پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

مبعث

فرهنگ مجموعه ای از ارزشها، عادات، رفتار و سنت های هر قوم است و به همین نسبت در عصر بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز فرهنگ هایی - كه بهتر است از آنها به عنوان خرده فرهنگ یاد كنیم - وجود داشتند.  این فرهنگ ها گر چه بعضاً باقی مانده فرهنگ ادیان الهی و ابراهیمی بودند اما با ضد ارزشهای موجود در جامعه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف که ناشی از تفكر و خواست های مادی بشر بود، آغشته شده بود. لذا تشخیص حق از باطل در این فرهنگ ها برای مردم بسیار سخت و بعضاً ناممكن شده بود؛ مطمئناً این نوع فرهنگ ها به نفع بشر نخواهد بود بلكه به نفع مستكبرین و حكام جور می باشد، چرا كه آنان در لوای این فرهنگها منافع خودشان را تأمین می كنند.

اما فرهنگ های الهی دارای خصوصیاتی است به نفع مردم و همه طبقات جامعه. فرهنگ های الهی و بخصوص فرهنگ اسلامی قصد تحمیل اهداف نظام ارزشها و نظام دینی خود را ندارند، چرا كه اگر مفاهیم ارزشمند این نظام های فرهنگی به نحو شایسته به مردم منتقل شود، ارزشها از ضد ارزشها شناسایی می شود و خرده فرهنگ های التقاطی جای خود را به نظام های برتر فرهنگی خواهند داد.

 

فرهنگ حقیقی در برابر فرهنگ التقاطی

فرهنگ به معنای جعل ارزشها براساس هواهای نفس، احساسات بشر و تمایلات انسانی نیست، بلكه فرهنگ اسلام براساس واقعیت ها و حقایق موجود شكل گرفت و ادامه یافت . پیامبر اسلام نیز در همین راستا به هدایت بشر همت گماشتند و زمینه ظهور و بروز فرهنگی برخاسته از متن حقایق و خواسته های الهی بشر را ایجاد نمودند تا بشریت با یكدیگر در رسیدن به سعادت همراه شوند.

در فرهنگ الهی برخاسته از وحی، دو مۆلفه بسیار مهم وجود دارد؛ یكی هماهنگی با فطرت و دیگری همسویی با عقل. فرهنگ اسلام در قالب یك نظام هماهنگ با فطرت و عقل وارد میدان شد، آن هم در زمانی كه آن فرهنگهای باطل و التقاطی بر زندگی مردم سایه افكنده بودند.   مسلم است كه این نوع فرهنگ ها اثرات بسیار مطلوبی بر رفتار و كردار و زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است

فرهنگ اسلامی چون دارای این دو مۆلفه مهم - فطرت و عقل - بود توانست جامعه بشری را راهنمایی و هدایت كند. البته برخی مسایل وجود دارد كه از سنخ فطرت یا عقل نیست بلكه فراتر از آن است، لذا به هدایت های ویژه نیازمند است. بنابراین هدایت بشر یا از طریق فطرت ممكن است یا احكام عقلی و یا وحی. این سه مرحله در رسیدن انسان به واقعیت های انسانی بسیار كمك می كند. از این رو، پیامبران با هدف اینكه انسان جایگاه واقعی خودش را بشناسد و به آن دست یابد و هویت خود را باز یابد، براساس متن وحی پروردگار به فرهنگ سازی جوامع پرداختند.  

راز گسترش فرهنگ وحیانی اسلام بر مبنای فطرت، عقل و خواسته ها و نیازهای بشر ظهور پیدا كرد، حكم صادرنمود و به همین دلیل نیز گسترش یافت چون در كلیه احكام زندگی اسلام ریشه های فطری و عقلی و الهی نهفته بود و به این نیازهای روحی، روانی و مادی و معنوی او پاسخ گفت.

اسلام

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد.

وقتی انسان ها شاهد بودند كه اسلام مجال ایفای نقش به فطرت و عقل داد، به سمت آن گرایش پیدا كردند.  در واقع اسلام و فرهنگ اسلامی به بشر مجال ساختن زندگی متعالی براساس نیازها و خواسته های واقعی اش را داد به همین دلیل رویكرد مردم چه در عصر بعثت و چه پس از آن قابل توجه است.

البته كسانی كه منافع مادی خود را در خطر می دیدند، با این حركت انقلابی پیامبر صلی الله علیه وآله كه تحول روحی عظیمی را در بسیاری از افراد به وجود آورد، مخالفت نمودند و سنگ اندازیهای زیادی هم داشتند و حتی به فرهنگ سازی انفعالی در برابر فرهنگ ناب اسلام پرداختند، چون انسانهایی كه به كنه وجودی خودشان پی برده بودند دیگر در مقابل تحقیرهای آنان كه منافی با شخصیت انسانی شان بود ایستادگی می كردند. لذا بیشترین كسانیكه علیه پیامبران واكنش داشتند و قیام كردند، بزرگان اقوام بودند و بیشترین كسانی كه به اسلام پناه آورده بودند و در سایه اسلام شخصیت یافته بودند، رنج كشیدگان و مظلومین سابق جامعه بودند، چرا كه ساخت زندگی براساس نیازها، آرزوها و با اختیار و انتخاب خود، آرزوی هر انسانی است.

 

ابزارهای انقلاب فرهنگی پیامبر

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله همچون سایر انبیای الهی بشر را به سمت خودشناسی و سپس خودسازی تشویق می كردند و روح هر انسانی خواستار استقلال در انتخاب و اختیار در گزینش نوع زندگی است، اما این استقلال و اختیار به معنای كنارگیری از هدایت های پیامبر نبوده و نیست. لذا ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است.

ابزار مهم دیگری كه پیامبران و بویژه پیامبر اسلام در ایجاد این تغییر از آن بهره جستند، استفاده از وزیران، مدیران و كارگزاران لایق است.  انتخاب وزیر مطلع بر امور از ویژگی های مۆمنان است چون مۆمنان صلاح و منفعت جامعه و دیگران و خود را مد نظر دارند و این همان معنای ایمان واقعی است.

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد

انتخاب این ویژگی برای وزیران یك پیامبر احتمال هر گونه سوء ظن، خطا در ولایتمداری و مصلحت خواهی برای پیروان آن پیامبر را كاهش و حتی به صفر می رساند و شبهات احتمالی را از بین می برد. لذا بهترین ابزار برای تحقق اهداف پیامبران در همین نكته نهفته است، یعنی انتخاب وصی، وزیر و جانشین اصلح، اطمینان و اعتماد به وزیر و داشتن ایمان به عملكرد كسی كه بر مبنای آنچه گفته شد انتخاب شده است، هر چند نقش نظارت بر عملكرد وزرا نیز باید پررنگتر از آنچه بیان شد مدنظر قرار گیرد.

یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده در این راستا، محبت و رأفت پیامبر اکزم صلی الله علیه وآله نسبت به سایرین است. این ویژگی هر انسانی است كه نسبت به محبت خالصانه و رأفت پدرانه یك سرپرست كرنش نشان می دهد. پیامبر صلی الله علیه وآله با استفاده از خصلت و خلق نیكوی خویش، آنچه را در لوای دستورهای الهی مد نظر داشتند به دیگران منتقل نمودند و آن مسایل و مطالب در ذهن مخاطبین ثبت و تثبیت شد، مگر آنهایی كه دلهایی بیمار داشتند.

 

شیوه تبلیغی پیامبر

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تبلیغ رسالت خود را با دعوت از راه گفتگو و براساس استدلال آغاز كردند. در آیات قرآن كه تعیین كننده مسیر حركت زندگی همه مسلمانان بوده و هست، از چه واژه هایی بیشتر استفاده می شود؟ «یتدبرون»، «یتفكرون»، «یعقلون» و...، واژه هایی هستند كه در اكثر آیات قرآن، مردم را به تفكر، تدبر و تعقل در آیات الهی و مخلوقات پروردگار دعوت و آنها را به نوعی با استدلال و با دلالت سخن گفتن، آشنا و دعوت می كنند. شیوه پیامبر در ابلاغ رسالتشان نیز همین شیوه بود، اما در مقابل، دشمنان پیامبر، وقتی در مقابل این فرهنگ بزرگ توان ایستادگی نداشتند، به مقابله منفی می پرداختند و اتهام ساحر بودن و... را به شخص پیامبر وارد می كردند.

در واقع ستیز آنها، ستیز فرهنگی نبود؛ زیرا آنها دارای فرهنگ به معنای واقعی نبودند، بلكه خرده فرهنگهای برخاسته از ایده های باطلشان تعیین كننده مسیر زندگی شان بود، لذا آنها توان مقابله فرهنگی نداشتند و به گواه و روایت تاریخ در آن موضع شكست خوردند، به همین دلیل دست به برخورد مسلحانه می زدند.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: برگرفته از مصاحبه ای با علامه سید جعفر مرتضی عاملی توسط پایگاه خبری - تحلیلی قدس .  




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم , سیره اجتماعی , سیره سیاسی ,

       رحمان نجفی
      08:38 ب.ظ -  سه شنبه 18 فروردین 1394

آیا فرستادن صلوات بر درجات پیامبر می‌افزاید؟

آیا فرستادن صلوات بر درجات پیامبر می‌افزاید؟


صلوات فرستادن برای ترفیع درجه ما است، چرا که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اشرف مخلوقات است. پس باید یک کمال وجودی ای را داشته باشد که«لا کمال فوقه» (هیچ کمالی بالاتر از آن نباشد) بنا بر این اعطای کمال جدید به ایشان که دارای آن نباشد، تصور نمی شود، پس صلوات ما، یک نحوه تعظیم و تکریم است، که در اثر آن به مال و مرتبه آن بزرگوار هیچ اضافه نمی شود. و عینا مثل این می ماند که یک سیب به باغ سیب ببرند و برای تعظیم و تکریم صاحب باغ، به او بدهند، زیرا هر مزیت دینی و دنیایی از برکات رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) است و آن حضرت صاحب همه خیرات و مبرات می باشد.[ کتاب در محضر علامه طباطبائی، ص101]


صلوات

در كتاب شریف ( حیوه القلوب ) چنین امده است كه ابن عباس می گوید: و قتی كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)‌در بستر بیماری خوابیده بود و اصحاب برگرد او جمع شده بودند ،‌ دراین حال عمّار یاسر بلند شد و گفت: پدرو مادرم فدایت باد یا رسول خدا ، ‌هنگامی كه به جوار حق می پیوندید چه كسی شما را غسل خواهد داد ؟ حضرت فرمودند: غسل دهنده ی من علی بن ابی طالب است، ‌زیرا كه هر عضوی از اعضای مرا كه بخواهد غسل دهد، ‌ملائكه او را كمك می نمایند. عمّار یاسر باز عرض كرد: پدر و ماردم به فدایت باد یا رسول الله چه كسی از میان ما برشما نماز خواند؟ پس آن حضرت خطاب

به امام علی(علیه السلام) فرمودند: یا علی هرگاه كه دیدی روح از بدن من خارج شد مرا غسل بده و كفن كن و درجامه ی سفید مصری یا در بُرد یمانی قرارده پس مرا بردارید و كنار قبر بگذارید . آن گاه اول كسی كه اول برمن نماز گذارد، ‌خدای متعال خواهد بود كه در عرش ِ جلال و عظمت خود ، ‌بر من صلوات خواهد فرستاد .

صلوات باعث كم شدن گناه و زیاد شدن ثواب

انس ابن مالك از ابی طلحه روایت كرده كه گفت : روزی نزد حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بودم، ‌آن حضرت را بسیار خوشحال یافتم . گفتم «یا رسول الله » درهیچ روزی تورا به این مرتبه خوشحال ندیدم كه امروز دیدم ».  آن حضرت فرمودند : «چگونه خوشحال نباشم،‌كه اكنون جبرئیل (علیه السلام) نزد من آمد و گفت: حق تعالی می فرماید : هر كه یك بار برتو صلوات بفرستد، ‌من براو ده صلوات فرستم و ده گناه از او محو كنم و ده حسنه براو بنویسم .

یكی از آداب فرستادن صلوات این است كه دل انسان بازبانش موافقت نماید به این معنا كه از روی غفلت و بی خبری زبان را به گفتن صلوات حركت و تكان ندهد . دیگر از آداب صلوات این است كه هنگام صلوات فرستادن آن حضرت را حاضر وناظر ببیند و چنان درذهن تخیل نماید كه با آن حضرت در حضوراً حال سخن گفتن هستید

شروع دعا با صلوات و ختمش نیز صلوات 

در كتاب شریف (اصول كافی) نقل است كه حضرت امام جعفر صادق(صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر كه را به خداوند متعال حاجتی باشد، ‌و ابتدا كند دعایش را به صلوات بر محمّد و بعد از آن دعا كند و حاجت و درخواست خود را از خداوند متعال بخواهد و بعد، ‌دعایش را باز صلوات بر محمّد و آل محمد و ختم نماید. دراین صورت، چون صلوات برمحمد و آل محمد، ‌از دعاهای مستجاب است و در حجاب نمی ماند. و از طرف دیگر خداوند متعال بزرگوارتر و كریم تر از آن است، ‌كه هر دو طرف دعا را اجابت كند و میان آن را رد نماید. از ادعای دعا كننده را هم قبول می كنند .

 

یكی از آداب صلوات

یكی از آداب فرستادن صلوات این است كه دل انسان بازبانش موافقت نماید به این معنا كه از روی غفلت و بی خبری زبان را به گفتن صلوات حركت و تكان ندهد . دیگر از آداب صلوات این است كه هنگام صلوات فرستادن آن حضرت را حاضر و ناظر ببیند و چنان در ذهن تخیل نماید كه با آن حضرت حضوری در حال سخن گفتن هستید.

 

آیا فرستادن صلوات بر درجات پیامبر می افزاید؟

علامه طباطبائی(ره) در جواب چنین سؤالی می فرمایند: صلوات فرستادن برای ترفیع درجه ما است، چرا که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اشرف مخلوقات است. پس باید یک کمال وجودی ای را داشته باشد که «لا کمال فوقه» (هیچ کمالی بالاتر از آن نباشد) بنابراین اعطای کمال جدید به ایشان که دارای آن نباشد، تصور نمی شود، پس صلوات ما، یک نحوه تعظیم و تکریم است، که در اثر آن به مال و مرتبه آن بزرگوار هیچ اضافه نمی شود. و عینا مثل این می ماند که یک سیب به باغ سیب ببرند و برای تعظیم و تکریم صاحب باغ، به او بدهند، زیرا هر مزیت دینی و دنیایی از برکات رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) است و آن حضرت صاحب همه خیرات و مبرات می باشد.[ کتاب در محضر علامه طباطبائی، ص101]

فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع :

1- صلوات حلال مشكلات ؛ گردآورندهرضا مرتدی و علی فلسفی

2- آثار و بركات صلوات ؛ مولف محسن ماجراجو

3- فضل صلوات  ؛ مولف جابر رضوانی

 




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , ادعیه و زیارات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      07:30 ب.ظ -  دوشنبه 17 فروردین 1394

چگونه بر رسول خدا(ص) درود بفرستیم؟

چگونه بر رسول خدا(ص) درود بفرستیم؟

صلوات

مقام پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) آن قدر والا است كه آفریدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود مى‏فرستند ، ما نیز باید با این پیام جهان هستى هماهنگ شویم ، زیرا كه صلوات ، كلید استجابت دعا و سبب سنگین شدن میزان مؤمن در قیامت مى‏شود .


*سلام و درود بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله)

«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً ؛ همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‏فرستند اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ! شما (نیز) بر او درود فرستید و به او سلام كنید سلامى همراه با تسلیم .» (احزاب 56)

مقام پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) آن قدر والا است كه آفریدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود مى‏فرستند ، در آیه تصریح شده است كه شما نیز با این پیام جهان هستى هماهنگ شوید ، او یك گوهر گرانقدر عالم آفرینش است ، و اگر به لطف الهى در دسترس شما قرار گرفته ، مبادا ارزانش بشمارید ، مبادا ارج و مقام او را در پیشگاه پروردگار و در نزد فرشتگان همه آسمانها فراموش كنید ، او یك انسان است و از میان شما برخاسته ولى نه یك انسان عادى ، كسى است كه یك جهان در وجودش خلاصه شده است .

 

چگونه صلوات بفرستیم؟

در كتاب‏هاى ششگانه‏ى اهل سنّت روایاتى آمده كه از پیامبر اكرم (صلى اللَّه علیه و آله) پرسیدند : چگونه صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمودند: بگویید؛ « اللهم صل على محمد و آل محمد » .

در صحیح بخارى (صحیح بخارى، حدیث 5880) (باب چگونگى صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وقتى این حدیث را نقل مى‏كند ، در همان نقل حدیث ، كلمه‏ى «آل محمد» را حذف كرده ، چنین مى‏نویسد: از محمّد (صلّى اللَّه علیه و سلّم) پرسیدند: چگونه صلوات بفرستیم؟ فرمود: بگویید ؛ «اللهم صل على محمد و على آل محمد» !

در كنار نام پیامبر، ذكر صلوات مهم است . رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: «هر كه در كتاب و نوشته‏اى بر من صلوات فرستد ، تا آن صلوات در آن نوشته باقى است ، براى او پاداش خواهد بود .» (تفسیر روح البیان)

در حدیث مى‏خوانیم : « هر كس بر حضرت محمّد (صلى اللَّه علیه و آله) یك صلوات فرستد ، خداوند ده صلوات بر او مى‏فرستد و ده لغزش او را مى‏پوشاند .» (تفسیر مجمع البیان)

صلوات ، كلید استجابت دعا و سبب سنگین شدن میزان مؤمن در قیامت مى‏شود .

 

رابطه مردم و رهبر، رابطه صلوات و درود است!

خداوند در قرآن به پیامبرش مى‏فرماید : به زكات دهندگان صلوات فرست ؛ «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ... صَلِّ عَلَیْهِمْ» (توبه، 103) . در این آیه به مردم سفارش مى‏كند كه بر پیامبر صلوات فرستاده شود . آرى ، در اسلام رابطه مردم و رهبر، رابطه صلوات و درود است همان‏گونه كه در آیه 54 سوره انعام خدا به پیامبرش دستور مى‏دهد به كسانى كه به ملاقاتت مى‏آیند سلام كن ؛ «إِذا جاءَكَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ»

امام صادق علیه السلام فرمود: « درود خداوند به معناى رحمت ، درود ملائكه به معناى به پاكى یاد كردن و درود مردم به معناى دعاست .» (تفسیر نور الثقلین)

همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‏فرستند اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ! شما (نیز) بر او درود فرستید و به او سلام كنید سلامى همراه با تسلیم

پیام‏های آیه :

1ـ هرگاه خواستید دیگران را به كار خیرى دعوت كنید ، اوّل خود و دست اندركاران شروع كنید . (خداوند براى فرمان صلوات به مردم ، اوّل از صلوات خود و فرشتگان نام مى‏برد .) «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ»

2ـ صلوات خدا و فرشتگان دائمى است . «یُصَلُّونَ»

3ـ صلوات بر پیامبر، لازمه ایمان و از وظائف مؤمنان است . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا»

4ـ درود لفظى كافى نیست ، تسلیم عملى نیز لازم است . «صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا»

5ـ رابطه‏ى مردم و رهبر در حكومت الهى ، صلوات و سلام است . (علاقه‏ى قلبى كافى نیست، اظهار علاقه لازم است .) «صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا»

 

نكات مهمی در آیه :

صلوات

1- " صلات " و" صلوات " كه جمع آن است هر گاه به خدا نسبت داده شود به معنى فرستادن رحمت است ، و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد به معنى طلب رحمت مى‏باشد .

2- تعبیر به " یصلون" به صورت فعل مضارع دلیل بر استمرار است ، یعنى پیوسته خداوند و فرشتگان رحمت و درود بر او مى‏فرستند ، رحمت و درودى‏ پیوسته و جاودانى .

3- در اینكه میان "صلوا " و  "سلموا " چه فرقى است ، مفسران بحثهاى مختلفى دارند ، آنچه مناسب تر با ریشه لغوى این دو كلمه ، و ظاهر آیه قرآن به نظر مى‏رسد این است كه: "صلوا " امر به طلب رحمت و درود فرستادن بر پیامبر(صلى اللَّه علیه و آله) است ، اما "سلموا " یا به معنى تسلیم در برابر فرمان هاى پیامبر گرامى اسلام است ، چنان چه در آیه 65 سوره نساء آمده ؛ « ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً ؛ مؤمنان كسانى هستند كه به داورى تو تن دهند و حتى در دل از قضاوتت كمترین ناراحتى نداشته و تسلیم مطلق گردند .»

چنان كه در روایتى از امام صادق (علیه السلام) مى‏خوانیم: "ابو بصیر" از محضرش سؤال كرد منظور از" صلات " بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) را فهمیده‏ایم ، اما معنى تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود : « هو التسلیم له فى الامور : منظور تسلیم بودن در برابر او در هر كاری می باشد .» ( مجمع البیان)

" ابو حمزه ثمالى " از یكى از یاران پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) به نام" كعب" چنین نقل مى‏كند : « هنگامى كه آیه فوق نازل شد عرض كردیم سلام بر تو را مى‏دانیم، ولى صلات بر تو چگونه است؟ فرمود : بگوئید ؛ « اللهم صل على محمد و آل محمد كما صلیت على ابراهیم انك حمید مجید، و بارك على‏ على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهیم و آل ابراهیم انك حمید مجید».

از این حدیث هم چگونگى صلاة و درود بر پیامبر خدا روشن مى‏شود و هم معنى سلام . (مجمع البیان)

گرچه این دو معنى براى سلام كاملاً متفاوت به نظر مى‏رسد ، ولى با دقت مى‏توان آنها را به نقطه واحدى معطوف كرد و آن تسلیم قولى و عملى در برابر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) است ، زیرا كسى كه به او سلام مى‏فرستد و تقاضاى سلامت او را از خدا مى‏كند ، نسبت به او عشق مى‏ورزد و او را به عنوان پیامبرى واجب الإطاعه مى‏شناسد .

هر كس بر حضرت محمّد (صلى اللَّه علیه و آله) یك صلوات فرستد ، خداوند ده صلوات بر او مى‏فرستد و ده لغزش او را مى‏پوشاند

4- آیا فرستادن صلوات بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) واجب است یا نه؟ و اگر واجب است در كجا واجب است؟ این سؤالی است كه فقها به آن پاسخ مى‏گویند :

تمام فقهاى اهل بیت آن را در تشهد اول و دوم نماز واجب مى‏دانند ، و در غیر آن مستحب ، و علاوه بر احادیثى كه از طرق اهل بیت در این زمینه رسیده در كتب اهل سنت نیز روایاتى كه دال بر وجوب است كم نیست .

از جمله در روایت معروفى ، عایشه مى‏گوید: سمعت رسول اللَّه (ص) یقول: «لا یقبل صلاة الا بطهور، و بالصلاة على : نماز بدون طهارت و درود بر من قبول نخواهد شد.»

از فقهاى اهل سنت  "شافعى" آن را در تشهد دوم واجب مى‏داند ، ولى بعضى مانند "ابو حنیفه" آن را واجب نشمرده‏اند . (تذكره علامه ، جلد 1 ، صفحه 126)

جالب اینكه " شافعى" همین فتوا را در شعر معروفش صریحاً آورده است ، در آنجا كه مى‏گوید :

 

یا اهل بیت رسول اللَّه حبكم

 

فرض من اللَّه فى القرآن انزله‏

 

كفاكم من عظیم القـدر انكم

 

من لم یصـل علیكم لا صلاة له‏

 

"اى اهل بیت رسول اللَّه محبت شما از سوى خداوند در قرآن واجب شده است، در عظمت مقام شما همین بس كه هر كس بر شما صلوات نفرستد، نمازش باطل است."(در كتاب نفیس" الغدیر" انتساب این اشعار را به امام شافعى از "شرح المواهب زرقانى" ، ج 7 ، ص 7 و جمعى دیگر آورده است.)

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

1- تفسیر نور ، ج9

2- تفسیر نمونه ، ج 17

3- صحیح بخارى

4- تفسیر روح البیان

5- تفسیر نور الثقلین

6- تفسیر مجمع البیان




دسته بندی : کتابخانه , مقالات , ادعیه و زیارات , پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ,

       رحمان نجفی
      07:32 ب.ظ -  یکشنبه 16 فروردین 1394
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic