       رحمان نجفی
      08:51 ق.ظ -  سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

نگاهی بر فلسفه بعثت پیامبر اسلام

نگاهی بر فلسفه بعثت پیامبر اسلام

 

بعثت


چهل سال از عمر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله گذشت. ماه رجب بود، پیامبر در فراز كوه «حِرا» به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت. در روز 27 رجب، ناگاه جبرئیل امین و پیک وحی، نزد پیامبر نازل شد، و پنج آیه آغاز سوره علق را چنین خواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ. . . ؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفرید، همان خدایی كه انسان را از خون بسته‎ای خلق كرد، بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كسی كه به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را كه نمی‎دانست آموخت...»

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با دریافت نخستین شعاع وحی، سخت خسته شده، نزد خدیجه آمد و فرمود: «زَمِّلُونِی وَ دُثِّرُونِی؛ مرا بپوشانید و جامه‎ای بر من بیفكنید تا استراحت كنم.»

آن حضرت در بستر آرمیده بود كه آیات آغاز سوره مُدَّثِّر (آیات 1 تا 7) توسط جبرئیل بر آن حضرت، نازل گردید:

«یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَ ثِیابَكَ فَطَهِّرْ * وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ * وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ؛ای در بستر خواب آرمیده ؛ برخیز و مردم را هشدار ده ؛ و پروردگارت را بزرگ بشمار ؛ و لباست را پاك كن ؛ و از پلیدیها بپرهیز ؛ و منّت مگذار و فزونی مَطَلَب ؛ و به خاطر پروردگارت مقاومت كن.» (1)

به این ترتیب آغاز اسلام، با نام خدا، خواندن، قلم، قیام، هشدار، پاكی و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد.

بعثت كه معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا كه پایه و اساس انقلابها به خواندن و نوشتن و پاكسازی و بهسازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد.

 

فلسفه و اهداف بعثت

بعثت‏ بزرگ ترین نعمت ‏خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویى را به رخ آنان بكشد، چنان كه مى‏فرماید:«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُۆْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُواْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِینٍ‏»(آل عمران/ 164) خداوند برمۆمنان منت نهاد (نعمت ‏بزرگى بخشید)، هنگامى كه درمیان آن‏ها پیامبرى از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آن‏ها بخواند و آن‏ها را پاك كند و كتاب و حكمت ‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشكار بودند. در این آیه خداوند به مهم‏ترین اهداف بعثت اشاره می فرماید:« یَتْلُواْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ»

بعثت كه معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا كه پایه و اساس انقلابها به خواندن و نوشتن و پاكسازی و بهسازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد

تلاوت آیات الهى

تَلَا یعنى بطورى از او پیروى كرد كه میانشان چیز دیگرى حائل نبود (پیروى و متابعت بدون حائل و واسطه) اینگونه پیروى، گاهى متابعت جسمى است و گاه با اقتداء و فرمانبرى در حكم است و گاهى نیز پیروى و پیاپى خواندن و تدبّر و اندیشه است. (2) پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آن‏ها را آماده تربیت مى‏نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.

 

حضرت محمد
تربیت و تعلیم

یكى از مهم‏ترین برنامه‏هاى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تربیت انسان‏هاست. تربیت ‏به معناى فراهم كردن زمینه‏ها و عوامل براى به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است.

یكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است كه به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است.» (3)

پیامبراسلام صلى الله علیه و آله در مدتى كوتاه، انسان هایى بزرگ، مانند على علیه السلام، زهرا علیها السلام، سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلى الله علیه و آله كاشف معدن‏هاى نهفته انسانیت ‏بود. زیرا «النَّاسُ‏ مَعَادِنُ‏ كَمَعَادِنِ‏ الذَّهَبِ‏ وَ الْفِضَّة‏»(4)، مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند.

انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهره ‏ورى صحیح باید آنها را کشف کرد تا به ارزش حقیقى خود دست ‏یابند.

كلمه «یزكیهم‏» در این‏جا به معناى تربیت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد.

یكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید:بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است كه به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است

 در قرآن كریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزكیه آمده است:

« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكىَ‏‏»(اعلی/14) «رستگار شد كسى كه خود را تزكیه كرد

واژه تربیت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به كار رفته است، نظیر:

«. . .  أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا  . . .»(شعراء/18)  «آیا در دوران كودكى تو را در میان جمع خود تربیت نكردیم؟» كه سخن فرعون است كه خود را مربى موسى معرفى مى‏كند، یعنى از نظر جسمانى و امكانات مادى تو را بزرگ كردم.

پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله‏ هدف از بعثت ‏خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:

« بُعِثْتُ‏ لِأُتَمِّمَ‏ مَكَارِمَ‏ الْأَخْلَاق‏‏» (5)من براى كامل‏كردن فضایل اخلاقى مبعوث شده‏ام.

اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسى پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزى‏ها و. . . در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مكارم اخلاقى است.

پس بیاییم در این روز زیبا از خداوند متعال بخواهیم که از این پس اخلاق ما را به اخلاق محمّدی مزیّن گرداند.

 

پی نوشت ها :

1-مجمع البیان، ج 10، ص 241.

2- مفردات ألفاظ القرآن، ص 167.

3- در منگهم Dermnghem، دانشمند فرانسوى، به نقل از بانك تكبیر (بعثت‏بنوى)، ص 283.

4- بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج ‏58، ص 65، باب 42 حقیقة النفس و الروح و أحوالهما . . .  .

5- مجمع البیان،ج1،ص429.

                                                                                                                                   فرآوری: فاطمه سرفرازی

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع : سایت اندیشه قم 

سایت شهید آوینی




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , بعثت پیامبر , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      10:27 ق.ظ -  یکشنبه 30 فروردین 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic